برگردان به زبان ساده
در حریم کعبه شاه انس و جان آمد پدید
آنکه مقصود دو عالم بود آن آمد پدید
هوش مصنوعی: در مکانی مقدس و پر از نور، که مرکز عشق و محبت است، شخصیتی بزرگ و خاص ظاهر شد. این فرد، هدف و مقصود همه عالمها بود و همگان به او رجوع کردند.
حکمران آسمان اندر زمین شد جلوهگر
پادشاه لامکان اندر مکان آمد پدید
هوش مصنوعی: حکمرانی که بر آسمانهاست، در زمین ظاهر شد و پادشاهی که در هیچجا محدود نمیشود، در مکانها نمایان گردید.
ذات مطلق کان برون بود از مکان و از زمان
شد مقید در مکان و در زمان آمد پدید
هوش مصنوعی: ذات بینهایت و مطلق، از حدود مکان و زمان فراتر بود، اما سپس در قالب مکان و زمان محدود شد و تجلی پیدا کرد.
کعبه خود قلب جهانست و ز غیب ذات خویش
سر غیب الغیب در قلب جهان آمد پدید
هوش مصنوعی: کعبه در واقع مرکز جهان است و از عالم غیر، حقیقت خود را در قلب جهان آشکار کرده است.
ممکنی پیدا شد اما واجب آمد در ظهور
گشت جسمی ظاهر اما سرجان آمد پدید
هوش مصنوعی: وقتی چیزی در دنیا به وجود آمد و ظاهر شد، لازم است که آن را بشناسیم. در اینجا اشاره شده که وجود یک جسم محسوس ممکن است، اما آنچه مهمتر است، روح و عمق وجودی آن است که باید آشکار شود.
گرد عالم چند میجویی نشان از بینشان
بینش ار داری جمال بینشان آمد پدید
هوش مصنوعی: اگر در جستجوی نشانهای از وجود بینشان برآیی، بدان که اگر بینش و درک درستی داشته باشی، زیبایی آن وجود بینشان خود را نمایان میکند.
تا کند خود را تماشا با همه وصف و شئون
در شهود از غیب آن گنج نهان آمد پدید
هوش مصنوعی: شخص در تلاش است تا خود را با تمامی ویژگیها و حالتها بشناسد و به درک عمیقی از حقیقت وجودیاش برسد. این درک از دنیای پنهان و گنجی نهانی که در خودش دارد، به تدریج آشکار میشود.
با تمام معنی اسم ذات و اسماء صفات
صورتی گشت آنشه با عز و شان آمد پدید
هوش مصنوعی: ذات و صفات الهی به شکل و صورت مشخصی تجلی یافتهاند، و این ظهور با عظمت و شان خاصی همراه است.
پیش از آن کاید فرود ایاک نعبد نستعین
از درون قبله وجه مستعان آمد پدید
هوش مصنوعی: قبل از اینکه به دعا و نیایش مشغول شویم، باید از درون خود کمک و راهنمایی بیابیم که به سمت قبله و هدفمان هدایتمان کند.
طالبان را مژده ده مطلوب آمد در کنار
میکشان را کن خبر پیرمغان آمد پدید
هوش مصنوعی: ای افرادی که در جستجوی هدف و خواستهاید، بشارت بدهید! آنچه را که دنبال آن هستید، به حقیقت پیوسته و در کنار شماست. به مینوشان خبر دهید که آن راهنمای دانا و پخته، که دارای تجربههای زیاد است، ظاهر شده است.
عشقبازان را حبیب با وفا گشت آشکار
دردمندان را طبیب مهربان آمد پدید
هوش مصنوعی: عاشقان وفادار، محبوبشان را یافتند و دردکشیدگان، به پزشک مهربانی دست پیدا کردند.
احمد مرسل که خود روح روان عالمست
بهر آن روح روان روح روان آمد پدید
هوش مصنوعی: احمد پیامبری است که خود روح و جان عالم محسوب میشود، و به خاطر همان روح و جان، روح و جان دیگری به وجود آمده است.
تا که بنماید بلاغت را نهج در روزگار
آن خدای نطق و خلاق بیان آمد پدید
هوش مصنوعی: تا زمانی که بلاغت و زیبایی بیان آشکار شود، در زمان خدای سخن و خالق الفاظ، ظهور کرد.
باغ وحدت کش نهالند انبیاء و اولیاء
باغبان آن خدائی بوستان آمد پدید
هوش مصنوعی: درختان باغ وحدت را پیامبران و دوستان خدا میکارند و باغبان این باغ، خود خداوند است که این بهشت را برای پرورش روحانیات پدید آورده است.
حق ندارم خوانمش جز حق چه پنهان از شما
فاش میبینم که حق فاش و عیان آمد پدید
هوش مصنوعی: من نمیتوانم این شعر را بخوانم، اما از حقایق پنهانی آگاه شدهام که بهوضوح در حال نمایان شدن هستند.
قادری آمد که چون دم زد بحرف کاف و نون
ماه و خورشید و زمین و آسمان آمد پدید
هوش مصنوعی: شخصی از قدرت و توانایی خاصی برخوردار آمد که با یک کلمه یا نفس خود، همه چیز را به وجود آورد؛ ماه، خورشید، زمین و آسمان نمایان شدند.
با ولایش دل ز هول روز محشر ایمن است
درحقیقت معنی کهف الامان آمد پدید
هوش مصنوعی: با محبت او، دل از ترس روز قیامت در امان است و در واقع، معنای پناهگاه روشن میشود.
حب و بغضش میدهد از هالک و ناجی خبر
بهر نقد قلب و خالص امتحان آمد پدید
هوش مصنوعی: عشق و دشمنی او انسان را از هلاکت و نجات آگاه میسازد؛ بنابراین، برای آزمایش واقعی دل و خلوص نیت، امتحانی آمده است.
کی توان خواندن کف فیاض او را بحر و کان
آنکه از جود وجودش بحر و کان آمد پدید
هوش مصنوعی: کسی نمیتواند نعمتهای بیپایان او را بشناسد، چون او به اندازهای بخشنده است که وجودش مانند دریاست و این دریا به خاطر بخششهای او به وجود آمده است.
خیزد از هرجا غلامی بهر درگاهش بلی
قنبر از زنگ و صغیر از اصفهان آمد پدید
هوش مصنوعی: از هر سوی، نوکرانی برای خدمت به درگاه او میآیند. قنبر از زنگ (منطقهای در آفریقا) و صغیر از اصفهان (شهری در ایران) پدیدار شدند.