برگردان به زبان ساده
ای در طلبت صد چاک از غصه گریبانها
خونها ز غمت جاری از دیده به دامانها
هوش مصنوعی: ای کسی که به دنبال تو هستم، غم و اندوهی که در دل دارم باعث شده تا پیراهنهایم پاره شود و اشکهایم به خاطر غمت همچون رودخانهای بر دامنم بریزد.
در زاویه هجرت بنشسته به خون دلها
در بادیه عشقت سر کرده قدم جانها
هوش مصنوعی: در گوشهای از دیاری دور، دلها به خاطر عشق تو شکسته و خونین شدهاند و در بیابان عشق تو، جانها متحمل رنجها و دردها شدهاند.
آلوده به خون باشد از پای مجانینت
هر خار که میبینم در طرف بیابانها
هوش مصنوعی: هر خار و خسی که در بیابان میبینم، یادآور کسانی است که از پا افتادهاند و به شدت آسیب دیدهاند.
با شوق لقایت جان از جسم رهد شادان
چون مردم زندانی از گوشه زندانها
هوش مصنوعی: با اشتیاق دیدارت، جانم از بدن جدا میشود، خوشحال مانند افرادی که از گوشهی زندان آزاد شدهاند.
چه کعبه و بتخانه چه خانقه و مسجد
با یاد تو در هرجا جمعند پریشانها
هوش مصنوعی: در هر کجا که باشیم، چه مکانهای مذهبی مانند کعبه و مسجد، چه مکانهای دیگر مانند بتخانه و خانقاه، همه جا افرادی که پریشان و سرگردان هستند، به یاد تو جمع میشوند.
چه رند خراباتی چه شیخ مناجاتی
اوصاف ترا هریک گویند به عنوانها
هوش مصنوعی: هر کدام از افراد، چه آنهایی که اهل شراب و مستی هستند و چه آنهایی که اهل عبادت و دعا، ویژگیهای تو را به شیوههای مختلف توصیف میکنند و هر یک به نحوی دربارهات صحبت میکنند.
چه فاخته در گلشن چه جغد به ویرانه
دارند نهان هریک حمد تو در افغانها
هوش مصنوعی: در باغ، فاخته و در ویرانه، جغد هر کدام به گونهای خاص به ستایش تو پرداختهاند.
تهلیل تو را کبکان گویند به کهساران
تسبیح تو را مرغان خوانند به بستانها
هوش مصنوعی: پرندگان در کوهستانها نام تو را به تحسین و نیایش میبرند و در باغها نیز مرغان دیگر تو را با دعا و ذکر صدا میزنند.
در معرفتت تنها حیران نه منم کاینجا
هم عقل کل استاده اندر صف حیرانها
هوش مصنوعی: در فهم و درک تو تنها من نیستم که حیرت زدهام، بلکه در اینجا همه از عقل کل نیز به حیرت افتادهاند و در صف حیرتزدهها ایستادهاند.
ذات تو دلیل آمد بر ذات تو و جز این
باشد ببر کامل ناقص همه برهانها
هوش مصنوعی: وجود تو برهان و دلیلی بر وجود خود توست و اگر غیر از این باشد، هر دلیل و برهانی ناتمام و ناقص خواهد بود.
تو اول و تو آخر تو ظاهر و تو باطن
صادر ز تو اولها راجع به تو پایانها
هوش مصنوعی: تو آغاز و انجام همه چیز هستی، تو نمود و حقیقتی. تمامی موجودات از تو آغاز میشوند و به تو ختم میشوند.
ملک از تو و حکم از تو نصب از تو و عزل از تو
در ملک تویی سلطان مملوک تو سلطانها
هوش مصنوعی: سلطنت و فرمانروایی از آن توست، تو تعیین میکنی که چه کسی منصوب و چه کسی برکنار شود. در سرزمین تو، تو سلطان هستی و دیگر سلطانها نیز تحت فرمان تو هستند.
جسم از تو بود جان هم سر از تو و سامان هم
داریم ز تو سامان ما بیسر و سامانها
هوش مصنوعی: بدن ما از توست و روح ما نیز از توست، ما از تو سازمان و ترتیب داریم؛ اما بینظمی و بیسامانیهایمان نیز از توست.
با حکمت تو هرگز از ابر بهار و دی
بیهوده نمیبارد یک قطره ز بارانها
هوش مصنوعی: با خرد و دانایی تو، هیچ وقت بارانهای بهار و زمستان بیفایده نمیبارند و هر قطرهای از آنها حتماً هدف و معنایی دارد.
گویند گنه بخشی چون بنده پشیمان شد
جز تو که پشیمانی بخشد به پشیمانها
هوش مصنوعی: میگویند وقتی که کسی گناه کرده و پشیمان میشود، جز تو هیچ کس نیست که بتواند به دلهای پشیمان آرامش بدهد.
بر تابع فرمانها فرض است جنان اما
بیعون تو نتواند کس بردن فرمانها
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده که به طور طبیعی بهشت باید از انسانها پیروی کند، اما بدون کمک و یاری تو هیچکس نمیتواند از دستورات تبعیت کند.
شاید که شوند از تو مأیوس گنهکاران
هرگاه فزونتر شد از عفو تو عصیانها
هوش مصنوعی: اگر گنهکاران ببینند که نادانی و خطاهایشان از رحمت و بخشش تو بیشتر شود، شاید از تو ناامید شوند.
یک ذره نخواهد کرد احسان تو کوتاهی
درباره کافرها در حق مسلمانها
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که حتی اگر تو در کمک و نیکی به دیگران کم بگذاری، این موضوع بر کسی که ایمان ندارد تأثیری نخواهد گذاشت و در مقابل، مسلمانان همچنان به حمایت و محبت نیاز دارند. در واقع، کمک به مسلمانان اهمیت بیشتری دارد و نباید از آن غفلت کرد.
ما خیرهسران هریک یک عمر به درگاهت
کردیم چه عصیانها دیدیم چه احسانها
هوش مصنوعی: ما که سرسخت و stubborn بودهایم، هر کدام از ما یک عمر در برابر تو ایستادهایم و تجربه کردهایم که چقدر گناه کرده و همچنین لطف و محبت تو را دیدهایم.
ما بنده نادانیم از کرده ما بگذر
ای پادشه دانا بخشای به نادانها
هوش مصنوعی: ما بندگان نادانی هستیم و از اعمالمان میخواهیم که ای پادشاه دانا، بخششی به نادانها داشته باشی و از خطاهایمان بگذری.
یارب به حق آنان کز نیست شدن در تو
معمورهٔ هستی را هستند نگهبانها
هوش مصنوعی: ای خدای من، به حق آنانی که با نبودن خود، حافظ و نگهبان این دنیا و هستی تو هستند.
از علت نادانی ما را تو رهایی ده
این درد تو درمان کن ای خالق درمانها
هوش مصنوعی: ما را از نادانی نجات بده و این درد را درمان کن، ای خالق تمام درمانها.
از رحمت خود ما را میدار به هر حالت
محظوظ ز دانایی محفوظ ز خسرانها
هوش مصنوعی: ما را به رحمت خود در هر شرایطی حفظ کن تا از دانش آگاهی برخوردار باشیم و از زیانها دور بمانیم.
وانها که همیپویند اندر ره عرفانت
بر فرق صغیر افشان خاک قدم آنها
هوش مصنوعی: کسانی که در مسیر شناخت و معرفت تو گام برمیدارند، بر سر کوچکان و خردسالان خاک پای خود را میپاشند.