برگردان به زبان ساده
وَ إِذْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَکُمْ وَ رَفَعْنٰا فَوْقَکُمُ اَلطُّورَ خُذُوا مٰا آتَیْنٰاکُمْ بِقُوَّةٍ وَ اُذْکُرُوا مٰا فِیهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ (۶۳) ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ فَلَوْ لاٰ فَضْلُ اَللّٰهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ لَکُنْتُمْ مِنَ اَلْخٰاسِرِینَ (۶۴) وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ اَلَّذِینَ اِعْتَدَوْا مِنْکُمْ فِی اَلسَّبْتِ فَقُلْنٰا لَهُمْ کُونُوا قِرَدَةً خٰاسِئِینَ (۶۵) فَجَعَلْنٰاهٰا نَکٰالاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهٰا وَ مٰا خَلْفَهٰا وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِینَ (۶۶)
هوش مصنوعی: و وقتی که از شما پیمان گرفتیم و کوه طور را بالای سرتان بلند کردیم، به شما گفتیم: آنچه را که به شما دادهایم با قدرت بپذیرید و آنچه در آن است را به یاد داشته باشید، شاید که پرهیزکار شوید. سپس بعد از آن از این دستور سرپیچی کردید، پس اگر فضل و رحمت خداوند بر شما نبود، حتماً از زیاندیدگان میبودید. و شما خوب میدانستید که چه کسانی از شما در روز شنبه تجاوز کردند، بنابراین به آنها گفتیم: «به شکل میمونهای طرد شده درآیید.» پس آن را عذابی برای آنچه در برابرشان و آنچه در پی آن بود قرار دادیم و پندی برای پرهیزکاران ساختیم.
و چون گرفتیم پیمان شما را و بلند کردیم بالای شما طور را فرا گیرید آنچه دادیم شما را بتوانایی و یاد کنید آنچه در آنست تا شاید شما بپرهیزید (۶۳)، پس برگشتید از بعد ازین پس اگر نبود فضل خدا بر شما و رحمت او هر آینه بودید از زیانکاران (۶۴) و هر آینه بتحقیق دانستید آنان که تعدی کردند از شما در شنبه پس گفتیم مر ایشان را که بشوید بوزینهها رانده شده (۶۵)، پس گردانیدیم آن را عبرتی برای آنکه باشد میان دو دستشان و آنچه باشد پس سرشان و پندی از برای پرهیزکاران (۶۶)
هوش مصنوعی: زمانی که ما با شما پیمان بستیم و کوه طور را بر فراز شما قرار دادیم، از شما خواستیم آنچه را که به شما دادهایم به خوبی درک کنید و به یاد آورید تا شاید از کارهای نادرست بپرهیزید. اما بعد از آن، اگر لطف و رحمت خدا بر شما نبود، حتماً در زمره زیانکاران قرار میگرفتید. همچنین بدانید کسانی که شنبه را نقض کردند، مورد عذاب قرار گرفتند و به آنها گفتیم که تبدیل به بوزینههای طرد شده شوند. این داستان عبرتی شد برای کسانی که در آینده عبرت بگیرند و پند بگیرند.
« در تحقیق اخذ میثاق و حقیقت طور »
هوش مصنوعی: در این تحقیق به بررسی موضوع اخذ میثاق و حقیقت آن پرداخته شده است.
وینکه بگرفتیم میثاق وجود
از شما هم عهد ایمان و سجود
هوش مصنوعی: ما از شما پیمان وجود را گرفتیم و همچنین عهدی در ایمان و عبادت داریم.
آن یکی بد سابق و این لاحق است
شاد جانی کاندر این دو صادق است
هوش مصنوعی: یکی از آنها گذشتهاش بد بوده و دیگری اوضاعش بهتر است. اما خوشحالم که هر دو در صداقت یکسان هستند.
فهم میثاق ار تو را در نیت است
عهد سابق لازم کونیت است
هوش مصنوعی: اگر قصد و نیت تو فهم میثاق باشد، پس عهدی که در گذشته بسته شده، لازم و ضروری است تا به وجود آید.
عهد سابق تو شدی موجود از او
خود نبودی هیچ و گشتی بود از او
هوش مصنوعی: عهد و پیمان گذشتهات به واقعیت تبدیل شد، اما خودت وجود نداشتی و فقط به واسطه او بودی.
عهد لاحق سوی او برگشتن است
پاس عهدش را ز جان بگذشتن است
هوش مصنوعی: عهد و پیمان بعدی به سمت او بازگشتن است و وفای به آن عهد به هزینه جان است.
«طور » را دادیم رفعت در نمود
کآن شما را از مراتب فوق بود
هوش مصنوعی: ما به کوه «طور» علو و بلند مرتبهگی بخشیدیم، چرا که شما از مراحل بالاتر و برتری برخوردارید.
«طور » را شاید اگر دانی دماغ
جنبش اعضاست از وی بالبلاغ
هوش مصنوعی: اگر «طور» را بشناسی، شاید بدانی که حرکت اعضا و بدن از آن نشأت میگیرد و به نوعی به بلاغت و بیان مرتبط است.
همچنان که عقل فوق عالم است
عالم از وی در نمایش هر دم است
هوش مصنوعی: عقل برتر از همه چیز است و عالم به واسطه آن هر لحظه در حال نمایش و بروز است.
نور حق ظاهر شد اندر «طور » عقل
گشت روشن هر دو کون از نور عقل
هوش مصنوعی: نور حقیقت در کوه طور نمایان شد و به دنبال آن، عقل روشن و آگاه گشت؛ هم دنیا و هم آخرت از نور عقل روشن شدند.
فوق جسم آدمی باشد دماغ
کوست جای عقل گر جویی سراغ
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که عقل و تفکر فراتر از بدن انسان قرار دارد و جایی که میتوان عقل را یافت، در درون سر است. اگر به دنبال عقل و درک هستی، باید به سراغ آن منطقه بروی.
گفت زآن رو بر شما فوق است «طور »
هم بود زو در بدن این حس و زور
هوش مصنوعی: به همین خاطر، بر شما برتری دارد، چون جبل طور نیز به خاطر حضور این حس و قدرت از اوست.
از دماغ این قوت و حس در تن است
قوة او هم ز فضل ذوالمن است
هوش مصنوعی: این احساس و قدرت از درون وجود انسان ناشی میشود و نیروی او نیز به برکت و فضل الهی است.
پس شما از قوة ما زنده اید
یاد این قوه کنید ار بنده اید
هوش مصنوعی: شما به زندگی خود ادامه میدهید به خاطر قدرت ما، پس اگر به ما وابستهاید، به یاد این قدرت باشید.
تا شما را نور جان افزون شود
زین فزونی برتر از گردون شود
هوش مصنوعی: برای اینکه شما به نور و زندگی تازهای دست یابید، باید از این افزایش و پیشرفت فراتر روید و به جایگاههایی بالاتر برسید.
هست پرهیز از نشان هوشمند
می پسندد آنچه عقل آرد پسند
هوش مصنوعی: خودداری از نشان دادن خویشتن، مورد پسند هوشمندان است و آنچه عقل به آن رای میدهد، مطلوب است.
عقل را نبود به جز نیک اختیار
لاجرم عاقل بود پرهیزکار
هوش مصنوعی: عقل تنها به انتخاب نیکو محدود است، بنابراین فرد عاقل باید پرهیزکار باشد و از کارهای ناپسند دوری کند.
از دو شیء آن را که باشد نیک تر
می نماید اختیار اندر سِیر
هوش مصنوعی: از بین دو چیز، آن چیزی که بهتر و نیکوتر است، در انتخاب و مسیر زندگی بیشتر خود را نشان میدهد.
زآنچه باشد پست تر بگریزد او
گرچه باشد شِکَّر ، از کف ریزد او
هوش مصنوعی: آنچه پایینتر از خود است، از آن دوری میکند. حتی اگر آن چیز شیرین و خوشمزه باشد، باز هم از دستش میافتد.
رفته رفته تا مقام عشق و حال
باز دیگر تا لقای ذوالجلال
هوش مصنوعی: کم کم به مرتبهٔ عشق و حال میرسد و دوباره به دیدار صاحب جلال میرسد.
گر بود عقلت به نیکی رهنمون
این بود رمز لَعلَّ تَتَّقُون
هوش مصنوعی: اگر عقل تو تو را به نیکی هدایت کند، این خود نشاندهنده آن است که باید از بدیها دوری کنی.
عقل دارد آن تمکّن در حصول
که کند فهم معانی هم قبول
هوش مصنوعی: عقل زمانی به درک معانی میرسد که توانایی لازم را برای تفکر و تحلیل داشته باشد.
بر عقول است آن خُذُواْ ای اغلبو
سوی آتَینَاکُم ار داری تو رو
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که عقلها متوجه هستند که ای گروه اغلب، به سمت ما بیایید اگر تو آمادگی داری.
بر کتاب عقل فرقانی گرای
زوست توراتت به ظاهر رهنمای
هوش مصنوعی: کتاب عقل را بخوان و به آن توجه کن، که این کتاب، تورات تو در ظاهر است و راهنمایی برای تو به شمار میآید.
باز برگشتند قومی ناتمام
سوی ادنی منزل از اعلی مقام
هوش مصنوعی: گروهی ناتمام دوباره به خانهای نزدیکتر برگشتند، پس از اینکه از جایگاهی بالا پایین آمده بودند.
از ره دارالسلام روح باز
خیره برگشتند بر شهر مجاز
هوش مصنوعی: از مسیر بهشت، روحها بازگشته و به شهر واقعیت خیره شدهاند.
گر نبود از فضل حق وز رحمتش
در زیان بودید و دور از حضرتش
هوش مصنوعی: اگر نعمتهای خداوند و رحمت او نبود، در زیان و ضرر قرار میگرفتیم و از حضورش دور میشدیم.
فضل حق جز عقل کامل سیر نیست
جز ز وی ره بر نزول خیر نیست
هوش مصنوعی: فقط عقل کامل میتواند به فضیلت حق دست پیدا کند و بدون آن، راهی برای نزول خیر و برکت وجود ندارد.
بد سه ماهی در میان آبگیر
دام افکندند صیادان به زیر
هوش مصنوعی: صیادان در زیر آبگیر، دام را برای صید بد سه ماهی قرار دادهاند.
آنکه عاقل بد ره دریا گرفت
نیم عاقل اندر آن سکنا گرفت
هوش مصنوعی: کسی که عاقل است، مسیر دریا را انتخاب میکند، اما کسی که فقط نیمهعاقل است، در همان جا میماند و پیشرفت نمیکند.
داشت اُنسی سخت با آن آبگیر
لیک فضل عقل بودش در ضمیر
هوش مصنوعی: او رابطهی نزدیکی با آن آبگیر داشت، اما در درونش وجود او به خاطر عقلش پر از فضیلت بود.
میل سوی آبگیرش خام کرد
عقل زد هِی واقفش از دام کرد
هوش مصنوعی: عقل آدمی به سمت آرامش و سعادتی میخزد، اما گاهی نادانی او را به گمراهی میکشاند و نمیگذارد که از خطرات جلوگیری کند.
خویشتن را مرده کرد و باز رست
سوی بحر افکند صیادش ز شست
هوش مصنوعی: او با بیتوجهی به خود، به خواب مرگ مانند فرو رفت و دوباره به زندگی بازگشت، همانطور که صیادی ماهی را از آب بیرون میآورد.
وآنکه هیچ از عقل فرهنگی نداشت
پخته شد در آتش و ننگی نداشت
هوش مصنوعی: آن کسی که هیچ دانشی از فرهنگ و اندیشه نداشت، در سختیها و چالشها تجربهای کسب کرد و این موضوع برایش عیبی نداشت.
لاجرم عقل است آن فضلی که گفت
گر نباشد عقل با خواری است جفت
هوش مصنوعی: به طور خلاصه میتوان گفت که عقل یک نعمت و فضیلت بزرگ است، و اگر انسان بدون عقل زندگی کند، به مانند انسانی است که در خفت و ذلت به سر میبرد. عقل به ما کمک میکند تا از زندگی بهتری برخوردار شویم و از مشکلات فرار کنیم.
باز بشنو الَّذِینَ اعتَدواْ
چون ز یوم السبت گرداندند رو
هوش مصنوعی: دوباره بشنوید درباره کسانی که به اعتدال پرداخته و چون روز شنبه به گرداندن روی آوردند.
روز شنبه بر یهودا ن بی فتور
روز تقوی بود و تعطیل از امور
هوش مصنوعی: روز شنبه، روزی است که یهودیان به آن احترام میگذارند و به امور دنیوی رسیدگی نمیکنند، بلکه در تقرب به خدا و انجام اعمال عبادی مشغول هستند.
بر عبادت تا کنند از جان قیام
از پی جبران غفلت ها تمام
هوش مصنوعی: برای عبادت، نیاز است که انسان از جان خود فدا کند و برای جبران غفلتها و کوتاهیها تمام تلاشش را بکند.
از پی اصلاح عمر رفته بود
روز جبران از عثور هفته بود
هوش مصنوعی: به دنبال بهبود و اصلاح زندگیاش بود، روزی که فرصتی برای جبران اشتباهات گذشته پیش آمد.
این عبادت بهر آن گردید وضع
اندر اوقات معین تا به نزع
هوش مصنوعی: این عبادت به این دلیل است که در زمانهای مشخصی انجام شود تا به هدف نهایی برسد.
زنگ غفلت تا شود از قلب دور
کآمد او را از مشاغل در ظهور
هوش مصنوعی: تا زمانی که زنگ غفلت از دل دور شود، او از گرفتاریها و مشغلهها به ظهور و نمایان شدن میآید.
آن توجه وآن صلاة معتدل
میزداید زنگ غفلت ها ز دل
هوش مصنوعی: آن توجه و نماز متوازن، غفلتها را از دل میزداید.
شنبه شد زآن روز طاعت بر یهود
تا کنند آن روز اصلاح وجود
هوش مصنوعی: شنبه روزی است که یهودیان به عبادت و پرستش میپردازند و امیدوارند در این روز زندگی خود را اصلاح کنند.
حیلت آوردند، حیلت ساز چند
بهر صید آن روز و کردند این پسند
هوش مصنوعی: در آن روز به منظور شکار، تدبیرهایی اندیشیدند و اقداماتی انجام دادند که مورد رضایت قرار گرفت.
لاجرم اوصاف روحانی تمام
سلب شد زآن فرقه از نص کلام
هوش مصنوعی: به ناچار، ویژگیهای روحانی بهطور کامل از آن گروه بر اساس متن گفته شده، گرفته شد.
تیرگی بر تیرگی افزوده شد
صورت اوصاف بد بنموده شد
هوش مصنوعی: تاریکی بر تاریکی اضافه شده و صفات زشت او نمایان شده است.
مسخشان کرد آنکه صورت بند بود
صورت بوزینه آمد در نمود
هوش مصنوعی: کسی که خود را به شکل و صورتی درآورده بود، باعث شد که آنها تغییر شکل دهند و به صورت بوزینه نمایان شوند.
شد مبدل ذاتشان از فعل دون
همچو نیلی کآن به قبطی گشت خون
هوش مصنوعی: آنها از ویژگیهای زشت خود تغییر یافتهاند و مانند نیلی که به رنگ خون قبطی درآمده، تبدیل شدهاند.
بس شکال آرد در اینجا فلسفی
لیک بگذشت از بیان آن صفی
هوش مصنوعی: در اینجا موضوعاتی عمیق و فلسفی وجود دارد، اما از ذکر جزئیات و توضیحات آنها خودداری میشود.
« در بیان تناسخ »
هوش مصنوعی: در این متن به مفهوم تناسخ اشاره شده است. تناسخ به معنای بازگشت روح انسان به جسمی جدید پس از مرگ است. این عقیده بر این تأکید دارد که روح پس از ترک بدن، در قالبی جدید به زندگی ادامه میدهد. این باور در بسیاری از فرهنگها و مذاهب مختلف وجود دارد و عموماً به عنوان یک چرخه از زندگی، مرگ و تولد مجدد شناخته میشود. در حقیقت، تناسخ نشاندهنده استمرار وجود و تجربیات روح است که به شکلهای مختلف در طول زمان تکرار میشود.
مسخ نوعی از تناسخ آمده است
وآن تناسخ بر دو قسم آمد به دست
هوش مصنوعی: مسخ به عنوان یک نوع تناسخ شناخته میشود و این تناسخ به دو دسته تقسیم میشود.
هست یک قسم از دو قسمش نقل روح
پیش صوفی باطل است آن بالوضوح
هوش مصنوعی: یک بخش از دو بخش، که روح را به صوفی منتقل میکند، به وضوح نادرست است.
قسم دیگر از حقیقت دان ظهور
در مقامی کوست لایق بی قصور
هوش مصنوعی: بخشی دیگر از حقیقت را بشناس که در مقام والایی قرار دارد و بدون هیچ نقصی است.
آن حقیقت در مجالی لایقه
جلوه گر گردد بدون عایقه
هوش مصنوعی: حقیقت باید در فضایی مناسب و بدون مانع خود را نشان دهد.
هست این حق گر تو باشی فیلسوف
باشدت بر فهم این معنی وقوف
هوش مصنوعی: اگر تو فیلسوف باشی و به اصول و فلسفهها آشنا باشی، میتوانی درک کنی که این حقیقت وجود دارد.
هر صفاتی را کنی تکمیل آن
خود تو باشی صورت تمثیل آن
هوش مصنوعی: هر ویژگیای که به کمال برسد، بیانگر خود تو است و تو نماد آن ویژگی خواهی بود.
خصلتت نیکو بود، نیکو فری
ور بود بد هم تو آن را مظهری
هوش مصنوعی: خوی تو پسندیده است، تو به خوبی میتوانی دیگران را جلب کنی، اما بدی هم در وجود تو وجود دارد و تو آن را به نمایش میگذاری.
پیشۀ بوزینه گیری در فعال
صورت بوزینه داری در مثال
هوش مصنوعی: این بیت اشاره دارد به اینکه کسی که در کاری خبره و ماهر است، باید به دقت و با تمرکز بر روی آن کار تلاش کند. این به نوعی نشاندهنده اهمیت تخصص و تمرکز در انجام وظایف است.
عارفی کش دل بود آیینه ای
بیندت بر صورت بوزینه ای
هوش مصنوعی: عارفی که دلش پاک و صاف است، مانند آینه ای میماند که تصویر واقعی را به خوبی نشان میدهد و در اینجا به صورت زشت و نامناسب اشاره میکند.
شاید ار پیغمبری ذی قدرتی
از تو در خارج نماید صورتی
هوش مصنوعی: شاید فردی با قدرت و نفوذ، از توانایی تو نمایشی به خود بگیرد یا تو را به شکلی معرفی کند.
وصفت آید در عیان آن و این
تا تو گردی عبرتا للناظرین
هوش مصنوعی: زبان توصیف تو در ظاهر نمایان میشود، تا دیگران از دیدن تو عبرت بگیرند.
گر بود آب زلالی منبعش
معدن کبریت یا خود مرجعش
هوش مصنوعی: اگر چشمهای آب زلال باشد، ممکن است منبع آن معدن کبریت باشد یا خودش منبع و مرجع باشد.
ناید از وی در مقامی کار آب
بلکه باشد مستعدِ نار و تاب
هوش مصنوعی: از او در هیچ مقامی چیزی جز آتش و گرما نمیتراود، بلکه او بیشتر برای تحمل حرارت و عذاب آماده است.
گشته بر کبریت آثارش بدل
مسخ پس باشد بجا اندر محل
هوش مصنوعی: آثار آن به گونهای تغییر کرده که به شکل دیگری درآمده و باید در همان مکان باقی بماند.
رفته وصف آدمی ، از وی ددی است
از حدود آدمیت معتدی است
هوش مصنوعی: انسانیت و ویژگیهای انسانی از وجود او رفته است و او به حدی از آن فاصله گرفته که از مرزهای انسان بودن فراتر رفته است.
تا فعالش چیست نزدیک خرد
سوی او گردد فعالش مسترد
هوش مصنوعی: هر چیزی که به فعالیت و عمل درآید، به سوی عقل و خرد گرایش پیدا میکند و در نتیجه، آن فعالیت به آرامش و حالت سکون برمیگردد.
اینکه بوزینه شدند آن قوم پست
زآن بود که بر بشر او اَشبه است
هوش مصنوعی: اینکه آن گروه افراد پست و بیارزش مانند بوزینهها شدند، به خاطر این است که آنها بیشتر به انسانها شباهت دارند.
هر چه آدم میکند او در فعال
میکند تقلید ، از آن رو شد مثال
هوش مصنوعی: انسان هر کاری که انجام میدهد، به نوعی از دیگران الهام میگیرد و این امر باعث میشود که او هم به نمونهای تبدیل شود.
از زمان نقد خود وز خلق پیش
گفت می کن عبرت اندر حال خویش
هوش مصنوعی: از زمان حال خود و اوضاع مردم عبرت بگیر و درنگ کن.
آنچه مابین دو دست و پشت ماست
از گذشته و حال ما در مشت ماست
هوش مصنوعی: هر چیزی که در زندگی ما، چه از گذشته و چه از حال، وجود دارد، در دستان ماست و ما مسئول آن هستیم.
از پی پیشینیان در روزگار
گشته ایم از بهر عبرت آشکار
هوش مصنوعی: ما در این دوران به دنبال یادگیری از تجربیات و رفتارهای گذشته هستیم تا از آنها درس بگیریم و عبرت بگیریم.
تا ز حال ما مضَی گیریم پند
وز زمان نقد خود بی چون و چند
هوش مصنوعی: باید از وضعیت ما درس بگیریم و از زمان حال خود استفاده کنیم، چرا که ارزش زمان اکنون بینظیر و غیرقابل انکار است.
چشم عبرت بین اگر در صورت است
هر یک از ذرات عالم عبرت است
هوش مصنوعی: اگر با دیده بصیرت به جهان نگاه کنی، تمام اجزای عالم میتوانند برایت درس عبرتی باشد.
شرح آن از حد تقریر است بیش
گر تو را چشمی است عبرت کن ز خویش
هوش مصنوعی: اگر بخواهی موضوع را به طور کامل درک کنی، باید از خودت عبرت بگیری و به دقت نگاه کنی.