برگردان به زبان ساده
چون که در جوش بحر وحدت شد
ظاهر از بحر موج کثرت شد
هوش مصنوعی: زمانی که در عمیقترین حالت خود، وحدت به نمایش درمیآید، این در حقیقت جذبهای است که از تنوع و کثرت به وجود آمده است.
کنز مخفی که غیب مطلق بود
آشکار از حجاب غیبت شد
هوش مصنوعی: گنجی که در عالم غیب و پنهانی بود، اکنون از پس پردهی invisibility نمایان شده است.
تا نماند به خانه غیر از خود
عین اشیاء ز فرط غیرت شد
هوش مصنوعی: به خاطر شدت غیرت، هیچ چیزی جز خود واقعیات در خانه نمانده است.
گاه گردید دل گهی دلدار
گاه آئینهدار طلعت شد
هوش مصنوعی: گاهی دل به معشوق میرسد و گاهی به زیباییاش مینگرد.
گاه بنمود روی و از معنی
هر دمی صد هزار صورت شد
هوش مصنوعی: گاهی با دیدن چهرهاش، هر لحظه هزاران سخن و مفهوم مختلف از آن به وجود میآید.
گاه بگشود روی و از محفل
در سراپرده هویت شد
هوش مصنوعی: گاه به ناگاه چهرهاش را نشان میدهد و از جمع دوستانهاش بیرون میآید و به نوعی خود واقعیاش را به نمایش میگذارد.
گاه شمشیر در معارک زد
گاه آماده شهادت شد
هوش مصنوعی: گاهی در میدان نبرد، شمشیر کشیده و جنگ میکند، و گاهی هم خود را برای شهادت آماده میسازد.
گاه در خوابگاه احمد خفت
گاه بر مسند امامت شد
هوش مصنوعی: گاهی در خوابگاه پیامبر استراحت میکند و گاهی بر جایگاه رهبری و امامتی نشسته است.
گاه ترویج شرع احمد کرد
رهنما گاه در طریقت شد
هوش مصنوعی: گاه دین و قواعد شریعت پیامبر احمد را ترویج میکرد و گاه به راه و روش خاصی در سیر و سلوک میپرداخت.
ماالحقیقه که از زبان کمیل
گفت و خود عین آن حقیقت شد
هوش مصنوعی: حقیقتی که کمیل بیان کرد، خود به واقعیت تبدیل شد و به عینیت پیوست.
خلق را گه به خوشی شورانید
وانگه اندر سرای عزلت شد
هوش مصنوعی: مردم گاهی با شادی و نشاط خود را مشغول میکنند و بعد به گوشهنشینی و تنهایی میگرایند.
گه به منبر دم از سلونی زد
گاه لب بست و خود به حیرت شد
هوش مصنوعی: گاهی بر منبر صحبت از پرسش و پاسخ میکرد، اما گاهی نیز سکوت میکرد و خود در حیرت فرومیرفت.
گاه در طور لن ترانی گفت
یعنی اندر حجاب عزت شد
هوش مصنوعی: گاهی در کوه طور، خداوند فرمود: «تو مرا نمیتوانی ببینی» یعنی در حجاب عظمت و بزرگی قرار گرفتی.
در جهان بیحجاب و پرده گهی
جلوهگر در هزار کسوت شد
هوش مصنوعی: در این دنیا که هیچ پوششی وجود ندارد، گاهی در شکلهای مختلف و گوناگون نمایان میشود.
گاه بنمود رخ به موسی و گه
بر یهودان رهین خدمت شد
هوش مصنوعی: گاهی چهرهی زیبا و دلفریبش به موسی خود را نشان میدهد و گاهی هم با یهودیان در حال خدمت به آنان است.
گه سه نان داد و خویش حامد خویش
زان کنایت به هفده آیت شد
هوش مصنوعی: گاهی اوقات به انسان نیکوکار و سخاوتمند، به اندازهای که نیاز دارد، کمک میشود تا به رفاه و آسایش برسد و از این طریق ارتباط نزدیکی با دیگران برقرار میکند.
گاه اندر نماز خاتم داد
ختم بر دست او مروت شد
هوش مصنوعی: گاهی در حال نماز، انگشتر خاتم بر دستان او، نشانهٔ جوانمردی و ادب او گردید.
جود ذاتی او ز سر قدم
بر حدوث دو کون علت شد
هوش مصنوعی: نعمت و بخشش ذاتی او باعث شد که وجود دو جهان به وجود آید.
جلوهگر وحدتش در این کثرت
بهر اظهار جود و قدرت شد
هوش مصنوعی: جلوهای از یکتاییاش در میان این کثرت ظهور کرده است تا بخشش و توانمندیاش را نشان دهد.
وه چه قدرت که چار عنصر جمع
از دم او به یک طبیعت شد
هوش مصنوعی: چه نیرویی در وجود اوست که چهار عنصر طبیعی با دم او به یک سرشت تبدیل میشوند.
وه چه قدرت کهش از دو حرف جهان
وندران هر چه هست خلقت شد
هوش مصنوعی: به چه نیرویی که تنها با دو حرف، جهان را به وجود آوردند، هرچه هست نتیجه همین آفرینش است.
دوش کهاندر حضور پیر مغان
در خرابات عشق صحبت شد
هوش مصنوعی: دیشب در حالی که در محفل عاشقان بودم، با پیر و مرشد مغان ملاقات کردم و با او درباره عشق گفتگو کردیم.
این سخن بود گوهری و برون
از دهان علی رحمت شد
هوش مصنوعی: این گفته مانند گوهری ارزشمند است و هنگام بیان آن از زبان علی، پر از محبت و رحمت شده است.
که حقیقت به ملک هستی شاه
نیست غیر از علی ولیالله
هوش مصنوعی: حقیقت در عالم هستی تنها متعلق به علی، ولیالله است و هیچ کس دیگری در این مقام نیست.
مصطفی شاه ملک امکانی
اولین موج بحر یزدانی
هوش مصنوعی: مصطفی، بزرگترین فرمانروا و صاحب مقام در عالم وجود، همانند نخستین موج در دریای بیپایان آفرینش است.
در شب قرب واجب از دامان
چون برافشاند گرد امکانی
هوش مصنوعی: در شب نزدیک به قربانی، فضایی همچون دامن گشوده میشود که گرد و غبار امکان را میپراکند.
سم رخشش حجاب نُه گردون
کرد منشق ز گرم جولانی
هوش مصنوعی: چهره زیبا و درخشانش پردهای بر آسمان افکنده و من را از شدت عشقش غرق در حرارت و شور و شوق کرده است.
این عجب بین که آن شب اشیاء را
داد جسمش عروج روحانی
هوش مصنوعی: عجب است که در آن شب، اشیاء به واسطه وجود او، به حالت روحانی و بالا رفتن دست یافتند.
هست یعنی حقیقت هر شیی
ظل آن جسم پاک نورانی
هوش مصنوعی: هر چیزی که وجود دارد، در واقع نشاندهندهی حقیقتی است که در سایهی آن جسم پاک و نورانی قرار دارد.
تا به قوسین و قاب پیغمبر
گشت خارج به جسم ربانی
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر این است که پیامبر به مرحلهای از نزدیکی و ارتباط با خداوند رسید که فراتر از محدودیتهای جسمی و دنیوی بود و در حقیقت به نوعی تجلی الهی دست یافت.
سر حد کمان شنو کهاینک
مر تراگویم ار سخندانی
هوش مصنوعی: به گوش بگیر که من در کنار کمان به تو میگویم، اگر سخنپرداز و اهل سخن هستی.
تا به واجب چو دوره پرگار
کن تصور تو دور امکانی
هوش مصنوعی: تا زمانی که به دایره وظایف بپردازم، تصور تو را به دور از امکان میبینم.
جامع دوره را نبوت دان
بر نبوت دو وجه ارزانی
هوش مصنوعی: پیامبر مجموعهای از ویژگیها و فضائل را دارد که میتوان آن را به دو جنبه اصلی تقسیم کرد.
وجه ادنی ظهور اوست بر او
در رسالت به نص قرآنی
هوش مصنوعی: رویکرد کمتر نمایان او در رسالت، با استناد به آیات قرآن مشخص شده است.
وجه اعلی به طون اوست که هست
آن ولایت به صدق عرفانی
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که بالاترین مقام و بهترین ویژگیهای او در عمق وجود او نهفته است، که این مقام به واسطه صدق عرفانی او به وجود آمده است.
والی آن ولایت است علی
وجه یزدان ولی سبحانی
هوش مصنوعی: فرمانروای آن سرزمین، علی است که به طرزی الهی حکمرانی میکند.
هستی ممکنات سرتاسر
فرع جسم نبی است تا دانی
هوش مصنوعی: تمام موجودات و هر آنچه که وجود دارد، به نوعی وابسته به وجود و جسم نبی (پیامبر) است تا اینکه بتوانی این را درک کنی.
چون که اول بسیط در خود بود
منبسط شد به خویش در ثانی
هوش مصنوعی: در ابتدا، وجودی که به تنهایی و در حالت ساده بود، سپس به طور طبیعی و بدون هیچ کمکی، به سمت حالت پیچیدهتر و گستردهتر گسترش یافت و ترقی کرد.
چون شدش دوره تجلی طی
هشت پا در حریم سلطانی
هوش مصنوعی: زمانی که دورهی تجلی و ظهور به پایان رسید، او با شتاب و قدرت در حریم و قلمرو سلطنت حرکت کرد.
عکس وجه ولایتش در دم
تافت آنجا چنانکه میدانی
هوش مصنوعی: چهره نورانی ولیّ او در آنجا درخشید، همانطور که میدانی.
اندر آن بزمالغرض چون حق
کرده بد دعوتش به مهمانی
هوش مصنوعی: در آن محفل که هدفش مشخص است، چون کسی را دعوت کرده است که به حق دعوت نشده، او را به مهمانی خود راه نمیدهند.
خوانی آندم زغیب شد حاضر
از نعیم سرای سبحانی
هوش مصنوعی: در آن لحظه که از دنیای غیب وارد شدم، به نعمتهای بهشتی و خانهای که در آنجا هست، پی بردم.
دستی از آستین غیب برون
آمد او را به رسم همخوانی
هوش مصنوعی: دستی از عالم غیب نمایان شد و او را بر اسبی به پرواز درآورد.
دید دستی که داده با او دست
بهر پیمان به امر یزدانی
هوش مصنوعی: نگاهی به دستی که به خاطر پیمان الهی به آن داده شده است.
دید دستی که کنده از خیبر
با دو انگشت در به آسانی
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که شخصی با قدرت و قابلیتهای ویژه، به راحتی میتواند کارهای بزرگ و دشوار را انجام دهد. آن دست، که به خیبر اشاره دارد، نشاندهندهی توانایی و توانمندی است که حتی کارهایی که در نگاه اول سخت به نظر میرسند، با آسانی انجام میشود.
پیش از ایجاد عالم و آدم
بوده کاخ وجود را بانی
هوش مصنوعی: قبل از اینکه جهان و انسان به وجود بیایند، کسی بوده که بنیانگذار این کاخ بزرگ وجود است.
با پیمبر علی اعلی گفت
در ثنای علی عمرانی
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به گفتوگو با پیامبر اشاره میکند و از آن حضرت در مورد فضایل علی (علیهالسلام) صحبت میکند و با عشق و احترام به توصیف علی میپردازد.
که حقیقت به ملک هستی شاه
نیست غیر از علی ولیالله
هوش مصنوعی: در واقع، حقیقت و سروری در جهان تنها از آنِ علی ولیالله است و هیچ کس دیگر در این مقام نیست.
مرتضی را به حجت عرفان
معنی و صورتی است با یزدان
هوش مصنوعی: مرتضی در فهم عرفان دارای دلیلی و معنایی است که به خداوند متصل میشود.
معنیش واقع به معنیش در ذات
اسم و رسم و شروط و وصف و بیان
هوش مصنوعی: معنا و مفهوم واقعی در ذات یک اسم یا عنوان، به شرایط، ویژگیها و توضیحات آن بستگی دارد.
وهمها جمله اندر او مبهوت
عقلها جمله اندران حیران
هوش مصنوعی: همه آنها در او شگفتزده و حیرتزدهاند و عقلها در این موضوع گیر کردهاند.
او چو دریا و عقلها چون خس
خس چه یابد ز قعر بحر نشان
هوش مصنوعی: او مانند دریاست و عقلها به مانند چمنهای کنار دریا هستند. چه چیزی میتوانند از عمق دریا کسب کنند؟
صد هزاران هزار کشتی عقل
شد در این بحر غرقه از طوفان
هوش مصنوعی: عقل انسانها مانند کشتیهای زیادی است که در دریای زندگی غرق شدهاند و این غرق شدن به دلیل طوفانها و مشکلاتی است که در مسیرشان وجود دارد.
که نیفتاد تخته به کنار
تا چه جائی که ره برد به کران
هوش مصنوعی: اگر تخته به کنار بیفتد، ببینیم به کجا کشیده میشود و چه راهی را پیش میگیرد.
گمشد اوهام بس در این وادی
که یکی راه نبرد بر پایان
هوش مصنوعی: در این مسیر، افکار گمراهکننده بسیاری وجود دارد و تنها یک راه برای پیروزی و رسیدن به هدف در انتها وجود ندارد.
دم نشاید زدن چون زین معنی
که برونست از یقین و گمان
هوش مصنوعی: نباید به سرعت حکم داد و نظر داد، زیرا اینکار ناشی از عدم یقین و فقط بر پایه گمان است.
بشنو از من ز صورتش سخنی
تا که عشقم شکسته مُهر زبان
هوش مصنوعی: به من گوش کن تا درباره زیبایی او سخن بگویم؛ زیرا عشق من باعث شده که زبانم در بیان احساساتم ناتوان شود.
صورت او که نزد اهل شهود
عین معنی است در مقام عیان
هوش مصنوعی: چهرهاش در نظر عاشقان واقعی، تجلی کامل معنا است و در وضعیت ظهور و آشکار شدن واقعیت، به وضوح خود را نشان میدهد.
باشد او را دو وجه بر یک تن
یک به معنی و اوست جان جهان
هوش مصنوعی: او دو چهره دارد که در یک تن تجلی یافتهاند، و این چهرهها به یک معنا به هم میپیوندند و او روح و جان جهان است.
موجود جسم عالم است این جسم
خالق جان آدم است آن جان
هوش مصنوعی: این جهان، جسمانی است که به عنوان وجود مادی شناخته میشود و این جسم، خالق جان انسانهاست. یعنی روح انسان از این جسم مادی نشات میگیرد.
هست زین بحر جنبشی اسماء
هست زان نور تابشی اعیان
هوش مصنوعی: از این دریای عظیم، حرکتی از نامها و عناوین وجود دارد و به همین دلیل، از نوری که میتابد، صفاتی نمایان میشوند.
آنچه گفتند انبیاء به خبر
وآنچه دیدند اولیا به عیان
هوش مصنوعی: آنچه انبیاء از حقیقتها بیان کردند به صورت خبر و وحی است و آنچه اولیاء (مؤمنان و مقربان) مشاهده کردهاند، به صورت تجربه و دیدن عینی است.
شمه بُد ز وصف این تن هین
تابشی بد ز شمس آن جان هان
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی اشاره دارد که زیبایی و ویژگیهای ظاهری این تن را فقط به عنوان یک نمای ظاهری در نظر نگیرید و برای درک واقعی آن باید به عمق و حقیقت وجودی آن توجه کنید. درواقع، این متن دعوت به درک روح و حقیقتی دارد که فراتر از ظواهر میباشد.
زین ره از صلب انبیا این جسم
گشت ظاهر به عالم امکان
هوش مصنوعی: این جسم از نسل پیامبران به وجود آمده و در جهان ممکنات ظاهر شده است.
در دل پاک اولیا این روح
گشت ساکن به صورت انسان
هوش مصنوعی: در دلهای پاک اولیا، روح مقدس به شکل انسان ساکن شد.
سر این صورت ار عیان خواهی
جو تولا به عشق پیر مغان
هوش مصنوعی: اگر میخواهی راز واقعیات را درک کنی، به عشق پیر مغان روی بیاور.
وجه او باقی است در اکرام
غیره کل من علیها فان
هوش مصنوعی: به خاطر بزرگمنشی و احترام او، هر کسی که در دنیا وجود دارد به نوعی تحت تأثیر او قرار میگیرد و در واقع همهی آنها از لطف و کرم او بهرهمند میشوند.
در ره پیش عشق چون دادی
جان و کردی به دست او پیمان
هوش مصنوعی: وقتی که در مسیر عشق جان خود را فدای آن کردی و به او وعده و پیمان دادی، باید آماده باشی برای هر چالشی که پیش میآید.
در مقام حضور پیر شود
بر نور روشن سکینه ایمان
هوش مصنوعی: در جایگاه ناب، زندگی با آرامش و ایمان به حقیقت، انسان را به مرحلهای عالی میبرد.
چون بتابد به جانت نور حضور
یابی از سر این کلام نشان
هوش مصنوعی: وقتی نور حقیقت بر وجودت بتابد، از این سخن میتوانی نشانهای از آن حضور دریافت کنی.
که حقیقت به ملک هستی شاه
نیست غیر از علی ولیالله
هوش مصنوعی: در جهان هستی، تنها کسی که مقام و سلطنت واقعی دارد، علی ولیالله است و هیچ کس دیگری به این مقام نرسیده است.
خانه کعبه در تن عالم
چون دل عالم است ای اعلم
هوش مصنوعی: خانه کعبه در کل عالم مانند دل در بدن است، ای فرزانه.
لاجرم آن علی جسمانی
زاد در خانه دل عالم
هوش مصنوعی: در نتیجه، وجود علی (علیهالسلام) به عنوان یک شخصیت مادی و روحانی در قلب و روح جهان زاده شده است.
فاطمه ابنه الاسد که نمود
افتخار از کنیزیاش مریم
هوش مصنوعی: فاطمه دختر اسد به طور شایستهای به خاطر کنیز بودن مریم افتخار کرد.
چون که بگرفت از ابوطالب
حمل بر خالق وجود و عدم
هوش مصنوعی: زمانی که ابوطالب از خداوند خالق هستی و عدم را درک کرد.
چون شد آثار وضع حمل عیان
از وی آمد به عجز سوی حرم
هوش مصنوعی: زمانی که نشانههای زایمان او مشخص شد، به سمت حرم با حال ناتوانی روی آورد.
کرد دیوار خانه را منشق
در زمان رب کعبه و زمزم
هوش مصنوعی: در زمان رب کعبه و زمزم، ديوار خانه را از هم جدا کرد.
شد چو داخل به خانه بانوی قدس
هر دو دیوار هشت سر بر هم
هوش مصنوعی: وقتی به درون خانه بانوی مقدس وارد شد، دو دیوار با هشت رأس بر یکدیگر تکیه کردند.
گشت آن خانه غرق نور سیاه
اندرین نکتهایست هین فافهم
هوش مصنوعی: آن خانه در نور غرق شده است و حقیقتی در این نکته نهفته است. پس هوشیار باش و این را درک کن.
آب حیوان درون تاریکی
زد پی روشنی به دهر علم
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که روح یا جان انسان به دنبال دانش و روشنی است و در جستجوی حقیقت، حتی در سختترین و تاریکترین شرایط، تلاش میکند تا به روشنایی و آگاهی برسد.
ای پسر شو سیاه روی دو کون
تا دو کونت شود اسیر ظَلَم
هوش مصنوعی: ای پسر، خود را به رنگ سیاه درآور تا دو حاکم ظالم به تو وابسته شوند و اسیر تو گردند.
زین سیاهی رسی به نور وجود
هل سفیدی و شو سیاه رقم
هوش مصنوعی: از این تاریکی به روشنی وجود دست یاب و از سیاهی خود را به سفیدی برسان.
بوتراب آن زمان ز عالم قدس
هشت اندر سرای خاک قدم
هوش مصنوعی: در زمانی که بوتراب از عالم مقدس به دنیا آمده است، قدم به جهان خاکی گذاشته است.
تا بری از مقدمات ظهور
پی به سر نتیجه معظم
هوش مصنوعی: برای اینکه به نتیجه بزرگ برسید، باید از مراحل اولیه و مقدماتی عبور کنید.
کعبه دیگریست ای سالک
در تن عالم صغیر آدم
هوش مصنوعی: ای مسافر، در دنیای کوچک آدم، کعبهای دیگر وجود دارد.
اندر اینجا علی روحانی
زاده از مام نفس قدسی دم
هوش مصنوعی: در اینجا علی، که روحانی و برآمده از نفس پاک الهی است، وجود دارد.
روح قدسی مذکر آمد نیز
نفس قدسی مؤنث آمد هم
هوش مصنوعی: روح قدسی به شکل مردانه و نفس قدسی به شکل زنانه وجود دارند.
آن چو بوطالب است و ای طالب
وین چون بنتالاسد شد ای همدم
هوش مصنوعی: او مانند ابوطالب است و تو ای طالب، این نیز مانند دختر اسد است ای همدم.
با هم این هردو را کند تزویج
نفس پاک پیر روشن دم
هوش مصنوعی: این دو نفر با هم پیوندی برقرار میکنند، در حالی که روح پاک و روشن آن پیر به آنها کمک میکند.
زاید اندر حریم دل آن نور
چون شد این دو به یکدگر توأم
هوش مصنوعی: در دل انسانی، نوری زاده میشود که این نور چگونه توانسته است این دو چیز را به هم پیوند دهد.
نام او شد سکینه معنی
صورت او چو صورت آدم
هوش مصنوعی: نام او آرامش است و معنای وجود او مانند صورت آدمی است.
دل بود کعبه این سکینه صمد
دل چو دیر آمد این سکینه صنم
هوش مصنوعی: دل مثل کعبهای است که سکینه در آن جا دارد؛ وقتی دل به دنیا و مادیات مشغول میشود، سکینه و آرامش از آن دور میشود.
هرکه را نیست این سکینه مخوان
تو بنی آدمش هوالاعلم
هوش مصنوعی: هر کسی که آرامش و سکینت ندارد، او را انسان نبخوان، چرا که انسان واقعی باید دارای این ویژگی باشد.
شاهد غیب این سخن میگفت
پرده برداشت چون ز سر کتم
هوش مصنوعی: این جمله میگوید که شخصی که نمیتوان او را دید، این گفتهها را بیان میکرد و وقتی پرده از روی پنهانکاری من کنار رفت، حقیقت آشکار شد.
که حقیقت به ملک هستی شاه
نیست غیر از علی ولیالله
هوش مصنوعی: هیچکس جز علی ولیالله، به عنوان حقیقت و فرمانروای واقعی در جهان هستی وجود ندارد.
روز جنگ احد چو پیغمبر
شد ز انبوهی عدو مضطر
هوش مصنوعی: در روز جنگ احد، زمانی که گروه دشمن به شدت به پیغمبر حمله کردند، او در شرایطی دشوار و پرتنش قرار گرفت.
رو نهادند همرهانش تمام
به فرار و نماند کس دیگر
هوش مصنوعی: دوستانش به سرعت از آنجا فرار کردند و هیچ کس دیگری نماند.
موج بجز سیاه کفر غریق
حواست فلک وجود پیغمبر
هوش مصنوعی: موجی که جز سیاه کفر ندارد، غرق در دقت و توجه است و در این فضا، وجود پیامبر جلوهگر میشود.
آمد از حق ندا که ای احمد
استعانت بجوی از حیدر
هوش مصنوعی: ندایی از سوی حق به احمد رسید که از حیدر کمک بخواهد.
تا درآرم بیارییت اینک
زآستین جلال دست ظفر
هوش مصنوعی: تا زمانی که پیروزی را به دست آورم، اکنون از آستین جلال، دستی به سوی تو دراز میکنم.
تا رسد عون حقت از چپ و راست
جو اعانت ز حیدر صفدر
هوش مصنوعی: یاری خداوند از تمامی جهات به کمک میآید، و حمایت و یاری حیدر (علیبنابیطالب) نیز همواره در دسترس است.
خواست از شاه اولیا امداد
در زمان احمد ستوده سیر
هوش مصنوعی: در زمان احمد، شاه اولیا درخواست کمک و یاری داشت.
بود بر لب هنوزش ادرکنی
از پس یا علی از که از معبر
هوش مصنوعی: او هنوز بر لبش طعمی از ادویه خانگی دارد، که یادآور نام علی است، در مسیر زندگیاش.
خاست آواز شیهه دلدل
تافت پس برق ذوالفقار دو سر
هوش مصنوعی: صدای شیههی اسب دلدل بلند شد و سپس جلای برق ذوالفقار دو سر نمایان شد.
بود گفتی صدای عزرائیل
بانگ دلدل به نفی آن لشکر
هوش مصنوعی: گویی صدای عزرائیل، فرشته مرگ، از دور به گوش میرسد و هشداری از آمدن نیروهای مرگ را به همراه دارد.
رفت خاشاک عمر اعدا را
در زمان تیغ شاه چون صرصر
هوش مصنوعی: عمر دشمنان مانند خاشاک به سرعت در زیر تیغ شاه از بین رفت، همانطور که باد سرد همه چیز را با خود میبرد.
جان به جانان رسید یعنی خوش
مصطفی شاه را کشید به بر
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به توصیف لحظهای میپردازد که روح به روحانیّت و معنویت میرسد و حس خوشحالی و آرامش ناشی از نزدیکی به ذات مقدس پیامبر (مصطفی) را بیان میکند. به نوعی میتوان گفت که این تجربه، به اوج زیبایی و خوشی منتهی میشود.
چون در این عالم آنچه یافت وقوع
هست در شخص آدمی مضمر
هوش مصنوعی: در این دنیا، هر چیزی که وجود دارد، در درون انسان نهفته است.
در وجود تو نیز دشت احد
هست قلب صنوبری پیکر
هوش مصنوعی: در وجود تو، دشت وسیعی از زیبایی و آرامش وجود دارد که قلبی است درختی و بلند.
وآن شئونات نفس غدارت
هست انبوه لشکر کافر
هوش مصنوعی: این ویژگیهای نفس انسان، خیانتکار است و مانند سپاهی بزرگ از دشمنان است.
احمد عقلت اندر این میدان
مانده تنها و بی کس و مضطر
هوش مصنوعی: احمد، تو در این میدان به تنهایی و بدون کمک، در شرایط سخت و ناامیدکننده ای قرار داری.
حیدرت عشق و ذوالفقارت ذکر
وآن ندا جذب خالق اکبر
هوش مصنوعی: عشق به حیدر و نام ذوالفقار او، یاد و نداهایی است که انسان را به سوی خالق بزرگ جذب میکند.
احمد عقل را چو حیدر عشق
گشت از سر جذب حق یاور
هوش مصنوعی: احمد، وقتی عقلش مانند عشق حیدر به حقیقت پیوست، در جستجوی یاری حق قرار گرفت.
برکشد ذوالفقار لا وزند
بر وجود قریش نفس شرر
هوش مصنوعی: سلاحی قدرتمند به میدان میآید و با شدت بر روی قریش و وجود آنها ضربه میزند، مانند آتش که شعلهور میشود.
چون به شمشیر ذکر ساحت دل
گشت پاک از سپاه فتنه و شر
هوش مصنوعی: وقتی که با ذکر و یاد خدا دل انسان همچون شمشیری میشود، از دسیسهها و فتنهها پاک و دور خواهد ماند.
بکشد آن شاهد یگانه ز رخ
پرده آنگه که برنشست غبر
هوش مصنوعی: آن معشوق بینظیر، با زیباییاش پردهی راز را کنار میزند و زمانی که نشسته است، دلها را تحت تاثیر قرار میدهد.
معنی لا اله الا هو
گوش قلبت نیوشد از دلبر
هوش مصنوعی: تنها اوست که شایسته پرستش است. با قلبی شنوا از معشوق بگو و بشنو.
که حقیقت به ملک هستی شاه
نیست غیر از علی ولی الله
هوش مصنوعی: حقیقت و اصل وجود در جهان تنها به دست علی ولی الله است و هیچ کس دیگری در این مقام نیست.
احمد بت شکن خلیلانه
با علی در حرم شد از خانه
هوش مصنوعی: احمد با دلی勇 و شجاع به مانند حضرت ابراهیم با علی در مکان مقدس از خانه خود خارج شد.
آن که بر قفل دل کلید عطاش
زد پی فتح باب دندانه
هوش مصنوعی: آن کسی که با هدیهاش قفل دل را باز کرد، در واقع راهی برای گشایش درِ عشق و محبت فراهم کرد.
از غم فرقتش چو اهل عقول
گشت نالان ستون حنانه
هوش مصنوعی: با اندوه جدایی او، کسانی که خوب فکر میکنند، مانند ستونی از حنانه (گلابی) ناله و فریاد برمیآورند.
خواست تا دفتر رسالت خویش
برساند به مهر شاهانه
هوش مصنوعی: میخواست تا پیام و رسالت خود را با نشان و مهر پادشاهی به مقصود برساند.
بهر تحزیب بت علی را گفت
پا به دوشم گذار مردانه
هوش مصنوعی: علی به بت گفت: «برای جدایی از این گروه، با کمال شجاعت پا روی دوش من بگذار.»
بت شکستن بهانه بود غرض
حیدرش پا نهاد بر شانه
هوش مصنوعی: حیدر بهانهای برای شکستن بتها بود و هدفش این بود که بر دوش آنها بایستد.
بار عشق خدای را بر دوش
اشتر حق کشید مستانه
هوش مصنوعی: عشق خداوند را با شجاعت و خوشحالی مانند یک بار سنگین بر دوش یک شتر، تحمل کرد.
گشت از آن حول و قوه و قدرت
عقل حیران و دنگ و دیوانه
هوش مصنوعی: به خاطر دور بودن و قدرتی که عقل دارد، عقل در شگفتی و حیرت و بلاتکلیفی فرو رفته است.
پنجه بت شکن گشود و فکند
لات و طاغوت را ز بتخانه
هوش مصنوعی: دست قهرمان قدرتی را نشان داد و بتهای نادرست و خودپرستان را از مکان عبادتشان بیرون انداخت.
کرد واجب چو پاک کرد از بت
بر خود و خلق طوف آن خانه
هوش مصنوعی: زمانی که کسی از بت پرستی و گناهان پاک شود و خود را از این آلودگیها دور کند، دیگران نیز به او و خانهاش احترام میگذارند و در اطراف او مانند یک مکان مقدس طواف میکنند.
حج صوریست اینکه در اسلام
شد یکی از جهات ششگانه
هوش مصنوعی: حج تنها یک مراسم ظاهری است که در دین اسلام به عنوان یکی از ارکان مهم شناخته شده است.
حج معنیست طوف کعبه دل
کان بود فرض عقل فرزانه
هوش مصنوعی: حج، نماد معنویت است و دور زدن گرد کعبه، نماد عشق و ارادت به خداوند است. این ارتباط عمیق، وظیفهای است که بر عهده عقل و درک روشن ما قرار دارد.
عشق حیدر چو در دلت پرداخت
لات و عزای نفس بیگانه
هوش مصنوعی: عشق به حیدر در دل تو جا گرفته و به این ترتیب، شک و تردیدها و مسائل نفسانی از بین رفتهاند.
وز غبار وجود اغیارت
رفت جاروب ذکر کاشانه
هوش مصنوعی: از آلودگیهای وجود اغیار و بدخواهان دنیای خود را پاک کن و با ذکر و یاد خدا، خانه دل خود را تمیز و روشن نگهدار.
رو کند در دل تو یار شود
شمع جمعت جمال جانانه
هوش مصنوعی: وقتی عشق و محبت در دل تو شعلهور شود، یار و محبوبتان مانند شمعی در کنار زیبایی شما میدرخشد.
نعمت الله را چو یافت دلت
هرچه داری بده شکرانه
هوش مصنوعی: وقتی که دلات نعمتهای خداوند را دریافت میکند، هر چه در اختیار داری را برای قدردانی و سپاسگزاری بده.
جان به شمع رخش بسوز چنانک
عشق آموزد از تو پروانه
هوش مصنوعی: دل را با نور زیباییات روشن کن، همانطور که عشق به پروانهها میآموزد که چگونه برای عشق بسوزند.
گر دهی دل به حرف ما آید
حرف عالم به گوش پروانه
هوش مصنوعی: اگر دل خود را به سخن ما بسپاری، سخن دانشمندان به گوش پروانه میرسد.
خواهی ار وصل گنج باد آور
خانه را کوب و باش ویرانه
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به محبوب خود برسی، باید آماده گذشتن از راحتیها و راحتی زندگیات باشی و به دنبال تغییرات بزرگ بروی.
سبحه بفکن یار یکتا را
یک دل آئی به ترک صد دانه
هوش مصنوعی: دست از ذکر و عبادت بردار و تنها با دل به سمت یکتایی و عشق واقعی برو، بهتر است که به جای شمارش دانههای تسبیح، با تمام وجود به سوی او بیایی.
در غم دوست پای یکتایی
زن بفرق دو کون رندانه
هوش مصنوعی: در درد و غم دوستی، تنها و یگانه باش و از دو طرف عالم، با شیطنت و هوشیاری عبور کن.
در خرابات عاشقان با ما
پس درآی و بنوش پیمانه
هوش مصنوعی: در میکدهی عاشقان به ما بپیوند و با هم شراب بنوشیم.
تا به جان تو عکس این معنی
افتد از جام پیر میخانه
هوش مصنوعی: زمانی که خود را در دل به این حقیقت برسانی که عشق و معرفت در وجودت جاری شده است، به مهمانی و خوشگذرانی با شراب کهن برو.
که حقیقت به ملک هستی شاه
نیست غیر از علی والی الله
هوش مصنوعی: حقیقت در عالم هستی تنها به علی تعلق دارد و هیچ کس دیگری جز او در این مقام نیست.
چون به خم غدیر از ایزد
بر نبی شد خطاب کهای احمد
هوش مصنوعی: در لحظهای که پیامبر در غدیر خم قرار داشت، صدایی از سوی خدا به او رسید که او را خطاب قرار داد و نامش أحمد را ذکر کرد.
سر برآر از گلیم و کن بر خلق
فاش اسرار شاه لم یولد
هوش مصنوعی: از زیر عیب و نقص خود بیرون بیا و برای مردم رازهای پادشاهی را که بیوالد به دنیا آمده است، نمایان کن.
هین مترس از خسان و کن ظاهر
آنچه ز اسلام باشد آن مقصد
هوش مصنوعی: از افراد نالایق و فریبکار بترس، و سعی کن آنچه را که از اصول اسلام و حقیقت آن است، نشان دهی و درک کنی.
با وجود علی چه داری باک
ای سلیمان ملک جان از دد
هوش مصنوعی: با وجود علی، ای سلیمان، از چه چیزی میترسی؟ جانت نسبت به ددها (حیوانات وحشی) در امان است.
خیز و برکش به روی یأجوجان
ای سکندر ز نام حیدر سد
هوش مصنوعی: بیدار شو و به سوی یأجوج و ماجوج برو، ای سکندر، که نام حیدر را در دیوار سدی که ساخته شده، با خود داشته باش.
بود عرفان به خود مرا مقصود
زآفرینش به جلوه او حد
هوش مصنوعی: عرفان و شناخت عمیق برای من هدف اصلی در آفرینش است و هدفم از وجود، تجلی و ظهور اوست.
گو بر اسلامیان ندارد سود
بی تولای حیدر این اشهد
هوش مصنوعی: اگر کسی با ولایت و سرپرستی علی (علیهالسلام) ارتباط نداشته باشد، برای مسلمانان فایدهای ندارد.
کن تو تبلیغ امر ما بر خلق
خواه گردد قبول و خواهی رد
هوش مصنوعی: به دیگران دربارهٔ کار ما اطلاعرسانی کن، چه آنها این را بپذیرند و چه آن را رد کنند.
گشت در دم پیمبر راشد
خلق را بر پیام حق ارشد
هوش مصنوعی: در آن لحظه، پیامبر برای هدایت مردم به سوی حقیقت و پیام الهی به تلاش و کوشش ادامه داد.
بر خلایق ز عالی و دانی
کرد اتمام حجت سرمد
هوش مصنوعی: خداوند به مردم از جایگاههای متفاوت و وضعیتهای گوناگونشان، یادآوری و پیام حق را رساند و حجت را بر همه آنان تمام کرد.
دست حیدر گرفت و گفت این دست
هست دست خدای فرد صمد
هوش مصنوعی: حیدر دستش را گرفت و گفت این دست همان دست خدای یگانه است.
کرده واجب به خلق تا محشر
بیعت دست خویش را ایزد
هوش مصنوعی: خداوند پیمان و عهدی را که با بندگانش بسته تا روز قیامت، به رسمیت شناخته است.
بشکند هر که بیعت این دست
گردد از باب کبریا مرتد
هوش مصنوعی: هر کس که با این دست بیعت کند و پیمان بشکند، از درگاه عظمت و بزرگی دور میشود و کافر میگردد.
اندر آن روز از صغیر و کبیر
عهد بستند با ید ذوالید
هوش مصنوعی: در آن روز، بزرگ و کوچک همه با دستان توانمند به توافق و عهدی رسیدند.
لیک بعد از نبی بر آن پیمان
ماند باقی چهار تن بسند
هوش مصنوعی: ولی پس از پیامبر، آن پیمان در میان چهار نفر باقی ماند.
دل غیر خم است و عقل نبی
حیدرت عشق مطلق امجد
هوش مصنوعی: دل مانند کمان است و عقل نماینده پیامبر حیدر است، در حالی که عشق، حقیقت خالص و برتر است.
در غدیر دل نوای عارف
پیر عقلت به عشق چون خواند
هوش مصنوعی: در روز غدیر، ای عارف سالخورده، دل تازهات عشق را چگونه میخواند و درک میکند.
چنگ برزن بذیل او محکم
تا رسی در سلوک بر مقصد
هوش مصنوعی: به محکم نگاه داشتن چنگ بر زانو و تمرکز بر آن کمک میکند تا به هدف نهایی خود در مسیر سلوک و سفر روحانی برسید.
مادر عقل طفل قلب ترا
چون کند منفظم ز شیر رشد
هوش مصنوعی: مادر عقل مانند یک معلم، قلب تو را از شیرینکاریهای نوجوانی به سمت رشد و کمال راهنمایی میکند.
ز اهل منا شوی و سلمانوش
سر این معنیت عیان گردد
هوش مصنوعی: اگر از اهل مکه باشی و همچنین سلمان فارسی، معنای عمیق این موضوع برایت روشن و مشخص خواهد شد.
که حقیقت به ملک هستی شاه
نیست غیر از علی ولی الله
هوش مصنوعی: در عالم وجود، تنها کسی که حق و حقیقت را به طور کامل در اختیار دارد و مورد تمجید است، علی ولی الله است و هیچ شخص دیگری در مقام شاهی و حقیقت در برابرش نیست.
یک جهت چون شدند در شب غار
قوم بر قتل سید ابرار
هوش مصنوعی: در یک سمت، در دل شب، گروهی از مردم به سمت کشتن پیشوای نیکوکار و بزرگوار رفتند.
امر حق شد بر او که ای احمد
امشب از مکّه بست باید بار
هوش مصنوعی: خداوند به احمد فرمان داده است که امشب باید مکه را ترک کند.
جای خود واگذار بر حیدر
رو تو تنها ز شهر ذی کهسار
هوش مصنوعی: بهتر است از جایی که هستی کنار بروی و جای خود را به حیدر بدهی، چرا که تو تنها در شهری که به آن «ذی کهسار» میگویند، نیستی.
تا من امشب به ذات خویش شوم
مر ترا در سرای بستر دار
هوش مصنوعی: امشب قصد دارم تا وجودم را به تو نزدیک کنم و تو را در خانهام در کنارم داشته باشم.
رفت و بگذاشت الغرض آن شاه
خوابگه را به حیدر کرار
هوش مصنوعی: او رفت و آن خوابگاه و مکان را که متعلق به آن شاه بود، برای علی کرار (علی علیهالسلام) ترک کرد.
خفت آنجا علی و زآن خفتن
بخت عارف ز خواب شد بیدار
هوش مصنوعی: علی در آنجا خوابش برد و به واسطه این خواب، بخت عارف از خواب غفلت بیدار شد.
حسن در وصف عشق شد فانی
عشق بر حسن جان چو کرد ایثار
هوش مصنوعی: زیبایی در توصیف عشق به کمال رسید و عشق نیز جان خود را در راه زیبایی فدا کرد.
وحدت آمد نماند غیرت عشق
هیچ باقی به خانه جز دلدار
هوش مصنوعی: وقتی عشق واقعی ظهور میکند، هیچ چیز دیگری در خانهی دل جز محبوب باقی نمیماند.
نیم شب چون شدند جمعآور
بر در حجره نبی کفار
هوش مصنوعی: نیمه شب وقتی که جمعیت بر در حجره پیامبر جمع شدند، کافران نیز حضور داشتند.
کس ندیدند جز علی کهآن بود
خفته بر جای احمد مختار
هوش مصنوعی: هیچکس جز علی را ندید که در جایگاه احمد مختار آرام و خفته باشد.
در زمان سطوت خداوندی
خانه را ماند خالی از اغیار
هوش مصنوعی: در زمان قدرت و تسلط خداوند، خانه به گونهای است که از حضور دیگران خالی میماند.
تا تو دانی که در سرای وجود
بیشکی نیتس جز یکی دلدار
هوش مصنوعی: تا زمانی که بفهمی در دنیای وجود هیچ چیزی جز عشق به یک معشوق وجود ندارد.
خود نیوشد به گوش خویش ندا
لمن الملک واحد القهار
هوش مصنوعی: خود با گوش خود ندا را میشنود که میگوید: «جز من، فرمانروایی نیست و فقط من بر همه چیز مسلط هستم.»
اوست باقی و مابقی فانی
اوست پیدا و ماسَوی پندار
هوش مصنوعی: او فقط باقی و ماندگار است و هر آنچه دیگر وجود دارد، زوالپذیر و فانی است. او به وضوح وجود دارد و همه چیز دیگری تنها در خیال ماست.
شاهد معنوی به خلوت دل
گوید این فرد و میکند تکرار
هوش مصنوعی: در خلوت دل، عشق حقیقی به خودش اعتراف میکند و این احساس را بارها و بارها تکرار میکند.
که حقیقت به ملک هستی شاه
نیست غیر از علی ولی الله
هوش مصنوعی: حقیقت برترین مقام در عالم وجود، تنها از آن علی، ولی خداست و هیچ کس دیگری به این مقام دسترسی ندارد.