مسمطات
صفی علیشاه
»
دیوان اشعار
»
مسمطات
شمارهٔ ۱ : بشناختمت در همه جا ای بت عیار
شمارهٔ ۲ : تو پریچهره مر از مردم بالائی
شمارهٔ ۳ : در شهر ما بتی است که بر جان بود امیر
شمارهٔ ۴ : خواهم ایدل محو دیدارت کنم
شمارهٔ ۵ : تا شد دلم شکسته آن زلف عنبرین
شمارهٔ ۶ : ای ترک چه باشد دگرت باز بهانه
شمارهٔ ۷ : تو کئی کز عقب پردهکشی این همه سر