برگردان به زبان ساده
شنو از قاب قوسین این اشارت
شد آن از قرب اسمائی عبارت
هوش مصنوعی: گوش فرا دار از این نشانه، که از نزدیکی مقام الهی سخن میگوید.
تقابل بین اسماء باعتبار است
که در امر الهی بر قرار است
هوش مصنوعی: تقابل میان نامها به این دلیل است که در نظام الهی جایگاه خاصی دارند.
مسما گشت بر دور وجود او
مثال دائره اندر نمود او
هوش مصنوعی: وجود او به گونهای است که مانند دایرهای است که دورش را احاطه کرده، و این وضعیت به وضوح در نمود او نمایان است.
چو ابداء و اعاده و فاعلیت
نزول و هم صعود و قابلیت
هوش مصنوعی: آغاز و بازگشت و توانمندی در پایین آمدن و همچنین بالا رفتن و قابلیتها.
بحق این اتتحاد است و معیت
تمیزش لیک باقی از دوئیت
هوش مصنوعی: این شعر به بیان مفهوم اتحاد و همراهی بین دو چیز میپردازد. در واقع، ارتباط و نزدیکی این دو مفهوم را تأکید میکند، اما در عین حال، به تفاوتهای موجود بین آنها نیز اشاره دارد و میگوید که اگرچه آنها در برخی جنبهها به هم پیوستهاند، هنوز هم ویژگیهای متفاوتی دارند که باعث جداییشان میشود.
خود اثنینیت اینجا اعتباریست
وجود از فرق و تمییز تو عاریست
هوش مصنوعی: وجود دوگانگی در اینجا تنها یک تصور است و از تفاوتها و تمایزهای تو ناشی نمیشود.
فنای تام در در وی محق و طمس است
چو ذرهکان فنا در ذات شمس است
هوش مصنوعی: کاملترین نابودی و از بین رفتن در وجود او وجود دارد، همانطور که ذرات ریز در نور خورشید ناپدید میشوند.
رسومات صفات و ذات و افعال
شود کلی فنا در ذات فعال
هوش مصنوعی: همه ویژگیها، صفات و اعمال زائل میشوند و در وجود نهادینِ فعال محو میگردند.
نباشد ذره را هرگز وجودی
که دارد در نظر کاهی نمودی
هوش مصنوعی: هیچ ذرهای هرگز وجودی نخواهد داشت که در نظر دیگران به صورت چیزی ناچیز و بیارزش مانند کاه به نظر برسد.
نمودش نیست هم جز اعتباری
نه هستی باشد او را نه قراری
هوش مصنوعی: او فقط به خاطر تأثیر و اعتبارش در ذهن مردم شناخته میشود و وجود واقعی و ثابتتری ندارد.
ز ذکر هستیام نطق از بیان رفت
خود این هستی موهوم از میان رفت
هوش مصنوعی: از زمانی که به یاد هستیام میافتم، دیگر نتوانستم سخن بگویم. در واقع، این هستی خیالی که داشتم، اکنون از بین رفته است.
حدیث آمد به پیش از ذات هستی
نماند آثاری از ذرات هستی
هوش مصنوعی: وقتی که حقیقت از وجود خود سخن میگوید، دیگر نشانهای از اجزای گوناگون وجود باقی نمیماند.
الا ای آنکه واحد در وجودی
نباشد جز تو را بود و نمودی
هوش مصنوعی: ای آنکه در وجود، واحد هستی و جز تو هیچکس دیگری نیست و خودت را نشان دادی.
بذات خویش سلطانی و مالک
بخود باقی و باقی جمله هالک
هوش مصنوعی: تو در ذات خود، سلطانی و مالک زندگی خود هستی، و در حالی که باقی چیزها در زوالند، تو همواره پایدار و ماندنی خواهی بود.
صفی را منقطع از ما خلق کن
بکلی روی قلبش سوی حق کن
هوش مصنوعی: صفی را به گونهای خلق کن که برای همیشه از ما جدا باشد و قلبش را به سمت حقیقت راهنمایی کن.
نداند تا وصولی یا فنائی
نیابد با خدا غیر از خدائی
هوش مصنوعی: انسان تا زمانی که به حقیقت وجودی خود و ارتباط با خدا پی نبرد، نمیتواند به درستی درک کند که به کجا میرسد یا چه سرنوشتی خواهد داشت. هیچکس جز خداوند نمیتواند کنه وجود او و آیندهاش را بشناسد.
شود خارج ز حد قاب قوسین
نه در یادش احد ماند نه اثنین
هوش مصنوعی: زمانی که از مرز و محدودهی خود فراتر میرود، نه یاد یک نفر باقی میماند و نه یاد دو نفر.