برگردان به زبان ساده
خود آن عبداللطیف اندر مقام است
که لطفش بر عبادالله تمام است
هوش مصنوعی: عبداللطیف در مرتبهای قرار دارد که مهربانی و رحمت او نسبت به بندگان خدا به طور کامل و همهجانبه است.
بموقعهای لطف او هست بینا
ز ادراک لطیف و قلب دانا
هوش مصنوعی: آدمی که در زمان مناسب برکات و رحمتهای خداوند را درک میکند، با قلبی آگاه و فهمی دقیق، میتواند به حقیقتها پی ببرد.
بداند لطف را موقع کدام است
چه لطفی هم سزای خاص و عامست
هوش مصنوعی: بداند که چه زمان باید از لطف استفاده کند، زیرا این لطف برای همه، چه خاص و چه عام، مناسب و شایسته است.
بخلق او واسطه لطف است از حق
هم آگه بر بواطن اوست مطلق
هوش مصنوعی: وجود انسان به عنوان واسطهای از لطف خداوند است و او تمام اسرار انسانی را به خوبی میشناسد.
بلطفش کس ز خلقان نیست شاعر
ندانند از چه ره شد لطف ظاهر
هوش مصنوعی: به لطف او، هیچکس از میان مردم نمیداند که این محبت و زیبایی چگونه پدید آمده است.
چو از نام لطیفش حق در اطوار
تجلی کرد و آن ناید در ابصار
هوش مصنوعی: وقتی که وجود پاک و لطیف او در اشکال مختلف ظاهر میشود، آن حقیقت را نمیتوان در چشمها دید.
بلطف محض ساری حق در اشیاءست
از آن مخفی هر شیئی اثرهاست
هوش مصنوعی: با لطف و رحمت خالص خداوند، وجود او در تمام اشیاء جاری است. به همین دلیل، هر چیز نشانههایی از او دارد که شاید در ظاهر پنهان باشد.
نباشد آن اثرها بر تو معلوم
چو در آن جمله اسراریست مکتوم
هوش مصنوعی: آثار و نشانههای آن موضوع بر تو مشخص نیست، زیرا در این مورد رازهایی نهفته است که کسی از آنها باخبر نیست.
لطافت باشد از اوصاف یکتا
بیکتائی لطیف است او در اشیاء
هوش مصنوعی: لطافت یکی از ویژگیهای موجود یگانه و بیهمتاست که در چیزهای مختلف وجود دارد.
بهر شیئی که لطفش اختفا یافت
در آن شیء سر شیئیت خفا یافت
هوش مصنوعی: هر چیزی که محبت یا خوبیاش پنهان شده باشد، در حقیقت ذات و ماهیت آن چیز نیز در همین پنهان بودن نهفته است.
لطیفالصنع از آن شد جستجو را
که بهر آب جنبانی سبو را
هوش مصنوعی: زیبایی و ظرافت در کارها، به خاطر آن است که برای جستجوی آب، سبویی را به حرکت درمیآورند.
بری بر خم ز بهر بادهئی پی
دگر از بهر کیفی در خمت می
هوش مصنوعی: به خاطر نوشیدن شراب، به خم میروم و از طرفی دیگر برای لذت بردن در کنارت مینشینم.
ز بهر طیب جوئی مشک و عنبر
دگر از بهر شهدی قند و شکر
هوش مصنوعی: برای به دست آوردن خوشبویی مانند مشک و عنبر، و برای این که طعمی شیرین مانند عسل و شکر تجربه کنیم، تلاش میکنیم.
همه صنعش بجای خود نکوشد
که در هستی دلیل ذات او شد
هوش مصنوعی: همه آفرینش در جای خود حرکت میکند، زیرا وجودش دلیل بر ذات اوست.
بلطف ار بنگری یعنی بدقت
به بینی کثرتش را عین وحدت
هوش مصنوعی: اگر با دقت و توجه نگاه کنی، میتوانی در کثرت و بسیار بودن چیزها، وحدت و یکی بودن آنها را ببینی.
یکی بنگر که این رنگ از کجا بود
که با گل ز اختصاصی آشنا بود
هوش مصنوعی: به یکی نگاه کن که این رنگ و زیبایی از کجا آمده است، که با گل، خویشاوندی و نزدیکی خاصی دارد.
چرا او را باین طیب اختصاص است
بشکل و طبع و رنگ و طعم خاص است
هوش مصنوعی: چرا او دارای ویژگیهای خاصی است که به شکل، طبع، رنگ و طعم او منحصر به فرد هستند؟
خود این ز آثار آن صنع لطیف است
که هر شیئی ز تلطیفش شریف است
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که وجود هر چیز نشانهای از هنرمندی و دقتی است که در ساخت آن به کار رفته است و هر شیء به خاطر همین ظرافت و لطافتش ارزشمند و معتبر است.
دگر هم لطف بر معنای علم است
بر اشیاء لطف او بر جای علم است
هوش مصنوعی: دیگر اینکه لطف خداوند بر مفهوم علم نسبت به چیزها وجود دارد و این لطف او در جایگاه علم قرار دارد.
چه علم آنهم حقیقت عین ذاتست
وجود لف عین ممکنات است
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که علم و دانش در حقیقت همان وجود واقعی است و وجود در خود به معنای واقعیاش، شامل همه موجودات ممکن میشود. به عبارت دیگر، حقیقت علم با وجود در ارتباط است و وجود، تمامی امکانات و موجودات را در بر میگیرد.
بلطف آنسرو قامت معتدل شد
روان در جویبار آب و گل شد
هوش مصنوعی: با لطف آن معشوق، روح من به آرامش رسید و در جوی آب، به زیبایی و لطافت تبدیل شد.
بد این معنای لطف اندر حیقت
بود معنای دیگر در شریعت
هوش مصنوعی: لطف و رحمت واقعی در ذات و حقیقت وجود دارد، اما در ظواهر شرعی ممکن است معانی دیگری را به خود بگیرد.
بود لطف آب دادن سرو و گل را
نمودن خود رعایت نظم کل را
هوش مصنوعی: آب دادن به سرو و گل نشاندهنده محبت و توجه به زیباییهای طبیعی است و همچنین بیانگر این است که توجه به نظم و هماهنگی در کل همواره باید مد نظر قرار گیرد.
بود لطف آنکه گر خاریست در راه
کنی از بیخ و بری سر زبد خواه
هوش مصنوعی: اگر در مسیرت خاری وجود دارد، بهتر است آن را از ریشهاش بکشیدی و حذف کنی تا به راحتی به راهت ادامه دهی.
بود لطف آنکه ظالم را کنی پست
بود لطف آنکه سارق را بری دست
هوش مصنوعی: لطف این است که ظالم را ذلیل کنی و سارق را از دزدی بازداری.
گیاه هرزه رو و خار و خس را
ز باغ ار ندروی سوزی نفس را
هوش مصنوعی: اگر در باغ، علفهای هرز و خاروخس را از ریشه نکنید، تنفس شما را خواهد سوزاند.
ثمر فاسد شود اشجار عاطل
نشد ز آن کشت جز خاریت حاصل
هوش مصنوعی: محصولی که خراب و بیثمر میشود، ناشی از درختانی نیست که بیفایده و عاطل باشند؛ بلکه از کاشت نادرست و انتخاب نامناسب است که فقط نتیجهاش خار و خاشاک خواهد بود.
از ین ره هشت نظم شرع و دین را
که بینی لطف آن نظم آفرین را
هوش مصنوعی: اگر از این راه به زیبایی نظم و اصول دین و شریعت توجه کنی، لطف و زیبایی آفریننده آن نظم را نیز میتوانی مشاهده کنی.
که یک اسمی ز اسمایش لطیف است
همه لطفش بجای خود شریف است
هوش مصنوعی: یک نام از نامهای دیگرش زیباتر و لطیفتر است و همه زیباییها و ویژگیهای آن نام در جای خود محترم و ارزشمند است.
کند این اسم بر عبدی تجلی
که عالم باید از لطفش تسلی
هوش مصنوعی: این اسم بر بندهای آشکار میشود که عالم باید از رحمت او آرامش بگیرد.