برگردان به زبان ساده
بد این از عالم اصغر علامت
بود اکبر هم اینسان در اقامت
هوش مصنوعی: این نشانهی بدی از دنیای کوچک، نمایانگر دنیای بزرگتر نیز هست که در آنجا هم وضعیت مشابهی وجود دارد.
جهان باشد چو مشکوتی مزین
ز نور عقل اول گشته روشن
هوش مصنوعی: جهان همچون ظرفی زیباست که با نور عقل جلوهگری میکند و به روشنی در آمده است.
بود مصباح یعنی عقل اول
چو مشکوتیست او را ملک اسفل
هوش مصنوعی: عقل نخستین مانند چراغی روشن است که در جایی تاریک قرار دارد. این چراغ، روشنایی و هدایت را به وجود میآورد و در دنیای پایینتر قرار دارد.
ز جاجه باشدش چرخ محدد
بر ارباب عیانست این مشاهد
هوش مصنوعی: از دیدگاه مشخص و واضح، به نظر میرسد که سرنوشت و سعادت افراد به دست خودشان است و نسبت به آنچه که دیده میشود، همه چیز روشن و آشکار است.
چو او میباشد اندر نظم کائن
خود انوار وجودی را خزائن
هوش مصنوعی: هرگاه او در نظم آفرینش حضور داشته باشد، انوار وجودی را به عنوان گنجینهای در اختیار دارد.
از آن مخزن بتعیین مناسب
منور گردد افلاک و کواکب
هوش مصنوعی: از آن منبع روشن، آسمانها و ستارهها به طرز مناسبی نورانی میشوند.
بچشمی کز ره حق بینی آمد
شجر امرالله تکوینی آمد
هوش مصنوعی: با نگاهی که از مسیر حقیقت میبینی، درخت وجودی که اراده الهی را نشان میدهد، ظهور کرده است.
نه غربی و نه شرقی در مطالب
بود نه ممتنع یعنی نه واجب
هوش مصنوعی: نه غربی و نه شرقی در مطالب وجود ندارد و نه چیزی که غیرممکن باشد، یعنی نه چیزی که واجب است.
بدانسان مستعد در نظم امکان
که بینار مشیت هست تابان
هوش مصنوعی: به افرادی که آمادگی و قابلیت شعر گفتن دارند، توجه کن؛ زیرا آنها همانند ستارههایی در آسمان هستند که بدون وجود آتش فرمانروایی الهی، نورانی و درخشانند.
بنزد آنکه زین عالم حسابی
بفهمش نامد الا خورد و خوابی
هوش مصنوعی: تنها کسانی که در این دنیا به درک درستی از زندگی نمیرسند، به جز خواب و خوراک به چیزی نمیرسند.
بگوش آینها نیاید غیر صوتش
چنین میباش گو تا وقت فوتش
هوش مصنوعی: صوت او به گوش اینها نمیرسد، بنابراین تا زمانی که وقتش نرسیده است، فقط باید همین را بگویی.
تو کی خدمت بجای خویش کردی
بجز انکار کز درویش کردی
هوش مصنوعی: تو کی به وظیفهی خود عمل کردی جز اینکه به بیچیزی و نیازمندی دیگران نادیده گرفتی؟
که خواهی با همین ظلمات ریبت
شود مکشوف آسان نور غیبت
هوش مصنوعی: اگر بخواهی با همین تاریکیهای درونت روبهرو شوی، رازهای پنهان و روشن را به آسانی میتوانی پیدا کنی.
تو خود میگفتی ار میبودت انصاف
که ننماید رخ از مرآت ناصاف
هوش مصنوعی: تو قبلاً میگفتی اگر انصاف داشتی، هرگز صورتت را از آینهی ناخوشایند نمیپوشاندی.
تو را گر نور صفوت در جبین بود
حقایق هم عیان و هم یقین بود
هوش مصنوعی: اگر تو در پیشانیات نور خلوص و پاکی داشته باشی، حقایق هم برایت روشن و هم مسلم خواهند بود.
جهان از یک معمائی مثال است
تمام حل و عقدش از خیال است
هوش مصنوعی: جهان مشابه معماهایی است که تمام پاسخها و راهحلهای آن از تفکر و تخیل انسان نشأت میگیرد.
بهر چیزی خیالت رهنما شد
همانت مبتدا و منتها شد
هوش مصنوعی: هر چیزی که در ذهنت میپرورانی، همان آغاز و پایان کار تو میشود.
برد گر جانب اقبال و نورت
پیاپی میفزاید بر حضورت
هوش مصنوعی: اگر به توفیق و شانس روی آوردهای و نورت دائماً در حال افزایش است، باید بیشتر در کنار دیگران حضور داشته باشی.
برد ور سوی ظلمات شکوکت
شود سد بر رخ ابواب سلوکت
هوش مصنوعی: اگر به سمت تاریکیها بروی، زیبایی و جلوهات سد راه پیشرفت و سلوک تو خواهد شد.
بسوی حق پناه از شک و ظن بر
هم از اصلش که باشد ماو من بر
هوش مصنوعی: به سوی خدا میروی و از تردید و گمان فرار میکنی، زیرا ریشهات به آن حقیقت درونت مربوط میشود.