قصاید
سعیدا
»
دیوان اشعار
»
قصاید
شمارهٔ ۱ : بنهاد چو بر دوش قضا طبل و علم را
شمارهٔ ۲ : نقاش قضا نسخهٔ ابروی بتان را
شمارهٔ ۳ : بس بلند است قصر و خانهٔ یار
شمارهٔ ۴ : کی ز کوی تو سعیدا نفسی می شد دور
شمارهٔ ۵ : دانی که چیست بار ترازوی این دو دم
شمارهٔ ۶ : آن که خوانی نام او نفس بهیم
شمارهٔ ۷ : قرآن چو به حرف آمد و مخلوق شد انسان
شمارهٔ ۸ : ز دست این فلک اژدر تمام دهن
شمارهٔ ۹ : ز شوخی خطش غوطه زد در نگاه
شمارهٔ ۱۰ : ز خود تهی شده ام تا نوازیم به دمی
شمارهٔ ۱۱ : به چشم خلق شود تا عزیز گرد رهش