برگردان به زبان ساده
روی از عالم بگردان گر لقا می بایدت
بگسل از کونین اگر زلف دو تا می بایدت
هوش مصنوعی: اگر به دیدار محبوب نیاز داری، از دنیا روی برگردان و اگر به زیبایی و سر سپردگی او نیاز داری، از تمام امور این جهان دست بکش.
روشنی چشم از جواهر سرمه مردم مدار
خویش را در هم شکن گر توتیا می بایدت
هوش مصنوعی: روشنی چشم خود را از جواهر نگیر و به دیگران نده؛ اگر نیاز به سرمه داری، خودت حتماً باید آن را پیدا کنی و به دستش بیاری.
فقر را با نقشبندان تعلق کار نیست
هستی از تن پروران تا بوریا می بایدت
هوش مصنوعی: فقر به کار نقش بندان مربوط نمیشود. برای رسیدن به وجود واقعی، از زندگی مادی و زمینی و لوازم آن باید گذشت.
شمع دل را از هواهای مخالف پاس دار
وقت رفتن گر چراغی پیش پا می بایدت
هوش مصنوعی: دل خود را از خواستههای ناپسند و نامناسب حفظ کن. زمانی که زمان رفتن فرامیرسد، نیاز است که نوری در پیش رویت داشته باشی.
سایه کن بر فرق خورشید افسران روزگار
چتر اگر بر فرق سر روز جزا می بایدت
هوش مصنوعی: بر روزگار چتر بگستران و بر سر خورشید سایه بزن، اگر بر روز جزا سزاوار چنین پناهی هستی.
گریه در دنبال باشد خنده بی وقت را
خنده زن چون گل اگر در خون شنا می بایدت
هوش مصنوعی: خنده معمولاً در زمان مناسبش زیباست، اما اگر در شرایط سخت و غمگین باشی، مثل اینکه در میان خون گل بروی، باید آن را به کناری بگذاری. گریه و ناراحتی را بپذیر و خندیدن در موقعیت نامناسب را نادیده بگیر.
تازه رویان غوطه در دریای رحمت می زنند
خلق کن با خلق، اگر لطف خدا می بایدت
هوش مصنوعی: افراد تازهنفس در دریایی از رحمت خدا شناور هستند. اگر به لطف و رحمت خدا نیاز داری، با دیگران با نیکی و محبت رفتار کن.
شد ز اکسیر قناعت خون آهو مشک تر
خون خور و تن زن اگر مشک ختا می بایدت
هوش مصنوعی: از برکات قناعت و رضایت به زندگی، ارزشها و زیباییهای بیشتری به دست میآید. اگر بخواهی روح و جسمت شاداب باشد، به جای زیادهخواهی و دلبستگی به مال و منال، باید از همان داشتههای اندک خود لذت ببری و در آنها غوطهور شوی.
از سعادتمندی ذاتی نداری بهره ای
تا برات سایه از بال هما می بایدت
هوش مصنوعی: اگر به خوشبختی و سعادت درون خود دست نیابی، بهتر است که از سایه بال پرندهای بزرگ و نیکو بهرهمند شوی.
خانه دربسته فانوس حضور خاطرست
مهر زن بر لب اگر خاطر بجا می بایدت
هوش مصنوعی: خانهای که در آن بسته است، نماد حضور یاد و خاطرهی دلانگیز است. اگر لبخند مهرورز زن بر لب باشد، باید به یاد و خاطر او توجه شود.
تا چو تیر از سینه چرخ مقوس بگذری
چون الف از راستی در کف عصا می بایدت
هوش مصنوعی: برای عبور از چرخشی که مانند تیر در سینه است، باید مانند حرف الف از راستا به آرامی و استواری حرکت کنی، همانطور که الف در دستان عصا قرار میگیرد.
این پریشان اختلاطی ها گل بیگانگی است
آشنای خود نه ای تا آشنا می بایدت
هوش مصنوعی: این افراد سرگردان و ناآشنا، مانند گلی هستند که متعلق به دیگری است. تو هنوز با خودت آشنا نشدهای، تا به دوستی و ارتباط با دیگران نیاز داشته باشی.
ماه را آمیزش انجم سیه دل کرده است
فرد شو چون مهر تابان گر ضیا می بایدت
هوش مصنوعی: ماه تحت تأثیر ستارههای تیره قرار گرفته است، پس ای فرد! مانند خورشید درخشان باش اگر نور و روشنی را میخواهی.
ای که می لرزی به شمع دولت بیدار خویش
گرد خود فانوسی از دست دعا می بایدت
هوش مصنوعی: ای کسی که به نور شمع زندگیات میلرزی، برای بیدار کردن خود باید دعا را مانند فانوسی در دست داشته باشی.
خانه دربسته می جویند مهمانان غیب
غنچه بنشین گر نسیم آشنا می بایدت
هوش مصنوعی: مهمانان به دنبال مکانی هستند که کسی در آن نیست، پس تو باید مانند یک غنچه باشی که در زمان وزش نسیم آشنا خود را نشان میدهد.
نی درین بستانسرا تا برگ دارد بی نواست
برگ را از خود بیفشان گر نوا می بایدت
هوش مصنوعی: نغمهای که در این باغ جاری است، به زمانی که برگها وجود دارند وابسته است. پس اگر میخواهی آهنگی خوش بشنوی، باید برگها را از خود دور کنی.
موج بی پروا چه بال و پر گشاید در حباب؟
صائب از گردون برون رو گر فضا می بایدت
هوش مصنوعی: موج بیپروا در حباب چهطور میتواند بال و پر بگشاید؟ صائب، اگر به فضایی نیاز داری، از آسمان بیرون برو.
(این جواب آن غزل صائب که راغب گفته است
از جهان بیگانه شو گر آشنا می بایدت)
هوش مصنوعی: اگر میخواهی با کسی آشنا شوی و روابط نزدیکتری برقرار کنی، باید از دنیای بیگانه و غریبه فاصله بگیری و بیشتر به سمت آشنایان و دوستانت روی بیاوری.