برگردان به زبان ساده
ای فکر تو نقشبند جانها
یک حلقه ذکرت آسمانها
هوش مصنوعی: ای فکر تو باعث شکلگیری روحها و یاد تو مانند یک حلقه در آسمانها است.
در بحر تو کشتی خرد را
از لنگر صبر، بادبانها
هوش مصنوعی: در دریاهای وجود تو، برای کشتی کوچک خرد، صبر به عنوان لنگر و بادبانها لازم است.
شد هاله آفتاب تابان
از نام تو روزن دهانها
هوش مصنوعی: هالهای از نور درخشان به وجود آمده است که دروازهای به زیبایی و حقیقت نام توست.
صحرای طلب ز جستجویت
مسطر زده شد ز کاروانها
هوش مصنوعی: جستجو و تلاش تو برای یافتن حقیقت و اهدافی که در زندگی داری، باعث شده است که بیابان عشق و شیدایی از پی تو شکل بگیرد و دیگران نیز به سوی تو بیایند و به این راه ادامه دهند.
از حسن یگانه تو گردید
چون غنچه یکی، دل و زبانها
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی بینظیر تو، دلها و زبانها به یکدیگر نزدیک و شبیه شدهاند، مانند گلهای غنچه که به هم میپیوندند.
از لب به هوای پایبوست
دامن به میان شکسته جانها
هوش مصنوعی: از لبت به خاطر محبت و زیباییات، دامنم در میان جانهای شکسته و دردناک به دنبال تو میگردد.
چون فاخته، قدسیان گرفته
بر سرو بلندت آشیانها
هوش مصنوعی: مانند فاختهای که بر بلندای درخت سرو nests میسازد، مکانهایی از آرامش و زیبایی در کنار تو فراهم کردهام.
کردند حلال، خون خود را
از شرم رخ تو گلستانها
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و روح شما، جان خود را با کمال میل فدای شما کردند و به این ترتیب، خونشان را حلال کردند.
از رشک زمین ندارد آرام
در عهد خرامت آسمانها
هوش مصنوعی: زمین به خاطر زیبایی و جلوههای تو آرام نیست و در دوران حضور تو، آسمانها نیز در حرکت و خرامشند.
چون صبح، گشاده اند آغوش
از شوق خدنگت استخوانها
هوش مصنوعی: وقتی صبح میشود، آغوش با شوق و اشتیاق از دوری تو مثل یک تیر، استخوانها را در بر میگیرد.
سودای تو در قلمرو خاک
برقی است میان نیستانها
هوش مصنوعی: شور و شوق تو در دنیای مادی، مانند درخششی کوتاه و زودگذر در میان نیهای سرسبز است.
شرم تو ز پاکدامنیها
شد پرده خواب پاسبانها
هوش مصنوعی: شرم تو باعث شد که نگهبانان در خواب بمانند و از نظارت غافل شوند.
چون سیل، ز شوق قلزم تو
در رقص روانیاند جانها
هوش مصنوعی: دلها مانند سیلی که به شوق دریا به راه افتادهاند، با شوق و ذوق به سمت تو میرقصند و حرکت میکنند.
شوق تو ز نقش پای رهرو
در راه فکنده کاروانها
هوش مصنوعی: علاقه و اشتیاق تو باعث شده که کاروانها به نقش پای رهگذران در راه توجه کنند.
در وادی بینشانی تو
شد جاده، فلاخن نشانها
هوش مصنوعی: در مسیر بینشانی تو، راهها نشانههایی شدهاند که حیرتانگیز و دور از دسترس هستند.
از شرم نزاکت تو خوبان
باریک شدند چون میانها
هوش مصنوعی: به خاطر ادب و زیبایی تو، خوبان به قدری احساس شرم کردند که انقدر لاغر شدند که فقط به اندازهی میانهها شدهاند.
چون سبزه ز جلوه بلندت
پامال شدند آسمانها
هوش مصنوعی: وقتی زیبایی و جلوهات باعث شد سبزهها زیر قدمهایت له شوند، آسمانها نیز تحت تأثیر قرار گرفتند.
از روی گشاده تو گردید
در بسته چو غنچه، گلستانها
هوش مصنوعی: از روی دلگشاده و مهربان تو، در دلها بسته شد و مانند غنچههایی که در گلستانها هستند، به زیبایی و شکوفایی رسیدند.
در خاک، چو نبض، بیقرارند
از شوق خدنگت استخوانها
هوش مصنوعی: در دل خاک، استخوانها از شوق تیر تو ناآرام و بیقرار هستند.
در گل به گلاب صلح کردند
در عهد رخ تو باغبانها
هوش مصنوعی: در گلستان، گلابی از صلح و آرامش به وجود آمده است، زیرا چهرهی تو همچون باغبانی است که همه چیز را زیبا و دلنشین میکند.
از خلق معنبر تو گردید
پیراهن یوسف آسمانها
هوش مصنوعی: به خاطر محبوبیت و زیبایی تو، پیراهن یوسف در میان آسمانها مورد توجه قرار گرفت.
زرین چو زبان شمع گردید
از حرف سخای تو زبانها
هوش مصنوعی: زمانی که زبان شمع به خاطر سخاوت و بخشش تو طلايی و درخشان شد، دیگر زبانها از این کلام پرشکوه و زیبا متاثر شدند.
در جلوهگه تو کوه طاقت
چون کاه شد از سبکعنانها
هوش مصنوعی: در حضور تو، کوههای استقامت همچون کاه سبک و بیاراده شدند.
چون وصف تو مومیاییی نیست
از بهر شکستهزبانها
هوش مصنوعی: چون توصیف تو فقط برای کسانی که خوب سخن میگویند نیست و دیگران نمیتوانند آن را بیان کنند.
بد، خوب نگردد از ریاضت
خونریز ز چله شد کمانها
هوش مصنوعی: بد به خوبی تبدیل نمیشود، حتی با تلاش و سختی زیاد و تمرینهای سخت و طاقتفرسا.
داغ تو به بوالهوس نچسبد
ریزد ز تنور سرد، نانها
هوش مصنوعی: غم و اندوه تو به دل هر بیخبر نمینشیند و مانند نانهایی که از تنور سرد بیرون میآیند، احساسات را بیحرارت و بیخاصیت میکند.
کلک تو رسانده است صائب
در هر کف خاک، گلستانها
هوش مصنوعی: قلم تو باعث شده که صائب در هر نقطهای از زمین، گلستانها را به تصویر بکشد.