برگردان به زبان ساده
فروغی است یکرنگی از گوهر ما
دل ساده فردی است از دفتر ما
هوش مصنوعی: یک نور صاف و روشن از وجود ماست و دل ساده و بدون پیچیدگی انسانی است که از نوشتههای ما برمیخیزد.
به دعوی نداریم چون صبح حاجت
که خورشید مهری است از محضر ما
هوش مصنوعی: ما نیازی به درخواست و دعا نداریم، چون مثل صبح که نور خورشید را دارد، از وجود ما مهر و محبت ساطع میشود.
به محشر هم از جای خود برنخیزد
سپندی که افتاد در مجمر ما
هوش مصنوعی: حتی در روز قیامت نیز، آتش دانای ما که در دل سپند و شعله قرار گرفته، از جای خود حرکت نخواهد کرد.
عجب دارم از فکرهای پریشان
که شیرازه گیرد به خود دفتر ما
هوش مصنوعی: من از اندیشههای آشفته و پریشان شگفتزدهام که چطور میتوانند به نظم و ترتیب دفتر ما سامان بدهند.
چو آیینه قانع به دیدار خشک است
ازین تازه رویان دو چشم تر ما
هوش مصنوعی: مانند آئینهای هستیم که تنها به تماشای ظاهر خشک و بیروح میپردازد و از دیدن زیباییهای تازه و چشمان اشکبار ما بیخبر است.
شکستند جوهر طرازان فطرت
چو فولاد در بیضه بال و پر ما
هوش مصنوعی: جواهر خوب و ناب روح انسان را شکستند، مانند فولادی که در درون تخم یک پرنده وجود دارد.
کجا پخته گردد، که از جوش دریا
نیامد ز خامی برون عنبر ما
هوش مصنوعی: کجا میتوان یافت که دریا از جوش و تلاطم به آرامش برسد و ما نیز از خامی خارج شویم و به بلوغ برسیم؟
درین بحر پر شور، مانند گوهر
گرانمایگی بس بود لنگر ما
هوش مصنوعی: در این دریا پرهیجان، مانند گوهر باارزش، داشتن لنگر برای ما کافی است.
چه سرها که داده است بر باد صائب
هوایی که شد چون حباب افسر ما
هوش مصنوعی: بسیاری از انسانها به خاطر شرایط ناپایدار و بیثباتی زندگی، جان خود را از دست دادهاند. این وضعیت بهگونهای است که مانند حبابی که برمیخیزد و به سرعت میترکد، مدت زمان زیادی دوام نمیآورد.