برگردان به زبان ساده
از گریه خاک دام چمن می کنیم ما
در غربتیم و سیر وطن می کنیم ما
هوش مصنوعی: ما از اشک و غم خود بر زمین چمن میافشانیم. در حالی که در دوری از وطن هستیم، خاطرات و روزهای خوب آن را مرور میکنیم.
هر سنگ پاره ای که فتد چشم ما بر او
از یک نظر عقیق یمن می کنیم ما
هوش مصنوعی: هر سنگی که به چشم ما بیفتد، به نظرمان آنقدر زیبا و با ارزش میآید که مانند عقیق یمن میسازیم.
تیغ فنا چو آب حیات ایستاده است
در خشکسال جسم وطن می کنیم ما
هوش مصنوعی: در روزگاری که زندگی و بقا در خطر است، مانند آب حیات، ما در شرایط سخت و بیآبی قرار داریم و در این وضعیت به وطن خود اهمیت میدهیم.
گر توتیا شود قلم استخوان ما
مشق جنون به زیر کفن می کنیم ما
هوش مصنوعی: اگر قلمی از استخوان ما به وجود آید، به خاطر دیوانگیمان، زیر کفن خود، نوشتن خواهیم کرد.
بی جبهه گشاده، سخن رو نمی دهد
آیینه ای چو هست سخن می کنیم ما
هوش مصنوعی: آیینه که در آن سخن نمیگوید و در برابر حقایق رو نمیشود. ما نیز در حال صحبت کردن درباره موضوعاتی هستیم که خودمان را در آن نشان میدهیم.
در بیضه حرف طوطی ما نقل بزمهاست
در مهد، چون مسیح سخن می کنیم ما
هوش مصنوعی: در میان صحبتهای پرندهای مانند طوطی، ما در محفلها و مجالس تنها به یاد صحبتهای بزرگ و مقدس میپردازیم. همچون مسیح، ما نیز در بیان کلمات خود معنای عمیقی داریم.
یک نافه است خال ز مشکین غزال او
در کام شیر، سیر ختن می کنیم ما
هوش مصنوعی: خال مشکین غزال مانند یک نافه است و ما در کام شیر، خوشی ختن را تجربه میکنیم.
مشکل گشاست غنچه دلهای عاشقان
خون در دل نسیم چمن می کنیم ما
هوش مصنوعی: دلهای عاشق همواره با امید و آرزو زندهاند، و ما در دل خود در کنار زیباییهای طبیعی، احساساتی عمیق و گاهی دردناک را تجربه میکنیم.
فرمانروای مصرع برجسته می شود
صائب به هر که مشق سخن می کنیم ما
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که کسی که به ت(read و نوشتن) و هنر سخنوری مشغول است، به نوعی در معرض توجه و ستایش قرار میگیرد. به عبارتی دیگر، کسی که در این مسیر تلاش کند و تمرین کند، به مقام والایی دست مییابد.