برگردان به زبان ساده
دل را ز قید جسم رها می کنیم ما
این دانه را ز کاه جدا می کنیم ما
هوش مصنوعی: ما به دل خود آزادی می بخشیم و آن را از محدودیت های جسمانی جدا می کنیم، مانند اینکه این دانه را از کاه و مواد اضافی تفکیک می نماییم.
عمر دوباره در گره روزگار نیست
جان را به زلف یار فدا می کنیم ما
هوش مصنوعی: زندگی دوباره در چنگ زمان نیست، اما ما جانمان را برای عشق و زیبایی معشوق فدای او میکنیم.
در ظرف بحر رحمت حق آب و خون یکی است
اندیشه صواب و خطا می کنیم ما
هوش مصنوعی: در دنیای وسیع رحمت الهی، تفاوتی میان آب و خون وجود ندارد و ما معمولاً در قضاوتهای خود درباره درست و نادرست اشتباه میکنیم.
آه این چنین اگر شکند آستین سعی
پیراهن سپهر، قبا می کنیم ما
هوش مصنوعی: اگر آستین کار و تلاش آسمان را اینگونه پاره کند، ما نیز به زیبایی لباس میپوشیم.
افتد غزال دولت اگر در کمند ما
از همت بلند رها می کنیم ما
هوش مصنوعی: اگر بخت و خوششانسی به ما روی آورد و فرصتی به دست آوردیم، به خاطر اراده و تلاش بلندپروازانهمان، اجازه نمیدهیم که آن را از دست بدهیم.
می می کشیم و خنده مستانه می زنیم
با این دو روزه عمر چها می کنیم ما
هوش مصنوعی: ما در حال نوشیدن شراب و شادی کردن هستیم، در حالی که با این دو روز عمر چه کنیم؟
مهمان مرگ بر در دل حلقه می زند
تا فکر آشیان و سرا می کنیم ما
هوش مصنوعی: مرگ مانند یک مهمان در دروازه دل ما میزند و ما همچنان در فکر خانه و محل زندگیمان هستیم.
در قلزمی که نیست سر نوح در حساب
همچون حباب، کسب هوا می کنیم ما
هوش مصنوعی: در دنیایی که هیچ سرنوشتی مشخص نیست و مانند حبابی زودگذر است، ما به دنبال جلب توجه و احترام هستیم.
با شوخ دیدگان نتوان هم نواله شد
زین خوان نصیب خویش جدا می کنیم ما
هوش مصنوعی: با نگاهی شوخی و سبکسرانه نمیتوان از این سفره بهرهای برد. ما سهم خود را جدا کرده و نمیتوانیم با دیگران همسان باشیم.
نگشود صائب از مدد خلق هیچ کار
از خلق روی دل به خدا می کنیم ما
هوش مصنوعی: صائب از کمکهای دیگران کار مهمی نکرد و هیچ یک از افراد نمیتوانند به ما کمک کنند. ما فقط از دل به خدا توکل میکنیم و به او روی میآوریم.