برگردان به زبان ساده
غمگین نیم که خلق شمارند بد مرا
نزدیک می کند به خدا، دست رد مرا
هوش مصنوعی: غم و اندوه من باعث میشود که مردم به من بد بگویند، اما این احساس نزدیکترم میکند به خدا و دلیل آن هم این است که نمیخواهم کسی مرا نادیده بگیرد.
گو دیگری مکن طلب من، که لطف حق
هر روز پنج بار طلب می کند مرا
هوش مصنوعی: دیگر برای من تقاضای طلب نکن، زیرا لطف و رحمت خداوند هر روز پنج بار به سراغ من میآید و مرا میطلبد.
کیفیتم چو باده انگور شد زیاد
چندان که زد به فرق، حوادث لگد مرا
هوش مصنوعی: کیفیت من مثل شراب انگور به قدری افزایش یافته که حوادث زندگی به من آسیب زده و صدمهای جدی به من وارد کرده است.
شد جوش خلق پرده چشم خداشناس
غافل ز بحر کرد هجوم زبد مرا
هوش مصنوعی: آشفتگی و شوق مردم، پردهای از دید خداشناس را میسازد که غافل از عمق وجودش است و به شدت به سراغ من میآید.
می ریخت اشک گرم ز مژگان آفتاب
روزی که بود آینه زیر نمد مرا
هوش مصنوعی: در روزی که آینه زیر نمد بود، اشکهای گرم از چشمانم میریخت.
ترسانده است چشم مرا خار انتقام
بازی نمی دهد گل روی سبد مرا
هوش مصنوعی: چشم من را به خاطر انتقام، خارها ترساندهاند و گل زیبای من را از دسترس دور کردهاند.
چون لعل اگر چه در جگر سنگ خاره ام
از نور آفتاب مدد می رسد مرا
هوش مصنوعی: هر چند که من مانند سنگ سخت و بیروح هستم، اما همچنان از نور آفتاب بهرهمند میشوم و زیباییها در وجودم نمایان میشود.
قارون شدم ز داغ، همانا درین بساط
عشق تو یافته است همین معتمد مرا
هوش مصنوعی: از شدت عشق تو به مانند قارون شدهام، زیرا تنها در این بازی عشق، همین اعتماد را در من یافتهای.
چندان که پا ز کوی خرابات می کشم
آب روان حکم قضا می برد مرا
هوش مصنوعی: هرچه بیشتر از محلهی خراباتیها دور میشوم، سرنوشت و تقدیر مرا به سمتی میبرد که نمیتوانم از آن فرار کنم.
صائب میان تازه خیالان اصفهان
بس باشد این غزل، گل روی سبد مرا
هوش مصنوعی: در میان افرادی که تازه به دنیای خیال وارد شدهاند، این غزل به تنهایی برای من کافی است، مانند گلی که در سبد من قرار دارد.