برگردان به زبان ساده
در گردش آورید می لعل فام را
زین بیش خشک لب مپسندید جام را
هوش مصنوعی: برای خود شرابی خوش رنگ و معنوی به گردش درآورید؛ دیگر از جام خشک و بیمزه لذت نبرید.
تاچون شفق مدام رخت لاله گون بود
بی باده مگذران چو فلک صبح و شام را
هوش مصنوعی: تا زمانی که رنگ چهرهات مانند شفق زیبا و سرخ باشد، بیآنکه به شراب روی بیاوری، مانند آسمان صبح و شب را سپری کن.
غافل مشو که وقت شناسان نوبهار
چون لاله بر زمین ننهادند جام را
هوش مصنوعی: فریب نخور؛ کسانی که به زمان آگاه هستند، مانند گل لاله، همیشه از قبل آمادهاند و جلوتر از دیگران برای بهرهبرداری از نعمتهای بهار تلاش میکنند.
هر کس به خون دل ز می ناب صلح کرد
محکم گرفت دامن عیش مدام را
هوش مصنوعی: هر که با زحمت و جانفشانی برای رسیدن به آرامش و رضایت واقعی تلاش میکند، به لذتی پایدار و همیشگی دست خواهد یافت.
آمد ز زیر سنگ برون هر دلی که ریخت
بر خاک، میوه های تمنای خام را
هوش مصنوعی: هر دلی که به خاک افتاده و تحت فشار بوده، حالا از زیر سنگ بیرون آمده و خوشههای آرزوهای ناشناختهاش را به نمایش گذاشته است.
دادیم عارفانه چو منصور تن به دار
کردیم نقد، روضه دارالسلام را
هوش مصنوعی: ما با آگاهی و شناخت عمیق، مانند منصور که جانش را برای باورهایش فدای کرد، به مشکلات و چالشها رو به رو شدیم و به ارزشهای واقعی زندگی، که مانند باغ بهشتی است، توجه کردیم.
بر تیغ کوه سینه فشارد ز انفعال
کبکی که آورد به نظر آن خرام را
هوش مصنوعی: بر فراز کوه، کبکی به آرامی میکوشد تا خود را به جلو برساند و نشان دهد که چقدر باوقار و هنرمندانه قدم برمیدارد. آن کبک با شکوه و زیبایی خاصی ظاهر میشود که توجه همه را جلب میکند.
آنجا که دوربینی رشک است، عاشقان
امساک می کنند ز جانان پیام را
هوش مصنوعی: در جایی که زیباییها و توجهات وجود دارد، عاشقان از عشق و محبت به معشوق خود دوری میگزینند و پیامی به او نمیفرستند.
دل را به زور عشق رهاندیم از بدن
با خود به زیر خاک نبردیم دام را
هوش مصنوعی: با عشق، دل را از قید و بند بدن آزاد کردیم و نذاشتیم که با خود به زیر خاک ببریم.
عیب من از شمار برون است و از حساب
صائب ز چشم خلق بپوشم کدام را؟
هوش مصنوعی: عیب من در دید دیگران واضح است و از محاسبه دور است. نمیدانم باید کدام عیب را از چشم دیگران پنهان کنم.