برگردان به زبان ساده
وصفِ زلفِ یار عاجز میکند تقریر را
دوریِ این راه، کوته میکند شبگیر را
هوش مصنوعی: توصیف و شرح زیبایی موهای محبوب آنقدر دشوار است که هر سخنی را ناتوان میسازد، و دوری از این مسیر، شب را برای ما کوتاهتر میکند.
چشمِ حیران راست دایم حسن در مدِ نظر
عکسِ پا برجا بود آیینهٔ تصویر را
هوش مصنوعی: چشمِ حیران همیشه مشغول تماشای زیبایی است و تصویر دائماً در دلم پیش چشمم باقی میماند، مانند تصوّری که در آینه نقش بسته است.
مور چون در خرمن افتد دست و پا گم میکند
نیست ممکن سیرْ دیدن حسنِ عالمگیر را
هوش مصنوعی: وقتی که مور در انبوهی از خرمن گندم بیفتد، دچار سردرگمی میشود و نمیتواند به خوبی زیباییهای بزرگ و جهانی را ببیند.
میکند وحشت سگِ لیلی همان از سایهاش
گرچه مجنون کرد رام خود پلنگ و شیر را
هوش مصنوعی: سگ لیلی از سایهاش هم میترسد، هرچند که مجنون توانسته پلنگ و شیر را به آرامش درآورد.
کفرِ نعمت میکند رزقِ حلالِ خود حرام
طفل از پستان گزیدن میکند خون شیر را
هوش مصنوعی: کسی که نعمتهایش را نادیده میگیرد و قدر آنها را نمیداند، روزی حلال خود را به حرام تبدیل میکند. مانند کودکی که به جای تغذیه از شیر مادر، به خون او آسیب میزند و باعث ضرر خود میشود.
در دلِ آهن کند فریادِ مظلومان اثر
ناله از زندانیان افزون بود زنجیر را
هوش مصنوعی: فریاد مظلومان در دل آهن تأثیر میگذارد و ناله زندانیان به اندازهای زیاد است که زنجیرها را تحت تأثیر قرار میدهد.
از تحمل دشمنِ خونخوار گردد مهربان
گردنِ تسلیم میریزد دمِ شمشیر را
هوش مصنوعی: به خاطر دستوپنجه نرم کردن با دشمنی خشن و بیرحم، انسان میتواند به طرز عجیبی مهربان شود و ارادهاش را در مقابل تهدیدات قویتر از خودش نادیده بگیرد.
دعویِ حق را کند باطل گناهِ بیشعور
عذرِ نامقبول، ثابت میکند تقصیر را
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که نادانی و بیفکری باعث میشود که کسی تلاش کند حق را نادیده بگیرد و به بهانههای ضعیف و نامناسب از خود دفاع کند. در واقع، این عذری که ارائه میدهد، نه تنها پذیرفته نمیشود، بلکه نشاندهنده تقصیر و ضعف اوست.
از ثباتِ پا توان بر دشمنان فیروز شد
مینشاند یک هدف بر خاک، چندین تیر را
هوش مصنوعی: با استقامت و استحکام پا، میتوان بر دشمنان پیروز شد و با تمرکز بر یک هدف، چندین تیر به آن نشانه رفت.
سرو صائب از هجومِ قمریان بالَد به خویش
از مریدان بادِ نخوت میفزاید پیر را
هوش مصنوعی: سرو زیبا با حملهی پرندگان خُردی به خود، از مریدان خود که در حال تکبر هستند، از استادش جدا میشود و به او اهمیت بیشتری میدهد.