برگردان به زبان ساده
چه حاجت است به خال آن بیاض گردن را؟
ستاره نقطه سهوست صبح روشن را
هوش مصنوعی: چرا به لکهای روی آن سفیدی گردن نیاز است؟ مانند اینکه یک ستاره در صبح روشن نقطهای از نادانی باشد.
همیشه تهمت نظاره می کشد عاشق
ز آفتاب خبر نیست چشم روزن را
هوش مصنوعی: عاشق همیشه در معرض تهمتها و قضاوتهای دیگران است، اما از زیبایی و روشنی عشق خود غافل است و توجهی به نگاههای منفی ندارد.
فغان که خار علایق ز تیزدستی ها
امان نداد که سازیم جمع دامن را
هوش مصنوعی: آه، که مشکلات و وابستگیها به سرعت و شدت، اجازه ندادهاند که ما بتوانیم دامن خود را جمع کنیم و به آرامش برسیم.
گره به جبهه میفکن که رشته هموار
به قطع راه بود تازیانه سوزن را
هوش مصنوعی: بهتر است که در کارها به سادگی و بدون ایجاد مشکل عمل کنیم، زیرا هرگونه مانع و پیچیدگی میتواند به مشکلساز شود و مسیر را دشوار کند.
زبان پاک بود لازم دل روشن
که برگ از ید بیضاست نخل ایمن را
هوش مصنوعی: برای داشتن دل روشن، باید زبان پاکی داشت، زیرا درخت نخل ایمنی، همچون برگی از دست بیضای موسى، به خوبی و پاکی نیاز دارد.
گشاده دار دل و دست را که لنگر سنگ
ازین دو شیوه شود بادبان فلاخن را
هوش مصنوعی: دل و دستانت را باز کن که با داشتن این دو میتوانی در برابر سختیها ایستادگی کنی و به موفقیت برسی.
چو ماه نو، قد خم گشته بر سپهر وجود
اشاره ای است که آماده باش رفتن را
هوش مصنوعی: ماه نو، به مانند شخصی که قدش خمیده شده، در آسمان وجود به ما یادآوری میکند که زمان رفتن و تغییر فرا رسیده است.
ز جمع دانه که خواهد نصیب خاک شدن
مساز تنگ به خود همچو مور مسکن را
هوش مصنوعی: از میان دانهها، اگر میخواهی نصیب خاک شوی، خود را مانند مور، به تنگنا نیفکن و جا نکن.
کنون که قوت بازوی رستمی داری
برآر از چه بیژن روان روشن را
هوش مصنوعی: اکنون که قدرت و نیروی رستمی را داری، پس به خاطر چه از بیژن، این فرد روشن و باهوش، حمایت نمیکنی؟
غبار دیده جان است پیکرت صائب
به آه زیر و زبر ساز، خانه تن را
هوش مصنوعی: غم و اندوه در دل مثل گرد و غبار نشسته است و جسم من را تحت تاثیر قرار داده است. با ناله و آه، میخواهم این وضعیت را تغییر دهم و به جانم آرامش ببخشم.