برگردان به زبان ساده
لبت به خون جگر شسته روی مرجان را
خط تو ساخته خس پوش، آب حیوان را
هوش مصنوعی: لبهای تو به خاطر درد و رنجی که کشیدهام مانند مرجانی که با خون جگر شسته شدهاند، زیبایی خاصی دارند. این زیبایی همانند خطی است که به زیبایی روی لباس خس قرار گرفته و آب حیات را به یاد میآورد.
لب عقیق به دندان گرفته است سهیل
ز دور دیده مگر سیب آن زنخدان را؟
هوش مصنوعی: سهیل دندانش را بر روی لب عقیق گذاشته، از دور نگاه میکند، آیا سیب آن زنخدان را میبیند؟
به آستین، سر اشکم فرو نمی آید
کفن ز اطلس خون بس بود شهیدان را
هوش مصنوعی: اشکم به آستین نمیریزد، چون هیچ چیز نمیتواند غم و اندوهم را کاهش دهد. کفن از ابریشم کافی است برای شهیدان، چرا که همین مقدار هم نشاندهنده عمق فاجعه و فقدان است.
بشوی نقش وطن را به رود نیل از دل
که نیست آب مروت به چشم، اخوان را
هوش مصنوعی: وطن را مانند نیکی و محبت بشوی، زیرا دل مردم از مهر خالی شده و دیگر در چشمانشان نیکخواهی دیده نمیشود.
جنون عشق ز فولاد پنجه دارد و من
به تار اشک رفو می کنم گریبان را
هوش مصنوعی: عشق دیوانهگیاش مثل فولاد محکم و قوی است و من با اشکهایم، به دقت و با دلسوزی، دلشکستگیام را وصله میزنم.
هر آنچه داده قسمت بود روان پیش آر
گران مکن به دل خود قدوم مهمان را
هوش مصنوعی: هر چیزی که قسمتمان شده، به سادگی بپذیریم و نگذاریم که دلنگرانی برای ورود مهمان به ما فشار بیاورد.
صفیر خامه صائب بلند چون گردید
نشست شعله آواز، عندلیبان را
هوش مصنوعی: نغمهی خوشی که از قلم صائب بلند شد، همانند شعلهای است که برای بلبلان نشسته به آواز درمیآید.