برگردان به زبان ساده
از جا نمی روم چو سپند از نوای خویش
آتش زنم به محفل و باشم به جای خویش
هوش مصنوعی: من تغییر مکان نمیدهم همانند درخت سپند، و با صدای خود آتش میزنم در جمع و در همان مکان خودم باقی میمانم.
زان مطرب بلندنوا در ترانه ام
چون نی نمی زنم نفسی بر هوای خویش
هوش مصنوعی: از آن مطرب با صدای بلند در ترانهام، مثل نی نمیزنم، یعنی نتوانستهام نفس عمیقی برای خودم بزنم.
زان ساقی خودم که نیابم درین جهان
مردی سزای باده مردآزمای خویش
هوش مصنوعی: از ساقیای که خودم را بیدار میکند، در این دنیا هیچ مردی را نمیشناسم که لایق بادهی استحقاق و آزمایش خودم باشد.
چون نیست هیچ کس که به فریاد من رسد
خود رقص می کنم چو سپند از نوای خویش
هوش مصنوعی: زمانی که هیچ کس نیست تا به من کمک کند، خودم به شادی میرقصم و مانند سپندی که بر اساس لحن خودش میرقصد، به زندگی ادامه میدهم.
صائب من آن بلند نوایم که می زنم
دربرگریز جوش بهار از نوای خویش
هوش مصنوعی: من کسی هستم که در صدای بلند و زیبا با نوای خاص خود، شور و شوق بهار را به گوش میرسانم.