برگردان به زبان ساده
از خط نگشته سبز لب روح پرورش
ننشسته است گرد یتیمی به گوهرش
هوش مصنوعی: اگر بر روی خط سبز نوشتار نرفته باشد، نشانی از روح پرورشیافته در آن نیست و عاطفه یتیمی بر ارزش و زیباییاش سایه افکنده است.
ازانفعال ،مشرق پروین شود رخش
گردد ز ساده لوحی اگر مه برابرش
هوش مصنوعی: اگر خوشبختی و زیبایی به وجود آید، چهرهی ماه نیز از سادگی و ناتوانیاش به تماشای آن خواهد نشست.
از چشم آفتاب کند جوی خون روان
درزیر زلف جلوه رخسار انورش
هوش مصنوعی: خورشید از چشم خود خون جاری میسازد، در حالی که زیبایی صورت او در زیر موهایش نمایان است.
رنگی ز بوی پیرهنش نیست باد را
از بس گرفته است قبا تنگ دربرش
هوش مصنوعی: باد هیچگونه رنگ و بویی از پیراهن او ندارد، چون آنقدر در قبا و لباسش تنگی دارد که نمیتواند بوزد و آزاد باشد.
گر در خیال تیغ کند غمزه اش گذار
ابریشم بریده شود زلف جوهرش
هوش مصنوعی: اگر در خیال خود بر تیغی نازک و زیبا نگاه کند، زلف گرانبهای او همچون ابریشم پاره میشود.
هر مطربی که درد دلش را فشرده است
سیلاب عقل و هوش بود نغمه ترش
هوش مصنوعی: هر نوازندهای که غمهای درونش را به احتیاط و دقت بیان کرده، در واقع از عقل و هوش خود به زیبایی بهره میبرد و آهنگش اندکی تلخی دارد.
چون نخل پرشکوفه بود هرکه باد ست
بی سکه خرج خاک نشینان شود زرش
هوش مصنوعی: وقتی درخت نخل پر گل و شکوفه باشد، هر بادی که بوزد، به جای اینکه ثروتی به دست بیاورد، خاکنشینان را به زحمت میاندازد و میکاهد.
چون صبر برشکنجه دام و قفس کند؟
آزاده ای که نقش گران است برپرش
هوش مصنوعی: آیا تحمل درد و رنج زندان برای آزادهای که در پروازش ارزش و هویت زیادی دارد، ممکن است؟
اندیشه شکر شکند نی به ناخنش
موری که کرد خاک قناعت توانگرش
هوش مصنوعی: فکری که به شکرگزاری ختم میشود، مانند موری نیست که با ناخن خود را به خاک قناعت نمیچسباند، بلکه کسانی که به قناعت و شکرگزاری اهمیت میدهند، در حقیقت ثروتمند خواهند بود.
گر در سیاهی سخن آب حیات نیست
سبزست چون همیشه خط روح پرورش ؟
هوش مصنوعی: اگر در تاریکی سخن زندگی وجود ندارد، همیشه سبز است زیرا روح به رشد و پرورش خود ادامه میدهد.
صائب به خنده هر که دهن باز می کند
چون گل به خرج باد رود زود دفترش
هوش مصنوعی: هر که بخندد و دهنش را باز کند، مانند گلی است که در نسیم بهاری زود پژمرده میشود.