برگردان به زبان ساده
برنمی آیم به تسکین دل خودکام خویش
چون فلک در بیقراری دیده ام آرام خویش
هوش مصنوعی: من برای آرام کردن دل خودم از هیچ چیز کمک نمیگیرم، چون مانند آسمان در بیقراری خود، آرامش را در چشمانم دیدهام.
موجه بی دست و پا رادایه ای چون بحر نیست
فارغم از فکر آغاز و غم انجام خویش
هوش مصنوعی: توضیح دادن این احساس قابل درک است که بدون توجه به تواناییها و نقایص خود، میتوان در کشف و درک امواج و جریانهای زندگی غرق شد. همچنین، نباید نگران شروع و پایان فرآیندها و معضلات بود و بهتر است از لحظات موجود لذت ببریم.
چشمه امید رانتوان به خاک انباشتن
ورنه می گشتم ز بی صیدی شکار دام خویش
هوش مصنوعی: امید من اجازه نمیدهد که به ناامیدی و یأس فرو بروم، وگرنه در کمبود شکار، به راحتی در دام خودم گرفتار میشدم.
شکرستانی برای تلخکامان گشته است
غفلت شیرین لبان ازلذت دشنام خویش
هوش مصنوعی: دنیا به محل شادی و خوشحالی برای کسانی تبدیل شده که به تلخی و ناامیدی عادت کردهاند، و آنها از لذتی که در بیان سخنان تند و انتقادی دارند، غافل شدهاند.
دردسر بسیار دارد دردمندیها که من
سوختم چون لاله تاپرکردم ازخون جام خویش
هوش مصنوعی: در رنج و درد، مشکلات زیادی وجود دارد و من مانند لالهای سوختهام که از خون خود، سر از خاک برآوردهام.
حرص برمن دردهای نسیه راکرده است نقد
صبح نا گردیده می افتم به فکر شام خویش
هوش مصنوعی: قرالدایری به خاطر حرص و ولعام، زحمات آینده را به فکر حالام میآورم و در حالی که هنوز صبح نشده است، نگران شام و شامگاه خود هستم.
گرچه مطلب نیست در پیغام دردآلود من
خجلتی دارم،که نتوان گفت، از پیغام خویش
هوش مصنوعی: با وجود اینکه در پیام ناامیدکنندهام چیزی برای گفتن نیست، اما احساس شرمندگی دارم که نتوانم حقیقت را به زبان بیاورم.
شرم یوسف مانع رسوایی یعقوب ماست
چشم ما درپرده دارد جامه احرام خویش
هوش مصنوعی: شرم و حیا و زیبایی یوسف باعث شده که یعقوب رسوا نشود. چشمان ما نیز در دنیای مشغلهها پردهای دارند و همچنان در حالت زهد و خلوص باقی ماندهایم.
قوت گویاییی تا در زبان خامه هست
ثبت کن بر صفحه ایام صائب نام خویش
هوش مصنوعی: هر زمانی که توانایی بیان خود را به کمک قلم داری، نام خود را در تاریخ ثبت کن.