برگردان به زبان ساده
منقار من ز صبح ازل بود دانه سوز
در بیضه بود ناله من آشیانه سوز
هوش مصنوعی: منقار من از آغاز صبح وجود، دانهای را میسوزاند و در درون تخم، صدای نالهای داشت که آشیانه را میسوزاند.
ای بخت، چشم باز کن این بزم راببین
ماییم و آن نگار وشراب بهانه سوز
هوش مصنوعی: ای بخت، کمی دقت کن و زیبایی این مجلس را تماشا کن. ما اینجا هستیم، آن معشوق جذاب و شراب، همه چیز بهانهای برای دلسوزی است.
از چشم او مدار تمنای مردمی
هرگز که دید مردمی از مست خانه سوز
هوش مصنوعی: هرگز از چشم او خواستار محبت دیگران نباش، زیرا اگر کسی را در حال مستی و غمگینی ببیند، بیتردید آن محبت واقعی نخواهد بود.
خاکسترش به دامن صرصر گره زند
بر طور اگر نظر فکند حسن خانه سوز
هوش مصنوعی: اگر زیبای خانهسوزی به تماشای کوه بیفتد، حتی خاکسترش نیز بر دامن طوفان میچسبد.
بلبل دگر به شعله آواز من کجاست ؟
گلبانگ من چو برق بود آشیانه سوز
هوش مصنوعی: بلبل دیگری که آوازم را بشنود کجاست؟ صدای من چون برق میدرخشد و خانه را میسوزاند.
صائب به قطع این غزل تازه تا رسید
آتش چکاند از مژه کلک زبانه سوز
هوش مصنوعی: صائب به تازگی این غزل را به پایان رساند و آتش عواطفش از چشمانش به شکل اشعاری شعلهور شد.