برگردان به زبان ساده
شد جدا از زخم من آن خنجر سیراب سبز
چون بماند ازروانی، زود گردد آب سبز
هوش مصنوعی: خنجر سبز که در زخم من فرورفته بود، حالا جدا شده است. اگر این خنجر از آسیب و زخم دور بماند، به زودی آب سبز رنگ میشود.
آب بی یاران مخور کز خجلت تنها خوری
خضر نتواند شدن درحلقه احباب سبز
هوش مصنوعی: آب را بدون companions خودت نخور، زیرا که در تنهایی شرمنده خواهی شد. حتا خضر هم نمیتواند در جمع دوستان سبز بماند.
گوشوار از شرم آن صبح بنا گوش آب شد
شمع نتواند شد از خجلت درین مهتاب سبز
هوش مصنوعی: گوشواره از خجالت صبح، به گردن آب افتاد و شمع از شرمندگی، در نور مهتاب سبز نتوانست روشن بماند.
نیست امید رهایی زین سپهر آبگون
کشتی ما می شود آخر درین گرداب سبز
هوش مصنوعی: امید به نجات از این آسمان آبی وجود ندارد و کشتی ما در این چرخش سبز سرانجام غرق خواهد شد.
شست از دل آرزوی عمر جاویدان مرا
تاشد از استادگی درجوی خضر این آب سبز
هوش مصنوعی: دلم آرزوی زندگی ابدی را رها کرد، وقتی دیدم که در کنار آب سبز خضر، آنچه پایدار است، چه زود از بین میرود.
هر قدر کز دیده افشاندم سرشک لاله گون
تخم مهر من نشد در سینه احباب سبز
هوش مصنوعی: هر چه قدر اشک از چشمانم ریختم و غم خود را نشان دادم، اما محبت و عشق من در دل دوستانم نشانی از خود به جا نگذاشت.
پیش او طاعت ندارد آبرویی، ورنه شد
از سرشکم دانه تسبیح در محراب سبز
هوش مصنوعی: در برابر او، هیچگونه احترامی برای اطاعت وجود ندارد؛ وگرنه، دانههای تسبیح از قطرات اشک او در محراب سبز میریختند.
ازدم سرد خزان صائب نگردد زرد رو
بخت هر کس شد چو مینا از شراب ناب سبز
هوش مصنوعی: با وزش باد سرد پاییز، چهره کسی زرد نخواهد شد. اگر بخت کسی مانند مینا به خاطر شراب ناب سبز باشد، او هرگز دچار یأس و نگرانی نخواهد شد.