برگردان به زبان ساده
چند روزی چو قلم سربه ته انداخته گیر
ورقی چند به بازیچه سیه ساخته گیر
هوش مصنوعی: چند روزی را به آرامش و خوشگذرانی بگذران و از زندگی لذت ببر. چند صفحهای را نیز به سرگرمی و تفریح اختصاص ده.
نیست در عالم ناساز چو امید ثبات
خانه ها درگذر سیل فنا ساخته گیر
هوش مصنوعی: در دنیای ما چیزی مانند امید ثابت وجود ندارد؛ خانهها در برابر سیل نابودی ساخته میشوند و در نهایت از بین میروند.
این گهرها که به جمعیت آن می نازی
آخر الامر چو اشک از نظر انداخته گیر
هوش مصنوعی: این جواهرات که به خاطر زیبایی و جمعآوری آنها به خود میبالید، در نهایت همچون اشک از دیدگان پنهان خواهند شد.
نقش هر لحظه به روی دگری می خندد
هرچه بردی ز حریفان دغا، باخته گیر
هوش مصنوعی: تو در هر لحظه میبینی که سرنوشت و زمان به طرز عجیبی در حال تغییر و نوسان است و این تغییرات همواره در حال خنده به تو هستند. به یاد داشته باش که اگرچه ممکن است در رقابت با دیگران به پیروزیهایی دست یابی، اما در نهایت همه چیز در این بازی ناپایدار، میتواند به طرز عجیبی به ضرر تو تمام شود. پس مراقب باش که هر موفقیتی ممکن است به راحتی از دست برود.
نیست چون حوصله یک نگه دورترا
پرده از چهره مقصود بر انداخته گیر
هوش مصنوعی: هیچ چیز مانند حوصله و شکیبایی برای یک نگاه به دور تو وجود ندارد، پس پرده را از چهره محبوب کنار بزن و او را بنگر.
بی مثال است چو رخساره آن جان جهان
از علایق دل چون آینه پرداخته گیر
هوش مصنوعی: چهره او بینظیر است، مانند روشنایی که جان و زندگی را به ارمغان میآورد. از وابستگیهای دل خود بکاه و همچون آینه، او را در وجودت منعکس کن.
نیست شایسته افسون، جدایی از خلق
جامه پرشپش از دوش خود انداخته گیر
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که جدایی از مردم و افسونهای زندگی، به هیچ وجه قابل قبول نیست. همچنین اشاره دارد که باید از خودخواهی و سطحینگری دور شویم و بار سنگین زرق و برق دنیا را کنار بگذاریم.
نیست امید اجابت چو فغان را صائب
علم ناله به افلاک بر افراخته گیر
هوش مصنوعی: امید به پاسخگویی وجود ندارد، همچنان که صائب در فریادش این را نشان میدهد. علم به مانند نالهای به آسمانها بلند شده است، آن را بپذیر.