برگردان به زبان ساده
ای بر روی تو از آینه گل صافتر
فتنه روی زمین زلف تو را در زیر سر
هوش مصنوعی: ای تو که چهرهات از آینه هم زیباتر است، روی زمین به خاطر جذابیت زلفهایت دچار فتنه شدهام.
هر که از بت روی گردان شد نبیند روی حق
هر که از زنار برگردد نمی بندد کمر
هوش مصنوعی: هرکسی که از عبادت بتها و idols رو برگرداند، نمیتواند به حقیقت خدا دست یابد. همچنین، آنانی که از زنجیر و محدودیتهای دنیوی فاصله بگیرند، قادر نخواهند بود به رهایی واقعی دست یابند.
آتش سوزنده رانتوان به چوب اندام داد
چوب گل دیوانگان رامی کند دیوانه تر
هوش مصنوعی: آتش سوزنده، وجود انسان را تحت تاثیر قرار میدهد و به او قدرت میدهد. همچنین، چوبی که به دیوانگان کمک میکند، بیشتر آنها را دیوانه میکند.
دوربینان از خزان تنگدستی فراغند
مرغ زیرک در بهاران می کشد سرزیرپر
هوش مصنوعی: نگاهداران از کمبود و تنگدستی پاییز بیخبرند، اما پرندهی باهوش در بهار، سرش را پنهان میکند.
گاه باشد کز غباری لشکری بر هم خورد
تا خطش سر زد، سپاه زلف شد زیرو زبر
هوش مصنوعی: گاهی پیش میآید که بر اثر گرد و غباری، لشکری به هم بریزد و خطی را که به هم زدهاند، باعث شود زلفها به هم بریزند و شرایط به هم بخورد.
در رگ جان هرکه را چون رشته پیچ وتاب نیست
زود باشدسر برآرد از گریبان گهر
هوش مصنوعی: هر کس که در زندگیاش از جوهر و خصلتهای اصیل و مثبت بیبهره باشد، به زودی توانمندیها و استعدادهایش را به نمایش خواهد گذاشت و از آنها بهرهمندی خواهد کرد.
بس که درشر خیر ودر خیرجهان شر دیده ام
مانده ام عاجز میان اختیار خیروشر
هوش مصنوعی: من در زندگی آنقدر خوبیها را در بدیها و بدیها را در خوبیها دیدهام که حالا در انتخاب میان خیر و شر گیج و ناتوان ماندهام.
نیست ذوق سلطنت مارا، وگرنه ریخته است
چون حباب وموج در بحر فنا تاج وکمر
هوش مصنوعی: ما علاقهای به سلطنت و قدرت نداریم، وگرنه تاج و گردنبند مانند حبابهای آب و موجها در دریاى فنا پراکنده شدهاند.
تا ازان شیرین سخن حرفی مکرر بشنوم
خویش راصائب کنم دربزم او دانسته کر
هوش مصنوعی: ما میخواهیم در جمع او بارها شیرینی حرفهایش را بشنویم و در این حضور، خود را در جایگاه او قرار دهیم.