برگردان به زبان ساده
ای زیاد لعل میگون تو کام جان لذیذ
در فراقت در دل شبهای تار افغان لذیذ
هوش مصنوعی: در دل شبهای تار و پر از درد، یاد تو مانند یک لعل زیبا و رنگین، روح را شاداب میکند و لذتبخش است. حضور تو، شیرینی زندگی را در دوریات برایم به ارمغان میآورد.
گرچه در شیرینی و لذت مثل آمد نبات
حاش لله کان بود همچون لب جانان لذیذ
هوش مصنوعی: اگرچه در شیرینی و لذت چیزی به پای نبات نمیرسد، ولی حاشا که این شیرینی به زیبایی و طعم لبان جانان برسد.
از در و دیوار جانان حسن می ریزد مدام
زان زلیخا را بود نظاره زندان لذیذ
هوش مصنوعی: از هر سو و گوشه به زیبایی محبوبم جوانههای عشق میریزد و این زیبایی تلخی زندان زلیخا را به یاد میآورد.
بردن نام خدنگت کام جان شیرین کند
تیر مژگان ترااز بس بود پیکان لذیذ
هوش مصنوعی: نام خدنگ تو جان را شیرین میکند و تیر مژگان تو به قدری لذت دارد که مانند پیکانی خوشایند است.
گرچه آب تیغ او باشد گوارادر مذاق
لیک صائب راست آب خنجر مژگان لذیذ
هوش مصنوعی: این سخن بیانگر این است که هرچند آب تیغ به نظر خوشمزه میآید، اما واقعیت این است که آنچه با چشم و احساس میبینیم، گاهی به شدت دردناک و خطرناک است. در واقع شاید چیزی که زیبا و دلچسب به نظر میرسد، در باطن میتواند آسیبزا باشد.