برگردان به زبان ساده
از بحر فیض قسمت دیگر به من رسید
بردند دیگران کف وعنبربه من رسید
هوش مصنوعی: از دریای نعمت، سهم دیگری به من رسید، در حالی که آنچه برای دیگران آورده بودند، کف و عسل بود، اما به من چیز دیگری رسید.
مهر قبول بر ورق من زد آسمان
این داغ همچو لاله احمر به من رسید
هوش مصنوعی: آسمان بر نوشتهام مهر تأیید زد و این نشان سنگین و تأثیرگذار بر من مانند نشان سرخی گل لاله است که به من رسیده است.
هر نشأه ای که در جگر خم ذخیره داشت
یک کاسه کرد عشق چو ساغر به من رسید
هوش مصنوعی: هر مرحلهای از زندگی که در دل آن راز و عشق ذخیره شده بود، در یک ظرف جمع شد و چون جامی به من رسید.
روزی که شد محیط کرم آستین فشان
چندین هزار دامن گوهر به من رسید
هوش مصنوعی: در روزی که دست کرم آستین را بغل کرد، هزاران دامن پر از جواهر به من رسید.
در یوزه فروغ نکردم ز مهر وماه
این روشنی ز عالم دیگربه من رسید
هوش مصنوعی: من زیر نور خورشید و ماه، خود را نمیفروشانم، این روشنایی از دنیای دیگری به من رسیده است.
عمری به شیشه کرد مرا خشکی خمار
تا ساغری ز باده احمربه من رسید
هوش مصنوعی: عمر طولانی را در حالت احساس کمرنگ و خمار گذراندم، تا اینکه سرانجام جامی از نوشیدنی مستی به من رسید.
از زهر سبز شد پروبالم چو طوطیان
تا گردی از حلاوت شکر به من رسید
هوش مصنوعی: جناحهای من به خاطر زهر تلخی که خوردهام، مانند پرندگان رنگارنگ و زیبا شده است. تا زمانی که طعم شیرینی شکر به من برسد.
جان در تن شکار کند شست پاک من
فربه شد آن شکار که لاغر به من رسید
هوش مصنوعی: وجود من درگیر جستجوی زندگی است، و پاکی و نیکی من باعث شده تا آنچه که به دست آوردهام، هرچقدر که ضعیف و کمزور بوده، به مرور زمان قوی و بارور شود.
منت خدای را که سخنهای آبدار
صائب ز فیض ساقی کوثر به من رسید
هوش مصنوعی: شکر خدا را که به من سخنان شیرینی هدیه شده که از بخشش های ساقی کوثر به دست آمده است.