برگردان به زبان ساده
بیرون ز خود کسی که پی مدعا رود
بر پشت بام کعبه به کسب هوا رود
هوش مصنوعی: هر کس که از خود بیرون برود و به دنبال هدفش باشد، حتی اگر بر بام کعبه باشد، در واقع در پی به دست آوردن چیزی در دنیا میرود.
از محفلی که آینه رو بر قفا رود
چشم و دل ندیده عشق کجا رود
هوش مصنوعی: از جمعی که در آن آینه به پشتش برمیگردد، چشم و دل چگونه میتوانند عشق را ببینند؟
عاشق ز مومیایی تدبیر فارغ است
در سوختن شکستگی از بوریا رود
هوش مصنوعی: عاشق بدون نگرانی و برنامهریزی، از درد و شکستگی ناشی از سختیها عبور میکند و به سادگی مثل بوریا در آب روان میشود.
هر کس کند نماز برای قبول خلق
بر پشت بام کعبه به کسب هوا رود
هوش مصنوعی: هر کسی که برای جلب توجه دیگران نماز میخواند، مانند این است که بر بام کعبه باشد و به خاطر منافع شخصی و خوشایند دیگران اقدام کند.
حیرت بهم نمی خورد از نقش خوب وزشت
آیینه رو گشاده بود هر کجا رود
هوش مصنوعی: من از زیبایی و زشتی که در آینه منعکس میشود شگفتزده نمیشوم، چرا که هر جا بروم، آن تصویر در مقابل چشمم خواهد بود.
شبنم به آفتاب رسانید خویش را
دلهای آب گشته ما تا کجا رود
هوش مصنوعی: شبنم از آفتاب به خود میبالد و دلهای ما که مانند آب شدهاند، تا کجا میتوانند حرکت کنند.
عام است فیض صحبت دلهای پاکباز
ز آیینه خانه هر که رود با صفا رود
هوش مصنوعی: هر کس با دل پاک و باصفا به جمع دوستان بپیوندد، از فیض و محبت آن ارتباط بهرهمند خواهد شد. این دوستی مانند آینهای است که پاکی و صفای دلها را منعکس میکند.
دارد کسی که سر به ته بال خویشتن
هر کجا رود به سایه بال هما رود
هوش مصنوعی: کسی که به خودش و ویژگیهایش آگاه است، هر جا که برود، به آرامش و حفاظت مانند سایهی پرندهای بزرگ همراه او خواهد بود.
سختی پذیر باش که گرددسفیدروی
هر دانه ای که در دهن آسیا رود
هوش مصنوعی: سختیها را بپذیر، زیرا هر دانهای که تحت فشار آسیاب قرار میگیرد، سفید و خالص میشود.
می نیست جوهری که نریزند زر بر او
قارون اگر به میکده آید گدا رود
هوش مصنوعی: هیچ چیز ارزشمندی وجود ندارد که اگر یک ثروتمند به میکده بیاید، آن را فرومی ریزد. در واقع، حتی اگر یک گدا هم به آنجا برود، به این معنی نیست که ارزش آن چیز کمتر میشود.
دل چون ز جای رفت نیاید به جای خویش
این عضو رفته نیست که دیگر به جارود
هوش مصنوعی: دل وقتی که از جایش برود، دیگر نمیتواند به مکان قبلی خود بازگردد. این عضو که رفته، دیگر به راحتی به حالت اول خود برنمیگردد.
در وادیی که رو به قفا قطع ره کنند
بینا کسی بود که در او با عصارود
هوش مصنوعی: در جایی که راه را از پشت قطع میکنند، شخص بینایی وجود دارد که در آنجا با عصار و عصای خود به راهش ادامه میدهد.
صائب سخنوری که خیالش غریب شد
زیر فلک غریب بود هر کجا رود
هوش مصنوعی: صائب، شاعر بزرگی است که وقتی فکرش به جایی میرسد، احساس غریبگی میکند؛ در واقع، هر جا که برود، احساس تنهایی و غریب بودن دارد.