برگردان به زبان ساده
بدل زان با تپیدن های دل کردم دویدن را
که بیم راه گم کردن نمی باشد تپیدن را
هوش مصنوعی: به خاطر تپشهای دل، تصمیم گرفتم دویدن را آغاز کنم، چرا که نگران گم کردن راه نیستم.
ز بی تابی چنان سررشته تدبیر گم کردم
که از سیماب می گیرم سراغ آرمیدن را
هوش مصنوعی: از شدت بی قراری و آشفتگی، به قدری در تدبیر و فکر کردن سردرگم شدم که حتی از نرم و روان بودن زندگی نیز دور شدهام.
اگر دلجویی طفلان نمی شد سنگ راه من
به مجنون یاد می دادم ز خود بیرون دویدن را
هوش مصنوعی: اگر کسی از کودکان حمایت و دلجویی نمیکرد، من هم در مسیرم سنگین و بیحرکت میماندم و از خودم میخواستم که مانند مجنون به درون خود بروم و از خودم دور نشوم.
ازان هرگز نیفتد آب گوهر از صفای خود
که دارد جمع یکجا با رمیدن آرمیدن را
هوش مصنوعی: آب گوهری که دارای صفاست هرگز از ارزش و کیفیت خود نمیافتد، زیرا همواره به جمع و آرامش دست مییابد، حتی وقتی در حال حرکت و نوسان باشد.
به زنار رگ خامی کمر می بست تا محشر
ثمر گر چاشنی می کرد آفات رسیدن را
هوش مصنوعی: او کمربند رنج و سختی را به دور خود میپیچید تا در روز قیامت، ثمره کارش را درو کند، حال اگر او در این مسیر، مشکلات و موانع را هم در نظر میگرفت.
ز استغنا نبیند بر قفا آن چشم، حیرانم
که آهو از که دارد شیوه دنبال دیدن را؟
هوش مصنوعی: چشم بینیاز، دیدن را پشت سر نمیکند و من حیرتزدهام که آهو، هنری که برای دیدن دنبال کردن دارد، از که یاد گرفته است؟
اگر می داشتم از بی قراری های دل فرصت
به چشم شوخ آهو یاد می دادم رمیدن را
هوش مصنوعی: اگر فرصت داشتم، بر اثر دلتنگیها و بیقراریهای قلبم، به چشمهای زیبای آهو میآموختم که چگونه فرار کنند.
شنیدن پرده پوش و حرف گفتن پرده در باشد
ازان عاقل به از گفتار می داند شنیدن را
هوش مصنوعی: شنیدن از رازها و سخن گفتن در مورد آنها، باید با احتیاط انجام شود. فرد عاقل با دانستن این موضوع، بهتر از آنکه فقط به حرفها تکیه کند، به عمل و نتیجه کار توجه میکند.
گل نازک سرشتان زود در فریاد می آید
لبی چون برگ گل باید، لب ساغر مکیدن را
هوش مصنوعی: گلهای حساس و زیبا به راحتی در برابر فشارها و مشکلات واکنش نشان میدهند. برای بهرهمندی از لذت زندگی، باید مانند پنبهای نرم و لطیف عمل کرد و به آرامی از زیباییها و خوشیها بهرهمند شد.
به نوک سوزنی این خار می آید ز پا بیرون
به تیغ تیز حاجت نیست از دنیا بریدن را
هوش مصنوعی: خارج کردن خاری از پا به اندازه نوک سوزن کار دشواری نیست و برای جدا شدن از دنیا نیاز به ابزار تیز و برنده نیست.
ازان دندان ز پیران گردش افلاک می گیرد
که از غفلت نیندازی به پیری لب گزیدن را
هوش مصنوعی: بر اثر پیری، انسان باید مراقب باشد که غفلت نکند و از زمان خود درست استفاده کند؛ وگرنه دندانهایش به دندانگیری میشود و احساس پشیمانی به سراغش میآید.
اگر چه کوه دارد لنگری، صد سال می باید
که از من یاد گیرد پای در دامن کشیدن را
هوش مصنوعی: هرچند کوه دارای ثبات و پایداری است، اما برای یادگیری درستی از من نیاز دارد که سالهای زیادی بگذرد تا بتواند راه و روش درست را بیاموزد.
نفس چون تیر بر سنگ آید از دل چون بود سنگین
دلی از موم باید نغمه نازک شنیدن را
هوش مصنوعی: وقتی نفس مانند تیر به سنگ برخورد کند، دل سنگین میشود. برای شنیدن نغمههای دلانگیز، باید دل را نرم و لطیف کرد.
ز من صائب درین بستانسرا برگ خزان دارد
به دست افشاندنی، از قید هستی پا کشیدن را
هوش مصنوعی: در این باغ، من صائب دارای برگهای خزان است که آماده رها شدن است و نشان از ترک کردن قید و بندهای زندگی دارد.