برگردان به زبان ساده
با مردم آنچه شعله ادراک می کند
کی برق خانه سوز به خاشاک می کند
هوش مصنوعی: مردم فقط آنچه را که درک میکنند، میفهمند و این درک، نمیتواند مانند آتش شعلهور باعث سوختن چیزهای بیارزش شود.
ای عشق غافلی که جدا از حضور تو
آسودگی چه با من غمناک می کند
هوش مصنوعی: ای عشق، تو غافلی از حال و روز من؛ وقتی که تو حضور نداری، چطور میتوانم آرامش داشته باشم؟ این غم و اندوه، مرا سخت میآزارد.
کی می رسد به اهل جنون عمر اهل عقل
مجنون هزار سلسله درخاک می کند
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که زمانی که عمر و زمان افراد عاقل به پایان میرسد، افراد دیوانه و عاشق چنان شور و حال دارند که در دل خاک هزاران زنجیره و پیوند میسازند. این نشاندهندهی عمق و شدت احساسات و تجربیات عاشقانه است که در کنار گذر زمان به وجود میآید.
هر کس گره کند به دل ازدوست شکوه را
تخم عداوتی است که در خاک می کند
هوش مصنوعی: هر کسی که به خاطر دوستش ناراحتی و شکایت کند، در حقیقت بیخودی و کینهای در دلش میکارد که تبعات بدی در آینده خواهد داشت.
کرده است از ثمر به وصال شکوفه صلح
از خیر هر که سیم وزر امساک می کند
هوش مصنوعی: کسی که از خوبیها دست میکشد و خود را از ثروت دور نگه میدارد، به آرامش و دوستی میرسد.
هر چند پا ز کوی خرابات می کشم
دستی بلند در طلبم تاک می کند
هوش مصنوعی: با وجود اینکه از محیط خراباتی دور میشوم و پاهایم را به سمت آن نمیبرم، اما هنوز آرزو و تمایل زیادی به آنجا دارم و دلم میخواهد دوباره به آن حال و هوا برگردم.
از سر گذشته تو چو قمری ز طوق خود
در بیضه فکر حلقه فتراک می کند
هوش مصنوعی: از زمانی که تو را فراموش کردهام، مثل قمر در حالتی است که از گردنبند خود آزاد شده و در دایرهٔ افکارم به دنبال جمع کردن افکار پراکنده میگردم.
خواهد به سعی پنجه مرجان کند سفید
آن کس که اشک از مژه ام پاک می کند
هوش مصنوعی: کسی که میخواهد با تلاش خود، ناخالصیها را از بین ببرد و به پاکی برسد، مثل کسی است که اشک را از چشم من پاک میکند.
واعظ ز خبث خلق دهن را نکرده پاک
دندان خود سفید به مسواک می کند
هوش مصنوعی: واعظی که خود را از نیکیهای اخلاقی دور میداند، زبانش را از نجابت خالی کرده است، اما دندانهایش را با مسواک سفید میکند.
من چون ز می شکفته نباشم درین چمن
کز گریه عذر خواهی من تاک می کند
هوش مصنوعی: من اگر در این باغ شاداب نباشم و از باده لذت نبرم، به خاطر اشکها و پشیمانیام، انگور به عذرخواهی من میپردازد.
چون صبح سر زند ز گریبانش آفتاب
هرکس به صدق پیرهنی چاک می کند
هوش مصنوعی: وقتی صبح با تابش آفتاب آغاز میشود، هرکسی با دلخوشی و صداقت، لباسش را برای نشان دادن شوق و شادی خود پاره میکند.
امروز غیر طبع سخن آفرین تو
صائب که رتبه سخن ادراک می کند
هوش مصنوعی: امروز کسی جز خود تو نمیتواند زیبایی سخن را درک کند، زیرا تنها تو برای این کار مناسب هستی.