برگردان به زبان ساده
این غافلان که جود فراموش کرده اند
آرایش وجود فراموش کرده اند
هوش مصنوعی: این افراد نادان که سخاوت را از یاد بردهاند، زیباییهای وجود و روحشان را نیز فراموش کردهاند.
آه این چه غفلت است که پیران عهد ما
باقد خم سجود فراموش کرده اند
هوش مصنوعی: نفس انسان چقدر در غفلت است که بزرگترها و سالخوردگان زمان ما دیگر برای سجده کردن از روی تواضع توانی ندارند و این مسئله را فراموش کردهاند.
آن نور غیب را که جهان روشن است ازو
از غایت شهود فراموش کرده اند
هوش مصنوعی: آن نور پنهان که جهان به وسیله آن روشن شده، به خاطر شدت مشاهده و شهود از یاد رفته است.
از ما اثرمجوی که رندان پاکباز
عنقا صفت نمود فراموش کرده اند
هوش مصنوعی: از ما هیچ نشانهای نخواهی یافت؛ چرا که انسانهای باصفا و راستین، مانند پرندهٔ افسانهای عنقا، خصائص خود را فراموش کردهاند.
جانها هوای عالم بالا نمی کنند
این شعله هاصعود فراموش کرده اند
هوش مصنوعی: افراد دیگر تمایلی به رسیدن به آسمان و عالم بالاتر ندارند و این شعلهها نیز به یاد فراموش کردهاند که باید به سوی بالا صعود کنند.
آنها که کرده اند ز می توبه در بهار
کیفیت وجود فراموش کرده اند
هوش مصنوعی: افرادی که در بهار به مینوشی توبه کردهاند، حقیقت وجود و حالتهای آن را فراموش کردهاند.
یاد جماعتی ز عزیزان بخیر باد
کز ما به یاد بود فراموش کرده اند
هوش مصنوعی: یاد گروهی از عزیزان گرامی باد که از خاطر ما رفتهاند و ما نیز آنها را فراموش کردهایم.
دست از طمع بشوی که در روزگار ما
مستان سخا وجود فراموش کرده اند
هوش مصنوعی: از انتظار و طمع دست بردار، چون در این روزگار افرادی که باید بخشنده باشند، فراموش کردهاند که سخاوت چیست.
بیمایگان زیان کسان را ز سود خویش
از اشتیاق سود فراموش کرده اند
هوش مصنوعی: افراد بیمار به خاطر تمایل به کسب سود، زیان دیگران را فراموش کردهاند و فقط به منافع خود فکر میکنند.
جمعی که از کفاف زیادت طلب کنند
آسانی وجود فراموش کرده اند
هوش مصنوعی: افرادی که به دنبال بیشتری از آنچه نیاز دارند هستند، راحتی و آسایش واقعی زندگی را نادیده میگیرند.
آسوده اند در جگر سنگ چون شرار
جمعی که از نمود فراموش کرده اند
هوش مصنوعی: آنها در دل سنگها آرامش دارند؛ مانند آتش ناشی از جمعی که یاد خدا را فراموش کردهاند.
صائب خمش نشین که درین عهد بلبلان
ز افسردگی سرود فراموش کرده اند
هوش مصنوعی: سکوت کن، چرا که در این زمان، بلبلها به خاطر ناامیدی دیگر نمیتوانند آواز بخوانند.