برگردان به زبان ساده
دل میتپد مگر خبر یار میرسد
جان در تردد است که دلدار میرسد
هوش مصنوعی: دل تنگ است و به شدت احساس میکند که خبری از یار در راه است. جانم در حال رفت و آمد و بیقراری است به خاطر اینکه محبوبم میخواهد بیاید.
از چشمخانهٔ رخت برون میبرد غبار
گویا که بوی پیرهن یار میرسد
هوش مصنوعی: چشمانم از غبار پر شده است، انگار بوی پیراهن محبوبم به مشامم میرسد.
ای باغبان ز باغ برون رو که وصل گل
یک روز هم به مرغ گرفتار میرسد
هوش مصنوعی: ای باغبان، از باغ بیرون برو؛ چون روزی یک مرغی که در دام افتاده، به گل وصل خواهد شد.
چون درد من رسد به دوا کز هجوم شوق
دل میرود ز دست چو دلدار میرسد
هوش مصنوعی: زمانی که درد من به درمان میرسد، از شدت شوق و هیجان، احساسات و کنترل قلبم از دست میرود، مانند زمانی که معشوق به من نزدیک میشود.
با خاکسار خویش چنین سرگردان مباش
از آفتاب فیض به دیوار میرسد
هوش مصنوعی: از افراد کممقدار و ناچیز دوری کن و بدان که نور و فیض الهی به همه جا میرسد، حتی به جاهایی که به ظاهر دور از دسترس هستند.
شبزندهدار باش که شبنم به آفتاب
از آبروی دیده بیدار میرسد
هوش مصنوعی: شب را به بیداری بگذران که در این تاریکی، روشنی و زیبایی به چشمان بیدار و خیره میرسد.
رزق آنچنان خوش است که شیرین فتد به دست
زهرست روزیی که به یکبار میرسد
هوش مصنوعی: روزی آنقدر خوشایند و شیرین است که حتی در سختترین شرایط هم میتواند دل را شاد کند؛ به ویژه وقتی که یکبار بهراحتی و بهطور ناگهانی به فرد برسد.
جانی که میبرد دل ما از قساوت است
اینجا به داد آینه زنگار میرسد
هوش مصنوعی: روحی که دل ما را از سختیها میرباید، در اینجا به کمک آیینهای که کثیف و زنگ زده شده، میآید.
از کار من گره نگشوده است هیچ کس
گاهی به داد آبلهام خار میرسد
هوش مصنوعی: هیچ کس نتوانسته است به مشکل من رسیدگی کند و گاهی تنها چیزی که به درد میخورد، رنج و اذیتهای روزگار است.
مستان ز فیل مست محابا نمیکنند
زور فلک به مردم هشیار میرسد
هوش مصنوعی: مستها از قدرت و حالتی که دارند، نمیترسند و خود را به خطر نمیاندازند. اما کسانی که هوشیار هستند، تحت تأثیر نیروهای طبیعی و سرنوشت قرار میگیرند.
خواهد رسید رتبه صائب به مولوی
گر مولوی به رتبه عطار میرسد
هوش مصنوعی: اگر مولوی به مقام عطار دست یابد، به یقین مقام صائب نیز برای او حاصل خواهد شد.