برگردان به زبان ساده
زان قامت بلند نظر باز نگذرد
زین سرو هیچ مرغ به پرواز نگذرد
هوش مصنوعی: به خاطر قامت بلند او، هیچکس نمیتواند به او نگاه کند و هیچ پرندهای نمیتواند از کنار او پرواز کند.
هنگامه سخن به سخن گرم می شود
صاحب سخن ز چشم سخنسار نگذرد
هوش مصنوعی: زمانی که صحبت آغاز میشود، مناظره و گفتگو داغ و پر حرارتی به خود میگیرد، به طوری که گوینده نمیتواند از دیدگاههای دیگر غافل شود.
اشک از غبار خاطر من ره برون نبرد
زین گرد سیل خانه برانداز نگذرد
هوش مصنوعی: اشکهایم نمیتوانند غبار خاطر من را برطرف کنند و این گرد و غباری که بر وجودم نشسته، مثل سیلی است که قادر به ویرانی خانهام نیست.
از سیر لاله زار زند نعل واژگون
برخاک کشتگان اگر از ناز نگذرد
هوش مصنوعی: از زیبایی لالهزار، نعل اسب واژگون بر روی خاک کشتهها افتاده است و اگر از ناز بگذرد، این وضعیت دگرگون نخواهد شد.
در سینه من است ازان کبک خوشخرام
کوهی کز آن عقاب به پرواز نگذرد
هوش مصنوعی: در درون من، عشق و محبت یک کبک شاد و زیبا وجود دارد که حتی عقابها نیز نتوانند از آن فاصله بگیرند و پرواز کنند.
صائب ز عجز نیست ز راه مروت است
فریاد من اگر ز هم آواز نگذرد
هوش مصنوعی: من از ناتوانی فریاد نمیزنم، بلکه از انصاف و مروت است که صدایم شنیده نمیشود.