برگردان به زبان ساده
هشیار را به مجلس مستان که میبرد
از بهر عیب خویش نگهبان که میبرد
هوش مصنوعی: آدم هشیار و عاقل را به جمع نوشندگان مشروب نمیبرند، زیرا او بهخوبی میداند که در این مجالس ممکن است نقاط ضعف و عیوبش فاش شود و از این رو مراقبی برای او در نظر گرفته شده است تا از او حفاظت کند.
چندین نگاه حسرت و خمیازه دریغ
از زخم و داغ من به نمکدان که میبرد
هوش مصنوعی: نگاههای حسرتآور و خمیازهها نشان از درد و زخم من دارند، اما به نظر میرسد که این دردها تنها به نمکدان میریزد و به کسی نمیرسد.
چون دست جوهری شده پایم ز آبله
این مژده را به خار مغیلان که میبرد
هوش مصنوعی: پایم به خاطر آبله، حالتی چون جواهر پیدا کرده است و این خبر را به خار مغیلان میرساند که دارد میبرد.
رنگ شکسته شیشه به رویم شکسته است
پیغام من به بادهفروشان که میبرد
هوش مصنوعی: رنگ در هم شکسته شیشه بر چهرهام نمایان شده است، این نشان از پیامی است که به بادهفروشان میدهد و آن را میبرد.
چندین هزار قافله تا کعبه امید
غیر از جنون ز راه بیابان که میبرد
هوش مصنوعی: هزاران کاروان به سوی کعبه امید میروند، اما غیر از دیوانگی، هیچکس از بیابانها عبور نمیکند.
ما را به کوچه غلط انداختن چرا
دل را به غیر زلف پریشان که میبرد
هوش مصنوعی: چرا ما را به مسیر اشتباه هدایت میکنید در حالی که دل ما را به سوی غیر از زیباییهای زلفی میبرد که ما را آزرده میکند؟