برگردان به زبان ساده
فغان ز سینه آسوده محشر انگیزد
گرستن از جگر گرم، کوثر انگیزد
هوش مصنوعی: آه و نالهای از سینه آرام برمیخیزد، زیرا دل دردمند میتواند از زیر فشارهایش سر برآورد و احساسات عمیق و شیرینی را به وجود آورد.
چه تن به مرده دلی داده ای، بر افغان زن
که آه و ناله دل مرده را برانگیزد
هوش مصنوعی: تو چه قلبی را از دست دادهای که با گوش دادن به نالهها و فریادها، احساساتت را بیدار نمیکند؟
زمین عرصه محشر گر آفتاب شود
ترا عجب که به این دامن تر انگیزد
هوش مصنوعی: اگر زمین روز قیامت مانند آفتاب داغ و سوزان شود، عجبی نیست که تو را به این حال بیندازد و در آن دامن بگیرد.
مباش کم ز سمندر درین جهان خنک
که از بهم زدن بال، آذر انگیزد
هوش مصنوعی: در این دنیا بیخیال و آرام باش که اگر از هم جدا شوی، تو به آتش و خشم دچار میشوی.
چو مور هرکه قناعت کند به تلخی عیش
به هر طرف که رود گرد شکر انگیزد
هوش مصنوعی: هر کسی که به قناعت و رضایت از وضع خود بپردازد، حتی اگر زندگیاش پر از تلخی باشد، در هر کجا که برود، میتواند خوشی و شیرینی را جذب کند.
به دام عشق سزاوار، آتشین نفسی است
که چون سپند ز جا دانه را برانگیزد
هوش مصنوعی: عشق واقعی نیاز به شور و شوقی عمیق دارد، مانند آتشی که میتواند دانهای را به حرکت درآورد و از جا برخیزد.
مکن به هر خس و خاری دهان خود را باز
که خامشی ز دل غنچه ها زر انگیزد
هوش مصنوعی: زبان خود را بیجهت به هر چیز زشت و بیارزش نیاویز، زیرا سکوت دل مانند گلهای شکفته، ارزش و زیبایی خاصی دارد.
ز آه ما مشو ای پادشاه حسن ملول
که کیمیاست غباری که لشکر انگیزد
هوش مصنوعی: نادیده نگیر ای پادشاه زیبا از دلتنگی ما، چرا که اندوه ما به قدری ارزشمند است که میتواند سر و صدایی به پا کند و لشکری را به حرکت درآورد.
شراب تلخ به دریا دلی حلال بود
که چون محیط به هر موج گوهر انگیزد
هوش مصنوعی: شراب تلخ برای دل دریا جاودانه و بینظیر است، زیرا مانند دریا، به هر موجی جواهر و زیبایی میبخشد.
به گاه لطف چه احسان کند به خشک لبان
به وقت خشم، محیطی که گوهر انگیزد
هوش مصنوعی: در زمان دلسوزی، چه نیکیهایی به انسان میشود، اما در زمان خشم، محیطی وجود دارد که میتواند ارزشها و زیباییها را به وجود آورد.
نمی رود دل خونین ز جا، که هیهات است
که آتش از جگر لعل صرصر انگیزد
هوش مصنوعی: دل رنجیده و غمگین نمیتواند آرام بگیرد، زیرا کسی نمیتواند از عمق عشق و احساسات شدید بگذرد و آتش اشتیاق را در دل فراموش کند.
دل غیور من از جا نمی رود به نگاه
مگر سپند مرا روی دل برانگیزد
هوش مصنوعی: دل پرغیرت من هرگز از جایش تکان نمیخورد، مگر آنکه زیبایی و جذابیت خاصی توجهام را جلب کند.
ربوده است ز من هوش ساقیی صائب
که می ز ساغر چشم کبوتر انگیزد
هوش مصنوعی: ساقی من با زیبایی و جذابیت خود، هوش و حواسم را از من گرفته است. او با نگاهی که شبیه چشم کبوتر است، مرا به نوشیدن میو ساغر وادار میکند.