برگردان به زبان ساده
عرق نه از رخ آن گلعذار می ریزد
ستاره از فلک فتنه بار می ریزد
هوش مصنوعی: عطر و زیبایی او چنان است که از صورتش همچون عرق میریزد، و بدی و فساد عالم هستی به قدری زیاد است که مانند ستارهها از آسمان سقوط میکند.
گره به رشته پرواز من گلی زده است
که از نسیم توجه ز بار می ریزد
هوش مصنوعی: یک گل به رشته پرواز من گره خورده است که به خاطر نسیم توجه، از باران مینشیند و میریزد.
بنای زندگی خضر هم به آب رسید
هنوز از لب تیغش خمار می ریزد
هوش مصنوعی: زندگی خضر، که نماد جاودانگی و حکمت است، با مشکلاتی مواجه شده و به مرحلهای رسیده که نتوانسته از چالشها فرار کند. با وجود این، هنوز هم تاثیری از شادی و سرزندگی در او دیده میشود.
حذر ز صحبت ناجنس حرز عافیت است
که خون ز سر انگشت خار می ریزد
هوش مصنوعی: از هم نشینی با افراد ناپاک و بیکیفیت بپرهیز، چون این کار میتواند منجر به مشکلات و آسیبهایی شود که حتی ناشی از کوچکترین چیزها هم میتواند باشد.
درین زمانه که رسم گرفتگی عام است
چگونه رنگ ز دست بهار می ریزد؟
هوش مصنوعی: در این دوره که همه چیز به طور معمول و تکراری پیش میرود، چطور میشود که زیبایی و نشاط بهار از دست میرود؟
چو تاک سر زده، هرجا که حرف می گذرد
سرشکم از مژه بی اختیار می ریزد
هوش مصنوعی: هر بار که سخن به یاد کسی یا چیزی میافتد، بیاختیار اشک از چشمانم میریزد.
لبی که تنگ شکر شد دهان ساغر ازو
به چشم من نمک انتظار می ریزد
هوش مصنوعی: لبی که شیرینی شکر را به خود گرفته، مانند ظرفی است که چشم من از آن به ناامیدی و انتظار، نمک میریزد.
مرا به زخم زبان خصم می دهد تهدید
به چاک پیرهن شعله خار می ریزد
هوش مصنوعی: به خاطر زبان تند و پرخاشگر دشمن، احساس تهدید میکنم و این کلمات مثل جراحتی عمیق هستند که به قلبم آسیب میزنند.
صفیر خامه صائب بلند چون گردد
ز آبگینه دلها غبار می ریزد
هوش مصنوعی: صدای قلم صائب به اندازهای بلند میشود که وقتی دلها از شفافیت شیشهای خود غبار میپاشند.