برگردان به زبان ساده
علاج غم به می خوشگوار نتوان کرد
به آب، آینه را بی غبار نتوان کرد
هوش مصنوعی: برای برطرف کردن غم و اندوه با نوشیدنی خوش طعم نمیتوان از آب استفاده کرد، همانطور که نمیتوان آینه را بدون غبار پاک کرد.
اگرچه تشنه فریب است موجهای سراب
مرا به جلوه دنیا شکار نتوان کرد
هوش مصنوعی: با وجود اینکه امواج سراب به ظاهر جذاب و فریبنده هستند، نمیتوانند مرا به دام زیباییهای دنیا بیندازند.
کنار بام حوادث مقام راحت نیست
تلاش مرتبه اعتبار نتوان کرد
هوش مصنوعی: در کنار رویدادها و اتفاقات ناگوار، آرامش وجود ندارد. برای دستیابی به جایگاه والاتر، نیاز به تلاش و کوشش مضاعف است و نمیتوان به راحتی به اعتبار و مقام دست یافت.
چو آب و آینه از سادگی درین گلزار
نظر سیاه به نقش و نگار نتوان کرد
هوش مصنوعی: در این گلزار، به خاطر سادگی و خلوص، نمیتوان به زیباییها و نقش و نگارها به طور عمیق نگاه کرد، درست مانند آب و آینه که فقط منعکسکنندهاند و عمق ندارند.
فریب شمع چو پروانه خورده ام بسیار
مرا به چرب زبانی شکار نتوان کرد
هوش مصنوعی: من به خاطر فریب شمع مانند پروانه، بارها در دام کلمات شیرین و فریبنده افتادهام و دیگر نمیتوانند با سخنان ملایم مرا شکار کنند.
اگر به حال جگر تشنگان نپردازد
ملامت گهر آبدار نتوان کرد
هوش مصنوعی: اگر کسی به وضعیت درد و رنج و عطش دیگران توجه نکند، نمیتوان به زیبایی و ارزشهای خود که مانند مروارید باارزش هستند، خرده گرفت.
ز آب گوهر نیکی به ابر برگردد
به جان مضایقه با تیغ یار نتوان کرد
هوش مصنوعی: از آب گوهر نیکی، به ابر برمیگردد و با جان نمیتوان در برابر تیغ محبوب مقاومت کرد.
مشو به دیدن خشک از سمنبران قانع
که از بهار قناعت به خار نتوان کرد
هوش مصنوعی: به دیدن سرسبزی سمنبران اکتفا نکن، زیرا نمیتوان به بهار قناعت کرد و از آن تنها به خارهای بیارزش بسنده کرد.
چنین که تیغ مکافات در زبان بازی است
صدا بلند درین کوهسار نتوان کرد
هوش مصنوعی: وقتی که عواقب عمل انسان مانند یک تیغ تیز در انتظار اوست، نمیتوان با صدا و هیاهو در این کوهستان به مقصود رسید.
خضاب، پرده پیری نمی شود صائب
به مکر و حیله خزان را بهار نتوان کرد
هوش مصنوعی: هرچقدر هم که سعی کنیم ظاهر خود را با رنگ و لعاب زیبا کنیم، نمیتوانیم پیری را تغییر دهیم. با ترفند و فریب نمیتوان فصل خزان را به بهار تبدیل کرد.