برگردان به زبان ساده
ز خط صفای دگر روی یار پیدا کرد
ز داغ، حسن دگر لاله زار پیدا کرد
هوش مصنوعی: از زیبایی خط یار، جلوهی تازهای پیدا شد و از عشق، جلوهای دیگر مانند گل لاله در باغچه نمایان گشت.
ز خط کشید رخش گرد خویش دایره ای
فغان که رهزن دلها حصار پیدا کرد
هوش مصنوعی: منظور این بیت این است که نقش و علامت زیبا و دلربایی که بر چهرهٔ محبوب کشیده شده، به گونهای باعث اضطراب و افسوس کسانی میشود که دلشان را به آن شخص دادهاند. این زیبایی به نوعی مثل دایرهای است که دور او را احاطه کرده و همین موجب میشود که دلهای عاشقان در حسرت و پریشانی باقی بماند.
مباد روز خوش آن خط بی مروت را!
که در میان من و او غبار پیدا کرد
هوش مصنوعی: حاشا که روز خوب آن بی رحم را فراموش کنم! که میان من و او لکهای از غبار ظاهر شد.
اگرچه حکم بیاضی بلند رتبه نبود
به دور گردن او اعتبار پیدا کرد
هوش مصنوعی: هرچند که مقام و رتبه بیضا (حکم) بالا نبود، اما به واسطه وجود او اعتبار و ارزش پیدا کرد.
غریب بود محبت درین جهان خراب
مرا به خون جگر، روزگار پیدا کرد
هوش مصنوعی: محبت در این دنیای خراب برای من حس غریبی داشت و روزگار، به سختی و با درد دل، آن را به من نشان داد.
اگر به آب رسانند خاک عالم را
نمی توان چو من خاکسار پیدا کرد
هوش مصنوعی: اگر تمام خاک زمین را به آب برسانند، نمیتوان کسی را یافت که مانند من humble و خاکی باشد.
چه دامهای رمیدن به خاک کرد آهو
که چشم شوخ تو ذوق شکار پیدا کرد
هوش مصنوعی: آهو برای فرار از دامها و خطراتی که در زمین وجود دارد، چه تلاشهایی کرده است، ولی چشمان بازیگوش تو باعث شده که زندگیاش به دنبال چیزهایی جالب و جذاب باشد.
چو زلف روز من آن روز تیره شد صائب
که راه حرف، خط مشکبار پیدا کرد
هوش مصنوعی: وقتی روز من به تاریکی افتاد، مانند زلفی که به هم ریخته است، کلمات و حرف های من هم با دشواری و ابهام بیان شد.