برگردان به زبان ساده
ز خط صفا لب میگون یار پیدا کرد
بهار نشأه این باده را دوبالا کرد
هوش مصنوعی: یار با لبهای خوشرنگ و زیبا خود، زیبایی و صفایی را به نمایش گذاشته است و بهار دوباره حال خوش و نشاط این باده را به او بازگردانده است.
گره ز غنچه پیکان گشودن آسان است
دل گرفته ما را توان وا کرد
هوش مصنوعی: آزاد کردن گرهای که در غنچهای بسته شده، کار آسانی است، اما دل ما که گرفته و ناراحت است، دشوار است که بتوان آن را باز کرد.
درین ریاض به بی حاصلی علم گردد
چو سرو مصرع موزونی آن که انشا کرد
هوش مصنوعی: در این باغ، علم به بیثمری میرسد، مانند سرو که درختی بلند و خوشنماست، اما همانند شعری نیکو که نویسندهاش را فراموش کردهاند.
سیاه کرد به چشمش جهان روشن را
اگرچه در تن خفاش روح عیسی کرد
هوش مصنوعی: دنیا را به چشمان او تاریک کرد، هرچند در وجود او روحی مانند عیسی بود.
مرا به دست تهی همچو شانه می باید
گره ز کار پریشان عالمی وا کرد
هوش مصنوعی: من باید با دستان خالی مانند شانهای، گرهای که باعث پریشانی و ناآرامی در زندگی همه است را باز کنم.
نمی رسد به زمین پایش از صدای رحیل
سبکروی که سرانجام زاد عقبی کرد
هوش مصنوعی: پای او به زمین نمیرسد و از صدای سبک بودن و رفتن، نشان میدهد که در نهایت به جایی برمیگردد که قبلاً بوده است.
ز تیغ حادثه پروا نمی کند عاشق
ز موج تر نشود هرکه دل به دریا کرد
هوش مصنوعی: عاشق از چالشها و مشکلات نمیترسد و هر کس که دل به دریا بزند، تحت تأثیر هیچ طوفانی قرار نمیگیرد.
در آفتاب جهانتاب محو شد صائب
چو شبنم آن که دل خویش را مصفا کرد
هوش مصنوعی: صائب مانند شبنمی در آفتاب درخشان ناپدید شد، زیرا او دل خود را پاک و زنده کرده بود.