برگردان به زبان ساده
تا نهال تو قدر از گلشن تقدیر کشید
سرو را فاخته از طوق به زنجیر کشید
هوش مصنوعی: زمانی که درخت تو به اندازه و قد مناسب رسید، بلبل به خاطر زیباییاش، سرو را به زنجیر کشید.
هرگز از سیل گرانسنگ، عمارت نکشد
آنچه ویرانه ام از منت تعمیر کشید
هوش مصنوعی: هرگز ساختمان مستحکمی نمیتواند از سیل ویرانگر نجات یابد، اگرچه آنچه که ویران شده، با تلاش فراوان بازسازی شده باشد.
عشق خوش سهل برآورد مرا از دو جهان
نتوان موی چنین از قدح شیر کشید
هوش مصنوعی: عشق شیرین و آسان مرا از این دو جهان جدا کرده است، اما نمیتوان با این دو دست، موهای خود را از جام شیر بیرون کشید.
نتوانست دل سخت ترا نرم کند
آه گرمم که گلاب از گل تصویر کشید
هوش مصنوعی: آه سوزان من نتوانست دل سخت تو را نرم کند، حتی گلی که از آن عطر و زیبایی را به تصویر میکشد.
قدم راست روان خضر ره توفیق است
سر چو پیکان نتوان از قدم تیر کشید
هوش مصنوعی: اگر قدمهایت با درستی و از روی آگاهی برداشته شود، مانند خضر راهگشای تو خواهد بود. اما اگر سر و فکر تو آشفته باشد، نمیتوانی به اهداف خود برسید و مانند تیر از کمان دور خواهی شد.
بالش از دامن حوران بهشتی نکند
خواب ما بس که پریشانی تعبیر کشید
هوش مصنوعی: سرخواستن بر روی بالش حوران بهشتی نمیتواند خوابهای ما را آرام کند، زیرا افکار و نگرانیهای ما بیش از حد پراکنده و آشفته است.
در خم زلف گرهگیر تو عاجز شده است
دل صائب که عنان از کف تقدیر کشید
هوش مصنوعی: دل صائب در برابر زلف گرهدار تو ناتوان شده است، زیرا تقدیر از کنترل او خارج شده و به سمتی دیگر رفته است.