برگردان به زبان ساده
چه عجب گر ز بهاران به نوایی نرسید
فیض خار سر دیوار به پایی نرسید
هوش مصنوعی: عجب است که در بهار، صدای دلنشینی به گوش نرسد، یا اینکه حتی فایده و سودی از خارهای روی دیوار حاصل نشود.
هرچه از دست دهی بهتر ازان می بخشند
مسی از دست ندادم که طلایی نرسید
هوش مصنوعی: هر چه را که از دست بدهی، بهتر از آن به تو داده میشود. اما من هیچ چیزی را از دست ندادم که ارزش بالاتری بیابم.
قیمت گوهر شهوار گرفت اشک کباب
خون ما سوخته جانان به بهایی نرسید
هوش مصنوعی: قیمت زیبایی و جذابیت به اندازه اشکهای سوزان ما نیست، زیرا جان ما که در عشق سوخته، بهایی ندارد.
گر دوا این و گرانجانی منت این است
جان کسی برد که دردش به دوایی نرسید
هوش مصنوعی: اگر درمان این درد و غم، سنگین و دشوار است، مسأله این است که جان کسی را میگیرد که دردی دارد و به درمانی دسترسی ندارد.
آنچنان رو که به گردت نرسد برق، که من
رو به دنبال نکردم که قفایی نرسید
هوش مصنوعی: به گونهای رفتار کن که هیچ کس نتواند به تو نزدیک شود، زیرا من نیز هیچ گاه دنبالت نیامدم که به تو نرسم.
نظر مهر ز افلاک مجویید که صبح
استخوانی است که فیضش به همایی نرسید
هوش مصنوعی: به دنبال محبت و مهر از آسمانها نباشید، زیرا صبحی که اینگونه آغاز میشود، تنها استخوانی خشک و بیفایده است که برکتش به عالم دیگر نخواهد رسید.
در پس بوته تدبیر نرفتم هرگز
کز کمینگاه قدر تیر قضایی نرسید
هوش مصنوعی: من هرگز به دامان تدبیر و برنامهریزی نرفتم، چرا که از پس آن نمیتوانستم به موقعیت و سرنوشت خود پی ببرم و تیر قضا و قدر مرا نمیزد.
صائب امروز سخنهای تو بی قیمت نیست
این متاعی است که هرگز به بهایی نرسید
هوش مصنوعی: امروز حرفهای تو ارزش خاصی دارند، این داراییای است که هیچگاه به قیمت و بها نخواهد رسید.