برگردان به زبان ساده
در سر زلف تو مجنون دل فرزانه شود
هرکه پیوست به این سلسله دیوانه شود
هوش مصنوعی: هرکسی که به زلف تو نزدیک شود، دلش به دیوانگی میافتد و عقلش را از دست میدهد.
حسن را عشق ز آفات بلاگردانی است
شمع را دست حمایت پر پروانه شود
هوش مصنوعی: زیبایی عشق، مانند شمعی است که تحت حمایت و محافظت قرار میگیرد و از آسیبها در امان میماند، مانند پروانهای که به دور آن میچرخد و آن را حفاظت میکند.
دل اطفال ز سنگ است گران تمکین تر
کس درین شهر به امید که دیوانه شود؟
هوش مصنوعی: دل کودکان مانند سنگ سنگین است و در این شهر هیچکسی به امید اینکه دیوانه شود (یا دچار محبت شود) در تلاش نیست.
غم روزی نبود مرغ گرفتار ترا
گره دام، اسیران ترا دانه شود
هوش مصنوعی: غم روزی نیست که پرندههای گرفتار شود، دام تو آنها را اسیر میکند و دانهای برایشان فراهم میشود.
سالها شد دل صدچاک به خون می غلطد
به امیدی که سر زلف ترا شانه شود
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که دل زخمی به خاطر عشق تو در غم و اندوه فرو رفته و هنوز امیدوار است که روزی موهای زیبای تو مرتب و آراسته شود.
گذرد سرسری از ملک سلیمان چون باد
سر هرکس ز خیال تو پریخانه شود
هوش مصنوعی: مثل بادی که به سرعت از سر زمین ملک سلیمان عبور میکند، هر کسی که از تو خیال کند، فکرش پر از اندیشه و خیال تو میشود.
می پرد چشم دو عالم پی آن طرفه غزال
آشنا تا که به آن معنی بیگانه شود؟
هوش مصنوعی: چشم دو دنیا به دنبال زیبایی غزالی آشناست، تا اینکه به آن معنا که برای او بیگانه است برسد.
نه چنان است تماشای صنم دامنگیر
که برون ناله ناقوس ز بتخانه شود
هوش مصنوعی: تماشای معشوق به اندازهای شیفتگی دارد که اگر صدای ناقوس از معبد بتها بلند شود، نمیتواند این احساس را تحت تأثیر قرار دهد.
هست امید که از دور نیتفد هرگز
گل پیمانه اگر سبحه صد دانه شود
هوش مصنوعی: امید دارم که از دور، هرگز دل مشغولی ایجاد نشود، حتی اگر گلی که در دست دارم، تبدیل به تسبیحی با صد دانه شود.
پیش آن کس که ازین نشأه به تنگ آمده است
دم شمشیر شهادت لب پیمانه شود
هوش مصنوعی: کسی که از زندگی دنیا و مشکلاتش خسته شده است، در برابر شهادت و مبارزه حق، آمادهتر و مشتاقتر میشود.
بی نیازست ز افسون خوشامد دولت
این نه خوابی است که محتاج به افسانه شود
هوش مصنوعی: او از فریب و زیباییها بینیاز است؛ این خوشبختی و موفقیت او واقعی است و نیازی به داستانسرایی ندارد.
خالی از فکر چو گردید شود دل پر ذکر
تهی از می چو شد این شیشه پریخانه شود
هوش مصنوعی: وقتی دل از تفکر خالی میشود، پر از یاد و ذکر میگردد. همچنان که وقتی این شیشه از شراب خالی شود، مکانش هم خالی و تهی میشود.
برنخیزد به سبکدستی محشر از جای
هرکه زیر و زبر از جلوه مستانه شود
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند در روز قیامت به آسانی از جایش برخیزد، اگر که تحت تأثیر جلوههای دلانگیز و مستانه قرار گیرد و حالش به هم بریزد.
از غریبی دل ناقوس به فریاد آمد
صائب آن روز که بیرون ز صنمخانه شود
هوش مصنوعی: دل غریب و تنها با صدای ناقوس به صدا درآمد و به فریاد آمد، در آن روز که دیگر از معبد بتها خارج شود.