برگردان به زبان ساده
می روشن گهران چهره گلفام بود
نقل صاحب نظران چشم چو بادام بود
هوش مصنوعی: چهره زیبا و درخشنده او مانند جواهرات گرانبهاست و نظر متخصصان را جلب میکند، همچنین چشمانش به زیبایی بادام است.
لب نو خط تو از چشم، سیه مست ترست
دانه خال تو گیرنده تراز دام بود
هوش مصنوعی: لبهای تو که با خطی زیبا مشخص شدهاند، در چشم سیاه و مجذوبکنندهات، دانهای از خال تو را میگیرند و ترازویی برای دام عشق به شمار میروند.
گرچه در ساغر خوبان دگر درد می است
خط به گرد لب او، خط لب جام بود
هوش مصنوعی: هرچند در جام زیباییها، شرابهای دیگری وجود دارد، اما خطی که بر لبهی لب اوست، از دیگران متمایز است و نشاندهندهی زیبایی خاص اوست.
ناامید از سر کوی تو چرا برگردد؟
قانع از بوسه فقیری که به پیغام بود
هوش مصنوعی: کسی که از وجود تو ناامید است، چرا باید برگردد؟ او حتی از بوسهای ساده که فقیری به خاطر عشقش میزند هم راضی است.
کف خاکی که ز کوی تو کنم بر سر خویش
خشکی مغز مرا روغن بادام بود
هوش مصنوعی: خاکی که از کوی تو بر سر میریزم، برایم مانند روغن بادام است که خشکی مغز مرا برطرف میکند.
چهره ای را که خط از صبح بناگوش دمد
پیش صاحب نظران نیک سرانجام بود
هوش مصنوعی: چهرهای که از صبح تا شب بر اثر نگرانیها و دغدغهها زخمهایی برداشته، در نهایت نزد افرادی که اهل دانش و بصیرتاند، به خوبی و نیکی جلوهگر خواهد شد.
می فتد زود سبک مغز ز معراج غرور
چه قدر کوزه خالی به لب بام بود؟
هوش مصنوعی: زود سبکمغزها از غرور و خودبینی به زمین میافتند. چه میزان از آنها شبیه کوزههای خالی هستند که در بالای بام قرار دارند؟
پختگی جمع محال است شود با دولت
سایه پرورد پر و بال هما خام بود
هوش مصنوعی: رشدی و کمالی نمیتواند با ستم و نابرابری به دست آید، چرا که پرندهای که تحت سایهٔ سرسختی بزرگ شده باشد، هرگز به بلوغ واقعی نخواهد رسید.
لب بی وقت گشودن پر و بال اجل است
نشود کشته خروسی که بهنگام بود
هوش مصنوعی: باز کردن لب در زمان نامناسب مانند آن است که به سرنوشت خود را در معرض خطر قرار دهی؛ زیرا کسی که در وقت مناسب سخن میگوید، به سرنوشت بدی دچار نمیشود.
تلخی مرگ به کامش می لب شیرین است
دهن هرکه بدآموز به دشنام بود
هوش مصنوعی: زندگی برای کسی که بدآموزی کرده، با تلخی مرگ شیرینتر میشود و به او نشان میدهد که دشنام و رفتار ناپسند اثراتش را بر زندگیاش خواهد گذاشت.
حاصلش نیست به جز روسیهی همچو عقیق
غرض خلق ز همواری اگر نام بود
هوش مصنوعی: هیچ چیزی از آن به دست نمیآید، جز روسیهای که مانند عقیق است. هدف انسانها از هموار شدن، فقط نامی است که دارند.
چه خیال است به این نشأه تواند پرداخت؟
صائب آن کس که در اندیشه انجام بود
هوش مصنوعی: این فکر چقدر عجیب است که میتوان در این دنیا به همه چیز رسید و پرداخت کرد. درستتر آن است که کسی در ذهنش به دنبال انجام کارها باشد.