برگردان به زبان ساده
ما به ساقی و حریفان به شراب افتادند
ما به سرچشمه و یاران به سراب افتادند
هوش مصنوعی: ما به منبع اصلی و کارهای معقول تمایل داریم، در حالی که دوستان و همراهان ما به خیالات و چیزهای فریبنده رو آوردهاند.
ثمر از ماست اگر برگ دگرها بردند
گوهر از ماست اگر خلق در آب افتادند
هوش مصنوعی: اگر دیگران برگها را از ما گرفتند، میوهٔ ما همچنان از خود ماست. و اگر مردم در آب بیفتند، باز هم درخشش و ارزش ما به خودمان برمیگردد.
خبر از داغ جگرسوز غریبان دارند
موجهایی که ز دریا به سراب افتادند
هوش مصنوعی: موجهایی که از دریا به سمت سراب میروند، حاکی از درد و رنج دوری و غم غریبان هستند.
پشت دادند به دیوار صدف چون گوهر
قطره هایی که به دریا ز سحاب افتادند
هوش مصنوعی: صدفی که به دیوار تکیه داده شده، مانند مرواریدهایی است که مانند قطرههای باران به دریا افتادهاند.
آه افسوس بود حاصل معمارانی
که به تعمیر من خانه خراب افتادند
هوش مصنوعی: متأسفانه، افراد تلاشگر و معمارانی که برای ساختن و اصلاح زندگی من تلاش کردند، به نتیجهای نرسیدند و خانهای که آنها ساختند، به خراب شدن دچار شد.
در چمن رشک بر آن بال فشانان دارم
که به سرپنجه شاهین و عقاب افتادند
هوش مصنوعی: در میان چمن، به پرواز زیبای پرندگان توجه میکنم و حسرت میخورم که چطور برخی از آنها با قدرت و مهارت شاهین و عقاب به آسمان پرواز میکنند.
شب زلف تو چه افسانه ندانم سر کرد
عاملانی که به دیوان حساب افتادند
هوش مصنوعی: شب زلف تو که داستانش را نمیدانم، کسانی که در حساب و کتاب به مشکل خوردند، چه مشکلی را تحمل کردند.
دل معمور از آن قوم طلب کن صائب
که به یک جلوه مستانه خراب افتادند
هوش مصنوعی: دل پر از زندگی و نشاط را از آن گروه جستجو کن، زیرا آنها با یک نگاه شگفتانگیز و جذاب، به شدت دچار عشق و شیدایی شدند.