برگردان به زبان ساده
بی تب و تاب به مخمور شرابی نرسد
تا به آتش نرود کوزه به آبی نرسد
هوش مصنوعی: شخصی که در آرامش و بیقراری نباشد، هرگز نمیتواند به لذتی برسد؛ مانند اینکه اگر کوزهای به آب نرسد، نمیتواند به آتش بیفتد.
به چه امید به گرد دل خوبان گردد؟
ناله ای را که ز کهسار جوابی نرسد
هوش مصنوعی: چرا به امید دلخوشی خوبان دور و برشان بگردیم؟ وقتی صدایی را که از دل کوه برمیخیزد، جوابی از آن نمیشنویم.
طمع بوسه و امید شکرخند کراست؟
که به ما زان لب شیرین شکرابی نرسد
هوش مصنوعی: به چه کسی امید داشته باشیم که با بوسهاش و لبخند شیرینش ما را نوازش کند؟ دریغ که از آن لبهای شیرین و شکرین هیچ چیزی به ما نمیرسد.
زندگی چون شرر از سوختگان است مرا
آه اگر از جگری بوی کبابی نرسد
هوش مصنوعی: زندگی مثل شعلهای است که از سوختگان به وجود آمده و برای من دردناک است اگر از دل سوختهام بوی کبابی به مشام نرسد.
گل مگر بست ز شرم تو دکان را، کامروز
به دماغم ز چمن بوی گلابی نرسد
هوش مصنوعی: تا زمانی که در کنار تو هستم و از وجود تو شرمندهام، گلها در باغ نمیرویند و بوی خوش گلابی از چمن به مشامم نمیرسد.
عمر چون سیل به این سرعت اگر خواهد رفت
فرصت چشم گشودن به حبابی نرسد
هوش مصنوعی: زندگی به سرعت همچون سیل در حال گذر است و اگر این روند ادامه پیدا کند، فرصتی برای درک و آگاه شدن از لحظات و زیباییهای آن نخواهیم داشت.
تو به ویرانی دل کوش که آن گنج گهر
نیست ممکن که به هر خانه خرابی نرسد
هوش مصنوعی: تو سعی کن دل خود را خراب کنی، زیرا که گنج واقعی در هر ویرانی پیدا نمیشود و هرکس به هر ویرانهای نمیرسد.
نیست انصاف که از بحر تو با این وسعت
صائب تشنه جگر را دم آبی نرسد
هوش مصنوعی: این درست نیست که با این همه وسعت و عمق دریا، شخصی که به شدت تشنه است، نتواند حتی قطرهای آب از آن به دست آورد.