برگردان به زبان ساده
هر کجا قصه آن طره و کاکل گذرد
موج آشفتگی از دامن سنبل گذرد
هوش مصنوعی: هر جایی که آن دختر با موهای زیبایش حضور داشته باشد، آرامش و خوشی از زندگی رخت برمیبندد و هیاهو و آشفتگی جاگزین آن میشود.
که گذشته ازین باغ، که تا دامن حشر
عرق شرم ورق بر ورق گل گذرد
هوش مصنوعی: باغی وجود دارد که تا روز قیامت، عرق شرم بر روی گلبرگهایش میریزد و به زیباییاش میافزاید.
دامنش در گرو خار ندامت ماند
شوخ چشمی که ز عاشق به تغافل گذرد
هوش مصنوعی: دامن او به دلیل ندامت و پشیمانی درگیر خاری شده است، او که با چشمان بازیگوشش به سادگی از کنار عاشق میگذرد و توجهی به او ندارد.
دامن حسن غیور تو ازان پاکترست
که تمنای تو در خاطر بلبل گذرد
هوش مصنوعی: دامن زیبایی تو آنقدر پاک و معصوم است که آرزو و خواستههای من در دل بلبل هم نمیگنجد.
ننهم پای ارادت به حریمی که در او
حرف طول امل و عرض تجمل گذرد
هوش مصنوعی: من به حریمی که در آن از آرزوهای بیپایان و تجملات حرف زده میشود، پای ارادت نمیگذارم.
گریه حسرت ما از سر افلاک گذشت
سیل پرزور چو افتد ز سر پل گذرد
هوش مصنوعی: حسرت و اندوه ما چنان عمیق و شدید است که از آسمانها نیز فراتر میرود. همچون سیل قوی و قدرتمندی که وقتی از یک پل پایین میآید، همه چیز را با خود میبرد.
کشتی عقل، خراباتی این گرداب است
زهره کیست دلیر از قدح مل گذرد؟
هوش مصنوعی: کشتی عقل در این گرداب مشکل و چالش، دچار آسیب و مشکلات است. کسی را که دلیر و شجاع باشد، پیدا نمیشود که از شراب غم و مصیبت عبور کند و جان سالم به در ببرد.
بس که در هر گذری راهزنی پنهان است
رشته از کوچه گوهر به تأمل گذرد
هوش مصنوعی: در هر کوچه و گذری، افرادی هستند که ممکن است به طمع دزدی و تبهکاری پنهان شده باشند. بنابراین لازم است با احتیاط و دقت از کنار چیزهای ارزشمند عبور کنیم.
اگر از عمر گرانمایه بیابد مهلت
صائب آن نیست ز کشمیر و ز کابل گذرد
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد از عمر ارزشمند خود بهرهمند شود، زمان مناسب برای این کار نیست و باید از سرزمینهای دوردست مانند کشمیر و کابل عبور کند.