برگردان به زبان ساده
حصاری آدمی را به ز همواری نمیباشد
دعای جوشنی چون ترک خونخواری نمیباشد
هوش مصنوعی: آدمی را نمیتوان به سادگی از بدیها و آسیبها محافظت کرد، زیرا دعا و نیایش نمیتواند جایگزین ترک کردن رفتارهای ناپسند یا خوی خونخواری شود.
مرا از خانه زنبور آتش دیده، روشن شد
که حسن عاقبت با مردمآزاری نمیباشد
هوش مصنوعی: با دیدن آتش در کندوی زنبورها، متوجه شدم که پایان خوب و خوشی در زندگی با آزار دادن دیگران به دست نمیآید.
سبکباری به مقصد میرساند زود رهرو را
سفر را سنگ راهی چون گرانباری نمیباشد
هوش مصنوعی: سبکبار بودن باعث میشود که مسافر سریعتر به مقصد برسد، زیرا سنگینی و بار زیاد سفر را سخت و دشوار میکند.
جرس بیجا گلوی خود ز افغان پاره میسازد
ره خوابیده را امید بیداری نمیباشد
هوش مصنوعی: زنگ خطر بیجهت به صدا در میآید و به خاطر آوازش، خواب را بر هم میزند. در این حال، امید بیداری و به حرکت درآمدن در راهی که خوابیده است، وجود ندارد.
نشد هرکس عزیز از خواری دوران نیندیشد
یتیمان را خطر از خط بیزاری نمیباشد
هوش مصنوعی: هر کسی که در این دنیا به مقام و عزتی رسیده، نباید فراموش کند که در برابر سختیها نمیتواند بیخیال باشد. یتیمان و ناتوانان همیشه در خطر هستند و نباید طعنه و بیاحترامی به آنها رواج یابد.
ز شعر تر بزن بر روی خوابآلودگان آبی
که در روی زمین خیری چنین جاری نمیباشد
هوش مصنوعی: بر روی خوابآلودگان شعری تازه بگو، آبی که در روی زمین جاری است، چنین خیری ندارد.
ز خاکستر دل آیینه تاریک روشن شد
که میگوید سفیدی در سیهکاری نمیباشد؟
هوش مصنوعی: دل در خاموشی و دردهایش به چیزی بدل شده که در دل تاریکی، نوری پیدا شده است. این نور به ما میگوید که هیچ سفیدی و روشنی در کارهای نا درست و تاریک وجود ندارد.
ندارم گرچه غمخواری درین وحشتسرا شادم
که در هرجا طبیبی نیست بیماری نمیباشد
هوش مصنوعی: هرچند در این دنیای تاریک و پر از غم، کسی نیست که به من دلداری بدهد، اما من خوشحالم که اگر بیماری وجود نداشته باشد، طبیب هم لازم نیست.
ز بیدردی تو خرج آشنایان میشوی صائب
وگرنه همدمی چون ناله و زاری نمیباشد
هوش مصنوعی: اگر تو دلی از درد و رنج نداشته باشی، فقط به خاطر آشنایان خود را به نمایش میگذاری و گرنه هیچ همدمی شبیه به ناله و اندوه نخواهد بود.