برگردان به زبان ساده
غمی هر دم به دل از سینه صد چاک می ریزد
زسقف خانه درویش دایم خاک می ریزد
هوش مصنوعی: غم و اندوهی همیشه در دل من وجود دارد که مانند بارانی از سینهام میریزد. درویش همواره در خانهاش با گرد و غبار مواجه است که از سقف میریزد.
سر گوهر به دامان صدف دیدم یقینم شد
که تخم پاک، دهقان در زمین پاک می ریزد
هوش مصنوعی: در دامن صدف، گوهر را مشاهده کردم و این به من اطمینان داد که دهقان، تخم لطیف و باکیفیت را در زمین حاصلخیز میکارد.
زمین یک قطعه لعل است از خون شهیدانش
هنوزش رغبت خون از خم فتراک می ریزد
هوش مصنوعی: زمین یک جواهر گرانبهاست که از خون شهیدانش سرشار است و هنوز هم میل و کشش به ریختن خون از زخمهایش دارد.
عرق افشاندی از رخ، آب شد دلهای مشتاقان
قیامت می شود چون انجم از افلاک می ریزد
هوش مصنوعی: از صورت تو عرقی ریخته شد و دلهای عاشق به شوق و شعف افتادند، مانند ستارههایی که از آسمان به زمین میبارند، در روز قیامت میافتند.
نشاط باده گلرنگ را گر خضر دریابد
زلال زندگی را زیرپای تاک می ریزد
هوش مصنوعی: اگر خضر، که نماد زندگی و حیات جاوید است، باده خوشرنگ و شاداب را ببیند، از شفافیت و زیبایی زندگی زیر پای تاک میریزد.
سر مینا از ان سبزست در میخانه همت
که سر جوش عطای خویش را بر خاک می ریزد
هوش مصنوعی: سر مینا به رنگ سبز است و در میخانه، همت و اراده، نعمت و بخشش خود را بی دریغ بر زمین میریزد.
زحرف سرد بر دل می خوری هر دم، نمی دانی
که از لرزیدن دل انجم از افلاک می ریزد
هوش مصنوعی: هر بار که با کلمات سرد و بیاحساس به دل کسی آسیب میزنید، نمیدانید که همین لرزش و ناراحتی دل، بر روی آسمانها و ستارهها نیز تأثیر میگذارد و باعث میشود که ستارهها از جایشان بیفتند.
زساغر منع صائب می کند زاهد، نمی داند
که می در سینه رنگ شعله ادراک می ریزد
هوش مصنوعی: زاهد از نوشیدن می در کاسهای منع میکند، اما نمیداند که مستی و حالتهای عمیق فهم و درک، در دل او جا دارد.