برگردان به زبان ساده
ای زبون در حلقه زنجیر زلفت شیرها
سر به صحرا داده چشم خوشت نخجیرها
هوش مصنوعی: ای زبانِ شیرین، در دام زلف تو، شیرها به دشت آزاد رفتهاند. به خاطر چشمان زیبایت، شکارچیان نیز به دنبال تو میگردند.
شوق احرام زمین بوس تو هر شب می کند
سنبلستان خاک را از طره شبگیرها
هوش مصنوعی: هر شب، شوق و اشتیاق به بوسیدن زمین تو، سنبلستان را از تار و پود شبگیرها زنده میکند.
می کند باد صبا هر روز پیش از آفتاب
مصحف خلق ترا از بوی گل تفسیرها
هوش مصنوعی: باد صبحگاهی هر روز قبل از طلوع خورشید، کتاب وجود تو را با عطر گل توصیف میکند.
سد راه جلوه مستانه نتواند شدن
سیل تقدیر ترا خار و خس تدبیرها
هوش مصنوعی: هیچ مانعی نمیتواند مانع بروز زیباییهای زندگی شود، حتی اگر تقدیر شما با چالشها و مشکلاتی همراه باشد.
نه همین مجنون نظر بندست در دامان دشت
عشق در هر گوشه در زنجیر دارد شیرها
هوش مصنوعی: مجروح عشق، فقط مجنون نیست، بلکه در دشت عشق، در هر گوشهای، شیرها هم در زنجیر هستند.
بی نیاز از ناز تعویذم که مردان را بس است
حرز بازوی شجاعت جوهر شمشیرها
هوش مصنوعی: من به نیازی ندارم به فریب و ناز و دعایی خاص، چون مردان واقعی برای محافظت از خود به شجاعت و قدرت بازوی خود تکیه دارند، که همانند جوهر شمشیرهاست.
گفتگوی کفر و دین آخر به یک جا می کشد
خواب یک خواب است و باشد مختلف تعبیرها
هوش مصنوعی: در نهایت، بحث و جدل بین کفر و دین به یک نقطه مشترک میرسد، چرا که در حقیقت هر دو یک نوع خواب هستند و تعبیرهای مختلفی از آنها وجود دارد.
با تهیدستان مدارا کن به شکر این که هست
گرد دامان ترا در آستین اکسیرها
هوش مصنوعی: با افراد بیپول و نیازمند با نرمی و محبت رفتار کن، چرا که به خاطر این رفتار، بزرگی و عزت تو بیشتر خواهد شد و به نوعی مانند دارویی ارزشمند در دستان توست.
از سر تعمیرم ای خضر مروت در گذر
برنمی دارد مرا از خاک، این تعمیرها
هوش مصنوعی: ای خضر مهربان، در مسیر خود به من بیتوجهی نکن و به خاطر لطفی که به من داری، مرا از این خاک و عالم طبیعی برنتار.
بر کلاه خود حباب آسا چه می لرزی، که شد
تاج شاهان مهره بازیچه تقدیرها
هوش مصنوعی: چرا بر روی کلاه خود مانند حباب میلرزی؟ که دیگر تاج پادشاهان به بازیچهای در تقدیر تبدیل شده است.
گر نه زندان است خاک و ما همه زندانییم
چیست هر سو از سواد شهرها زنجیرها؟
هوش مصنوعی: اگر زمین زندان نیست و ما همه زندانی نیستیم، پس این زنجیرهایی که در همه جا از سیاهی شهرها میبینیم، چیست؟
موشکافان سر فرو بردند در جیب عدم
پر گره چون رشته تب، رشته تقریرها
هوش مصنوعی: کاوشگران به دقت در دنیای ناشناخته و نامعلوم فرو رفتند، مانند تکههای گرهخوردهای که شبیه رشتههای تب هستند و تلاش میکنند تا مفاهیم و حقایق را بیان کنند.
من کیم صائب که دست از آستین بیرون کنم؟
در بیابانی که ناخن می گذارد شیرها
هوش مصنوعی: من چه کسی هستم که بتوانم در چنین شرایط سخت و خطرناک از خودم دفاع کنم؟ در دنیایی که موجودات درنده و قدرتمندی چون شیرها در آن وجود دارند.